به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


«همسر آفتاب»

تو گل از باغ معرفت چيدي
در رسول خدا، خدا ديدي
آنچه ناديده بود چشم كسي
ديدي و گل شدي و خنديدي
شهد اقرء زدست پيغمبر
وحي نازل نگشته نوشيدي
با محمد نماز مي خواندي
در كنار علي درخشيدي
سجدة آفتاب بر خاكت
ماه احمد شدي و تابيدي
در بهشت نبوت و توحيد
مام ام الائمه گرديدي
نخل طوباي آرزوي نبي
باغ سبز هميشه جاويدي
هر كجا بر نبي جسارت شد
مثل شير خدا خروشيدي
سال شد بر رسول عام الحزن
تا تو صورت به خاك پوشيدي
شهر مكه است شهر غربت تو
اشك "ميثم" نثار تربت تو

 
غلامرضا سازگار


کعبه آن نماد توحید سال ها در میان بیابان حجاز ایستاده بود و مردمان پیرامونش قدم به قدم به سوی انحطاط و کفر گام بر می داشتند.
در آن دوران خدیجه سلام الله علیها، بانوی بانوان قریش، خواب دید خورشید بالای کعبه چرخید و در خانه اش فرود آمد و تعبیر رؤیا گونه ی خوابش آن بود که در بهت و تعجب همگان با محمّد امین صلّی الله علیه و آله وسلّم  ازدواج کرد .
خدیجه سلام الله علیها  از روزی که هم قسم شد یار محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم باشد، لحظه ای او را تنها نگذاشت و با تمام ثروت و قدرتش اسلام و راه همسرش را تبلیغ کرد.«و تو را فقیر الی الله یافت و سپس بی نیاز کرد»(1)
پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم در مورد ایشان می فرمایند که:
«والله بهتر از خدیجه روزی من نشده است . وقتی مردم مرا تکذیب می کردند، به من ایمان آورد و زمانی که مردم از انفاق ثروت خویش خودداری می کردند، مال خود را انفاق کرد.»
این بانوی بزرگوار که زمانی ثروتمند ترین زنان قریش بود و روزگاری بر سر او کنیزکان از پر طاووس سایبان می گسترانیدند و ثروت افسانه ای اش هر عربی را می ترساند، سه سال در شعب ابی طالب میان یک دره سنگلاخ در آن آفتاب سوزان حجاز حتی لقمه ای نداشت که بر دهان بگذارد.
رساندن سلام به او، تنها حاجت جبرئیل بود از پیامبر هنگام بازگشت از معراج.(2)
در لوح افتخاراتش، همسر و همدم رسول خدا بودن، اولین ایمان آورنده به رسولش به چشم می خورد و کامل کننده ی این لوح آن است که ایشان سر چشمه ی کوثر و مادر بانوی اسلام حضرت فاطمه سلام الله علیها می باشند.
خدیجه سلام الله علیها بعد از سال های سخت در شعب ابی طالب، سر انجام در ماه رمضان دهم بعثت در بستر مرگ آخرین سخن را به پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم این گونه فرمودند:
«ای رسول خدا! من در حق تو کوتاهی کردم و آن چه شایسته ی تو بود انجام ندادم. از من درگذر، که اگر اکنون دل در طلب چیزی داشته باشم خشنودی تو است.»
از امام صادق علیه السّلام  روایت است که وقتی خدیجه سلام الله علیها وفات کرد، فاطمه سلام الله علیها  به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم  پناه برد و به دور پدر می چرخید و می گفتند:
«پدر جان! مادر من کجاست؟»
جبرئیل نازل شد و عرض داشت:
«ای رسول خدا پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام الله علیها سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای سکنی دارد از یاقوت و زبرجد که اطاق هایش از طلا است و با زنان بهشتی همچون آسیه و مریم همنشین است.»

 

منابع:

(1)سوره ی ضحی آیه 8
(2)شیخ طوسی،الامالی ص175
(3)زنان صدر اسلام به قلم محمّد علی بحر العلوم