به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز



لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ

نمي رسد كسي به وصف خدا از ديدن. «مُعايِنَة» يعني به عين ديدن. يعني چه به چشم سر و چه به چشم دل، كسي به وصف خدا نمي رسد چون وصف خدا بزرگ است."لايَلْحَقُ أَحَدٌ " هيچكس نمي رسد و ملحق نمي شود «وَصفَهُ» به وصف خدا «مِن مُعايَنَةٍ» از ديدن.
يعني چه؟ يعني اينكه خداوند متعال چون "وَاللهُ مِن وَرَائِهِم مُحِيطٌ" چون خدا به انسان ها و به موجودات احاطه دارد و احاطه اش هم فقط احاطه علمي نيست.
هم احاطه وجودي است و هم احاطه علمي. تمام موجودات مُحاط خدا هستند و تحت تدبير و اداره ی خداوند. چون محاط هستند. محاط به محيط نمي تواند احاطه پيدا كند. بنابراين همان طوري كه ذات خداوند متعال قابل نيل نيست و قابل رسيدن نيست ، وصف خدا هم از حركت موجودات قابل نيل و رسيدن نيست.
ممكن است بشر تحقيقاتي بكند و مطالعاتي بكند و مقايسه اي بكند، تشبيه كند صفات خود را با صفات خدا، آن را بزرگتر كند. اما آن صفت خدا نيست.
چون اصل ملاك خداشناسي همان است كه در قرآن كريم است: «لَيسَ كَمِثلِهِ شَیءٌ».
پس هر صفتي را به هر اندازه يك بشر تصور كند و احاطه پيدا كند آن صفت ، صفت خدا نيست . معقول خودش است.
طبق فرمايش معصومین عليهم السّلام هم هر چه از خدا تصور مي كنيد و تعقل مي كنيد " فَهُوَ مَخلُوقٌ لَكُم مَردودٌ لَكُم اِلَيكُم " اين ها فكرهاي شماست، مخلوق شماست و به سوي شما برگردانده مي شود. پس انسان هر چقدر هم معاينه كند و هر چقدر با چشم دل هم ببيند .
به وصف خدا نمي رسد مگر مقداري خدا به او معرفت خودش را  بدهد . كه ما در زمان غيبت كبری و صغری ماموريت داريم يعني مامور شديم، توصيه شديم از طرف ائمه طاهرين عَلَيهِمَ السَّلام كه بگوييم " اَللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَكَ... " خدايا تو خودت ، خودت را به ما معرفي كن .در قرآن هم داريم كه به وصف خدا نمي رسند .
خدا را نمي توانند توصيف كنند " اِلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصُونَ " مگر بنده هايي كه مخلص هستند و خالص شده اند .

"والسّلام عليكم و رحمة الله وبركاته"

 

منابع:

این مطلب درس گفتاری در شرح خطابه ی غدیر است لذا سعی شده است که قالب گفتاری آن تاحد ممکن حفظ شود.