به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ

رَبّ يعني پروردگار. از لغت ربَبَ است. به معناي رَبَیَ است. ربَيَ كه از آن تربيت گرفته شده، به معناي نمو دادن است.
رَبّ كه از لغت رَبَبَ است به معناي پروراندن است. پروردگار كه مي گويند، يعني كسي كه مي پروراند. مي پروراند يعني مثلاً ربُّ الدّجاجة يعني كسي كه جوجه مي پروراند. جوجه را از حالتي به حالت ديگر مي رساند. اين معناي رَبّ است.
دومين و بزرگترين اسم خداوند بعد از«اَلله»، «رَبّ» است و «رَحمان». كه اين ها شامل بقيه ي اسماء و صفات الهي هستند و اين ها زير مجموعه ي « اَلله» هستند. اسماء خدا را اگر به صورت هرم ترسيم كنيم در رأس آن " اَلله" است؛ بعد «رَبّ » و «رَحمان» است.
ربوبيّت، شامل همه ي موجودات مي شود. لذا موجودات هر چه از خدا مي خواهند اگر بگويند  رَبّ است، درست است.
ولي اگر موجودات شفاي مريضشان  را مي خواهند بگويند «يا رازِقُ»، فرق دارد، بگويند مثلاً «يا قاصِمَ الجَبّارينَ» فرق دارد.
وقتي كه شفاي مريضشان را مي خواهند بايد بگويند  «يا شافي يا معافي». وقتي كه روزي بخواهند بايد بگويند  «يا رازِقُ».
وقتي كه آزادي زنداني شان را بخواهند بايد بگويند« يا مُخلِصُ». وقتي كه قصاص بخواهند بايد بگويند «يا مُنتَقِمُ». اما اگر بگويند «يا رَبِّ » همه جا درست است. يعني اسم ربوبيّت و معناي ربوبيّت در تمامي اين ها جاري است.


«رَبُّ المَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ » بزرگي خدا را به بشر نشان مي دهد. مي گويد تو كه چيزي نيست، زمين كه چيزي نيست. خدا پروردگار فرشتگان و فرشته ي روح است. اين كه روح، جداگانه از فرشتگان گفته شده، بعضي احتمال مي دهند كه همان حضرت جبرئيل علیه السّلام باشد.
ولي خيلي از روايات مي فرمايد كه منظور از ملك روح، بالاتر از حضرت جبرئيل علیه السّلام است كه در قرآن هم اختصاصاً گفته شده " تَنَزَّلُ المَلَآئِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِاِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ " به خاطر اين كه روح  يك فرشته اي است بزرگ تر از فرشتگان ديگر؛ حتي از اسرافيل و عزرائيل و ميكائيل؛ و جبرئيل علیه السّلام كه خيلي بزرگ است و در قرآن  هم اسمش آمده به عنوان اينكه پيغمبرصَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ را تأييد مي كند به روحُ القُدُس. روحُ القُدُس همين روح است.
وقتي مي فرمايد : «رَبُّ المَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ» يعني خداوند متعال پروردگاري دارد نسبت به فرشتگان و فرشته ي روح و اين كه پروردگارِ فرشتگان و فرشته ي روح است. اين بزرگي خدا، به بشر مي خواهد نشان بدهد كه فقط پروردگار تو نيست. اگر قرار باشد به بزرگي خلقت توجه كنيم، اين بزرگي در مورد فرشتگان و فرشته ي روح خيلي مهم تراست.           

"و السّلام عليكم و رحمة  الله و بركاته"




 
به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ

خداوند متعال تفضل مي كند بر همه ی موجوداتي كه از هيچ آن ها را آفريده.
تفضّل مي كند يعني حقوق نمي دهد. ابتدا مي كند به لطف. تفضّل و فضل يعني ابتداي به لطف بدون سابقه.
« مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ » خدا تمام موجوداتي را كه از هيچ آفريده به آن ها تفضّل مي كند و تفضل كرده.
«بَرَأَهُ»  به معناي اين است كه از هيچ آفريده. خلق، ممكن است كه متريال داشته باشد. اما بدع، متريال ندارد. بَرَأَ و بَدَعَ.
« بَدَعَ » به معناي بدعت. ابداء به معناي اين است كه سابقه ندارد.« بَرَأَ » هم همين طور است كه اسم فاعلش مي شود «باري».
مي گويند باري تعالي، در واقع بارئ تعالي است.«هُوَاللهُ الخَالِقُ البَارِئُ المُصَوِّرُ ».


تفضّل يعني اين كه بدون اين كه استحقاق داشته باشد و طلبكار باشند، خداوند لطف كرده،« مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ » خداوند طول كرده.
«طول» يعني نعمت دادن. «مُتَطَوِّلٌ» يعني خدا قبول كرده كه نعمت بدهد بر همه ی كساني كه آن ها را انشاء كرده.
«اِنشاء» هم به معناي بي سابقه خلق كردن است. چون يك خلق داريم و ديكته داريم  ويك انشاء داريم. ديكته يعني از روي جملات قبلي مي نويسيم.
ولي انشاء يعني خلق مي كنيم و ابتدا مي كنيم بدون سابقه.
اينجا  پيغمبرصَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم مي فرمايند كه:
« خداوند تفضّل مي كند و مُتَفَضِّل است بر همه ی موجودات كه از هيچ آفريده و مُتَطَوِّل است. نعمت دهنده است بر تمام موجوداتي كه آن ها را ايجاد كرده.»
كه اولين نعمت هم هست، نعمت هستي. بعد تطوّل و تفضّل كه مي كند و ادامه مي دهد، نعمت هايي است كه فرع بر هستي است.
يعني علم، قدرت، حيات، سمع، بصر، كمال....همه ی اين ها صفاتي هستند كه اين ها فروع كمال اصلي هستند كه كمال اصلي همان هستي است.

"والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته"