به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


طاووس آل طاووس


يکي از خانواده هايي که در طول تاريخ تشيّع خدمات فراواني در راه حفظ و نشر آثار معصومين عليهمُ السّلام انجام داده اند، خاندان "آل طاووس" است.
در بين اين بزرگواران که همگي از سادات حسني و از نسل حسن مُثنّي فرزند امام حسن مجتبي عليه السّلام مي باشند، مرحوم سيّد رضيّ الدّين، ابوالقاسم علي بن موسي، معروف به "سيّد ابن طاووس" رضوان الله تعالي عليه برجسته تر و مشهورتر است.
از طرف مادر نيز نسب ايشان به حضرت امام حسين عليه السّلام مي رسد. از اين رو، ايشان را «سيّد ذِي الحسنين» ناميده اند.
بنابر نقل خود سيّد ابن طاووس در کتاب کَشفُ المَحجّة، قبل از ظهر پنج شنبه 15 محرم 589 ه ق در حِلّه، در نزديکي بغداد پاي به جهان گشود.
وي در دوران جواني 3 سال در نجف اشرف، 3 سال در کربلا  و 3 سال هم در کاظمين در جوار بُقاع متبرکه معصومين عليهمُ السّلام به عبادت و کسب معارف دين پرداخت. ايشان قصد داشت 3 سال هم در سامراء مجاور شود که به دليل شرايط موجود زمان اين امکان برايش فراهم نشد.
سيّد ابن طاووس داراي چنان جايگاه و شخصيّت برجسته بود که حتّي سلاطين معاصرش هم، او را مورد احترام و اِکرام قرار مي دادند.
همچنين شأن وي در بين بزرگان عامّه قابل توجه بوده است و در بين علماي شيعه هم به مقامي رسيد، که مرتبه ي وي مثال زدني مي باشد.
تمامي شرح حال نويسان بعد از سيّد، همواره او را ستوده و به کرامت ياد کرده اند.
شيخ حرّ عاملي مي گويد: «جايگاه علمي، فضيلت، زهد، عبادت، وثوق، فقه، بزرگي و پارسايي او مشهورتر از آن است که به ياد کردن نياز باشد.»
مرحوم سيّد ابن طاووس داراي تأليفات بسياري است که هريک جزءِ برترين متون حديثي و علمي محسوب مي شوند.
برخي از کتب وي عبارتند از: جَمالُ الاُسبوع، فَلاحُ السّائِل و نَجاحُ المَسائِل، مِصباحُ الزّائِر و جَناحُ المُسافر، المَلاحِمُ و الفِتَن في ظهورِ الغائِبِ المُنتظَر، المَلهوف عَلي قتلَي الطُّفوف (اللُّهوف)، مُهَجُ الدَّعوات و مَنهَجُ العِنايات.
نقل کرده اند که امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشّريف در نامه هاي خود، عزت و احترام خاصّي براي ايشان قائل بودند و هم چنين گفته اند که وي "اسم اعظم" را مي دانست و مستجاب الدّعوة بوده است.
سيّد بن طاووس به جايگاه و مرتبه اي رسيده بود که خود مي گويد:  سحرگاهي در سرداب مطهّر، از حضرت صاحبُ الأمر عجّل الله تعالي فرجه الشّريف اين مناجات را شنيدم که مي فرمودند: «خدايا شيعيان ما را از شعاعِ نور ما و طينت ما خلق کرده اي. آنان گناهان زيادي به اتکا بر محبّت و ولايت ما کرده اند.
اگر گناهان آن ها گناهاني است که در ارتباط با توست، از آن ها در گذر، که ما را راضي کرده اي و آن چه از گناهان آن ها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بين آن ها را اصلاح کن و از خُمسي که از حقّ ماست، به آن ها بده تا راضي شوند و آن ها را از آتش جهنم نجات بده و آن ها را با دشمنان ما در خشم خود جمع نفرما».
اين سيّد پاک دامن در صبح دوشنبه 5 ذي القعدة 664 ه ق در بغداد از جهان خاکي ديده فرو بست و پيکر پاکش در جوار جدّ بزرگوارش، أميرالمؤمنين عليه السّلام به خاک سپرده شد.