به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


مفهوم بيعت (قسمت اول)

بیعت از كلمه بیع و در لغت به معنی هم عهد و هم عقد شدن و در اصطلاح نیز به همین معنی یعنی معاهده و معاقده و پذیرش به معنی قبول كردن است.
بیعت در سیره و متون اسلامی و بخصوص قرآن كریم دارای ریشه دیرینه تاریخی است و قرآن كریم در این خصوص صراحتاً فرمانی دارد كه می فرماید: (وافوا بالعقود) یعنی نسبت به عقدو عهدو پیمان های فیمابین خودتان پایبند باشید.
واژه بیعت بیشتر از یك واژه حقوق سیاسی است و در واقع دارای ابعاد اعتقادی، اخلاقی، تربیتی ، اجتماعی ، اقتصادی و حتی نظامی است و در جاهایی از یك خمیره و ملات عبادی برخوردار است و حالتی تعهدی می یابد. وقتی شخصی با خدا و پیامبر صل الله علیه و آله و یا امام معصوم بیعت می كند در واقع قیادت و فرماندهی و رهبری و صاحب اختیار بودن او را تا سرحد جان و مال و تمامی دارایی خود با او عهد و پیمان می بندد كه تمامی دستورات و فرامین او را بپذیرد و هر چه را به او امر فرمودند بشنود، بفهمد و عمل كند ودر قبال آن تسلیم محض با شد.درواقع بیعت، جامع و فراتر از همه واژه های تبعیت، تعهد، پیمان، اطاعت و ... می باشد .
همانگونه كه در بالا گفته شد حوزه و دامنه شمول بیعت بسته به موضوع مشخص است مثلاً مومنان قبل از صلح حدیبه با پیامبر صل الله علیه و آله بیعت كردند كه پیامبر صل الله علیه و آله با مشركان و قریشیان مكه مصالحه كنند كه پیمان حدببیه را مراعات كنند و این بعیت پذیرش قیادت رسول اكرم صل الله علیه و آله است. در این خصوص كه قرآن كریم هم در سوره فتح آیه 18 رضایت و خشنودی خداوند را از این عمل مومنان اظهار می دارد و بشارت فتح و نصرت و پیروزی نزدیك را با آنها می دهد.
یا در سوره ممتحنه آیه 12 می فرماید (ای پیامبر صل الله علیه و آله هر گاه زنان مومنه با تو بیعت كردند كه بخدا شركت نورزند و دزدی و زنا نكنند و اولادشان را نكشند ... پس تو ای پیامبر با آنان بیعت كن و برای آنها استغفار بفرما) ، باز این آیه شریفه حوزه و دامنه و شعاع و محدوده بیعت را مشخص كرده است پس بیعت در مواقعی جامع و كامل پذیرش و پذیرفتن قیادت و فرماندهی و رهبری رسول و امام است و زمانی در حوزه و محدوده خاص و هر دو مورد را در بالا از قرآن كریم بیان كردیم.
در واقع موضوع بیعت؛ بر دو پایه و اساس بنا می شود اولاً براساس بیعت و اطاعت از پیامبر یا امام یا جانشین پیامبر بعنوان فرمانده و رهبر و ثانیاً بر مبنای شریعت اسلامی ونظام و سیستم كلی و چارچوب دینی كه تمامی دستورات پیامبر صل الله علیه و آله هم بعنوان جزئی از شریعت در آن لحاظ شده است.
كه در تمامی مراتب آن پیامبر صل الله علیه و آله یا امام یا جانشین شرعی او به نیابت از خدا با مردم بیعت می كند كه در حقیقت حكایت از بیعت مردم باخدای تعالی دارد.
كسانی كه با پیامبر صل الله علیه و آله بیعت می كردند به ریاست و ولایت او رضایت می دادند و با ملتزم بودن به اطاعت از پیامبر بعنوان سخنگو و مفسر دین بیعت می كردند. اما در مورد خلیفه و جانشین رسول الله ضمن بیعت با او شرط انجام بیعت را رعایت و عمل به سیره پیامبر صل الله علیه و آله و كتاب خدا قرار می دادند.
دو نكته اساسی در اینجا قابل ذكر است اول آنكه بیعت مردم با پیامبر صل الله علیه و آله و امام و خلیفه رسول الله براساس میل قلبی و رضایت كامل صورت
می گرفته و هیچگونه اجبار و اكراه و زوری در كار نبوده است . دوم آنكه از نظر شرعی امامی رئیس حكومت نیز می گردیدكه امت او را بپذیرند و با  او بیعت كنند و بیعت با او به معنی اقرار به پیروی و اطاعت از او و ملتزم بودن به رعایت دستورات و فرامین او براساس دستورات شرعی است كه در واقع خلیفه و امام هم این خط قرمز شرعی را باید رعایت كند و براساس آن و داخل در حوزه آن حكم براند و فرمان دهدو لاغیر.
(ادامه اين مقاله را در شماره بعدي مجله ملاحظه فرماييد)