به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


وَالَّذی يُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ وَلامَعَهُ شَريكٌ فی تَقْديرِهِ وَلا يُعاوَنُ في تَدْبيرِهِ

«« خداوند متعال همان « اَللّه » است كه اراده اش را به انجام مي رساند.»»
« ينفذ » یعنی کارش را نفوذ مي دهد، انفاذ مي كند و پيش مي برد.
« بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ» بدون اين كه با كسي مشورت كند و مشورتي داشته باشد. خود به تنهايي انجام مي دهد.
« وَلامَعَهُ شَريكٌ » شريكي در سطح خودش ندارد. اگر كساني كارهايش را انجام مي دهند، تحت فرمان او هستند، زیرا خدا جهان را اداره مي كند، اما مديراني هم خودش خلق كرده است، كه ايادي خدا هستند. به طور مثال: اگر اراده نمود زمین را گرم كند، به آفتاب دستور داده تا گرم كند. اگر اراده کرد زمین سرد شود، به باران و برف فرمان داده تا سرد كنند.
« بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ وَلامَعَهُ شَريكٌ فی تَقديرِهِ ». مَعَهُ  يعني در سطح خودش، شريكي كه قدر و تقدير و اراده نماید، نیست.
« وَ لا يُعاوَنُ فی تَدبيرِهِ » در مدیريت نیز، خدا معاون ندارد.
سه جمله ی فوق، از يك نقطه برمي خيزد و آن توحيد در افعال است. تمامي افعال جهان به خدا باز مي گردد. خدای واحد لاشَريكَ لَهُ است.
اگر عوامل و كساني فرمان و اراده خدا را عمل مي كنند، شركاي خدا نيستند، بلكه ايادي و عمال خدا هستند.
اشكالي به شيعه گرفته مي شود، كه چرا برای برآوردن بسياري از حاجات خود، به پيغمبر صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ و ائمه علیهم السّلام مراجعه مي كنيد.
پاسخ، اين است كه:
اولاً: آنان به وسيله ی خدا تعيين شده اند و اگر به اينها توجه و از وسیله بودن آنان استفاده مي كنيم، به دلیل امر خداست.
ثانیاً: ما آنان  را عبادت نمي كنيم، بلكه آنان را وسیله و ابزار اعمال اراده خداوند مي دانيم.
در این فراز از خطابه، پیغمبر صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، در ابتدا انفاذ امر؛ يعني خلقت و پيش بردن، سپس «وَ لا مَعَهُ شَريكٌ فی تَقديرِهِ » در تمام اندازه گيري ها خدا تك است و شریک ندارد و در انتها، « وَ لا يُعاوَنُ فی تَدبيرِهِ » تدبير ادامه و سامان ريزي حكيمانه خلقت و آفرينش است، را بیان فرمودند.


"والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته"

 

منابع:

متن بالا درس گفتارهایی است در شرح خطابه ی غدیر که سعی شده است تا حد ممکن حالت گفتاری آن حفظ شود.