به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


ره پيماي يک شبه

از قديم گفته اند: ره صد ساله را يک شبه نمي توان طي کرد. اما در برخی موارد بخصوص ديني و معارفي اين قضيه صدق نمي کند؛ چرا که در طول ساليان متفاوت کم نديده ايم کساني که در مکتب اهل بيت عليهم السّلام با زيرکي و استفاده از لطف بي کران الهي، يک شبه، بلکه در لحظه اي راهي صد ساله، بلکه هزاران ساله را طي کرده اند. قطعاً کساني که کمي با احاديث معصومين عليهم السّلام آشنا باشند، نام "هشام بن حکم" به گوششان آشناست.
هشام که در کوفه متولد شده بود، در ابتدا معتقد به مذهب حقّه ي اماميّه نبوده است. بنابر نقل عمويش هشام در حالي که سن کمي داشته، پس از چند مناظره و مکالمه با امام به حقّ ناطق، حضرت صادق عليه السّلام به مذهب تشيّع مشرف مي شود.
بعد از درک حقيقت، وي همواره ملتزم محافل درس و علم امام جعفر صادق عليه السّلام و پس از ايشان امام موسي کاظم سلام الله عليه مي شود و به سرعت در کسب معارف اصيل الهي گوي سبقت را از خيل شاگردان مي ربايد و جزء خواصّ ياران ايشان مي شود.
هشام بي شک يکي از برجسته ترين علماي تاريخ اسلام تا به اکنون بوده است. بهره گيري از هوش و زکاوت بالا، سعه ي صدر، تحمل بالا در برابر مخالفان، تسلط بر صَناعت کلام، حاضر جوابي و شجاعت، او را در زمره ي شاخص ترين مناظره و مباحثه گران تاريخ تشيّع قرار داده است.
روزي در مِنيٰ فردي بر حضرت صادق عليه السّلام وارد شد و خواستار مناظره با ايشان گرديد. حضرت بزرگان از ياران خود را را طلبيدند.
حُمران ابن أعيُن، محمد بن نعمان، هشام بن سالم و قِيس بن ماصر حاضر شدند. در اين هنگام امام عليه السّلام سرشان را از خيمه بيرون آوردند، ناگهان مشاهده کردند شتري به سرعت مي‏ آيد فرمودند: «بخداوند كعبه، هشام است».
راوي مي گويد ما خيال كرديم اين هشام يكي از فرزندان عقيل ابن ابي طالب است، كه حضرت به او علاقه دارند.
ناگهان مشاهده كرديم هشام‏ بن‏ حكم‏ است كه پشت لبش تازه سبز شده بود و او از همه ي ما جوان تر بود.
حضرت براي او در بالاي مجلس و در کنار خويش جا باز کردند.
يکايک با آن مرد مناظره کردند و او را مغلوب ساختند. در پايان حضرت به هشام فرمودند: «بايد چون توئي با مردم گفتگو كند.»
و در جايي ديگر پس از آن که امام صادق عليه السلام به او امر فرمودند در بين اصحاب ماجراي مناظره اش با عمرو بن عبيد را نقل کند، حضرت فرمودند: «اي هشام! چه كسي به تو ياد داده اين طور مناظره کني؟» عرض کرد: «اين طريق را از وجود مبارك شما ياد گرفته، و بر حسب موارد و مصاديق مختلف، خود پياده کردم.» حضرت فرمودند: «سوگند به خدا، كه اين نوع از مناظره در صُحف حضرت ابراهيم و موسي نوشته شده است.»
بعضي از علماء گفته اند که هشام نسبت به عقايد فيلسوفان نقد و طعن داشت و در علوم نقلي هم تبحر کافي داشت.
هشام آثار مکتوب بسياري نيز داشته که هيچ يک از آن ها در اختيار ما نيست.
در تأييد و تمجيد مقام و مرتبه ي هشام، بزرگان علم رجال و غير رجال سخن هاي فراوان گفته اند که اين فرصت کم مجال پرداخت به آن را ندارد و ما در اينجا به يک کلام از حضرت جواد الأئمه عليه السلام بسنده مي کنيم.
ابوهاشم جعفري گفت به حضرت جواد عليه السلام عرض كردم: «درباره ي هشام‏ بن‏ حكم‏ عقيده ي شما چيست؟»
فرمودند: «خدا او را رحمت كند چقدر از اين ناحيه (از حقانيت ما) دفاع مي كرد.»