به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


ای دیده!  تورا آینه داری باید
ای قلب! صفا و پایداری باید
از کوچه معشوق اگر می گذری
صدق قدم و شکر گزاری باید
هرچند که از خویشتنت بی زاری
از دوست ولی امید یاری باید ...
من شیعه ام ... کورسویی از تابش جاودانه ی غدیر؛ شعاعی از نسل آسمانی آفتاب ...
من شیعه ام ... رهگذر هماره مهجور تاریخ؛ تصویر گر یک هزاره ی پر ملال ....
امّا ... شیعه ام و عصاره ی حق و رحمت و عدالت پروردگار ... ثمره ی پر بار ترین شجره ی الهی ...
ریشه ام در زمین سبز امید است و شاخه ام در آسمان روشن غدیر ... و وعده داده شده ام به سعادتی ابدی ...آری من شیعه ام و به این موهبت الهی می بالم.
من ایستاده ام امّا ...پرواز داده ام نگاهم را بر فراز بارگاه شاهانه ات .
من ... روبروی گنبد طلائیت ایستاده ام و گلویم پر از سکوتی ممتد از محبت و ارادت است.
اکنون تک تک ذرّات هستی من در موج خیز عطوفت تو شناورند و به امید رسیدن به ساحل امنت به هر شن ریزه ای دست می یازند.
پس مرا ... و سکوتم را ... وتک تک ذرات وجودم را به آفتاب نگاهت برگیر یا شَمسَ الشُّموس ... یا علیّ ابن موسی الرّضا ....