به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


معرفی أمیرالمؤمنین علیه السّلام در قرآن


چرا نام امام علی علیه السلام در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف در طول تاریخ ‏در جهان اسلام بوجود نیاید و این همه مشکلات پدیدار نشود؟
برای پاسخ به این پرسش بیان می کنیم که :
الف: شکل هدایت به دست و بر عهده ی ما نیست. خداوند خود می داند که به حکمتش، حقایق را چگونه به بشر برساند و تا چه حد صراحت و وضوح را به کار برد، چه بسا پروردگار در مواردی مطالبی را مخفی داشته است تا بزرگان خود را بیازماید.
به داستانی که از قرآن کریم راجع به بنی اسرائیل نقل شده توجه فرمایید:
خداوند می فرماید: «وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ‏ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»
" با موسی علیه السّلام سی شب وعده گذاردیم و این قرار را با ده شب دیگر کامل ساختیم." (1)
در اینجا بنی اسرائیل که تنها از وعده ی نخست به مدت سی شب خبر داشتند وقتی حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السّلام ، پس از سی شب بازنگشت، خیال کردند او از دنیا رفته است و زمینه ی انحرافشان تشدید شد. آیا میتوان گفت که اگر خداوند از ابتدا صراحتاً اعلام می فرمود و وعده ی موسی علیه السّلام چهل شب است، زمینه ی گمراهی بنی اسراییل از میان رفت ...؟ در پاسخ باید گفت این تشخیص ماست ولی به روشنی مشاهده می شود که حکمت الهی به گونه ی دیگری اقتضا کرد و خداوند اراده فرمود که به این وسیله بنی اسراییل را پس از مشاهده ی آن همه نعمت و معجزات بیازماید و آنها وظیفه داشتند با حضور پیامبر الهی و جانشین حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السّلام  در میانشان - یعنی حضرت هارون علی نبینا و آله و علیه السّلام  - از ایشان کسب تکلیف کنند و حق نداشتند به صرف غیبت حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السّلام ، و با ملاحظه یک مجسمه فلزی گوساله که از او صدای حیوان بر می خاست،گوساله پرست شوند.
توجه کنید که منظور از این مطالب، آن نیست که خداوند مساله ی امامت أمیر المؤمنین علیه السّلام را مخفی نگه داشته تا مردم را به وسیله ی آن بیازماید؛ زیرا این امر به صراحت تمام در قران و فرمایشات پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله از روز نخست دعوت علنی حضرتش (2)
تا لحظه رحلت تکرار شد، بلکه منظور آن که میزان تصریح به یک مساله یا نحوه بیان آن است که به حکمت پروردگار عالم مشخص میشود و این موضوع، جای ابراز سلیقه ما انسانها نیست و چه بسا شکل خاصی از اعلام یک موضوع به جهت امتحان کردن بشر باشد، اما به هر تقدیر خداوند حجت خود را بر انسانها تمام می کند و جایی برای عذر باقی نمی گذارد.
ب: قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه ‏جزئیات، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است  اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی، به صراحت نیامده است وتبیین جزئیات را به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است . ابوبصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردم
می گویند: چرا نام علی و اهل بیت ایشان علیهم السلام در کتاب خدا نیست؟ فرمود: به آنان بگو نماز بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد ولی خداوند رکعات آن را که سه یا چهار است در کتابش نام نبرد، تا آنکه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن را برای مردم تفسیر کرد و … (3)
ج: خداوند متعال وعده داده که قران کریم را حفظ خواهد فرمود (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ).
حال اگر خدای متعال وعده ی حفظ قرآن را داده و صیانت آن را به عهده گرفته است، لازمه اش این نیست که منحصراً نحوه ی حفظ آن به صورت خارق العاده و از مجرای غیب باشد، بلکه یکی از علل و اسباب عادی آن، مبهم گذاردن آیات ولایت و تصریح ننمودن به اسامی امامان علیهم السلام و گنجاندن آن آیات در خلال آیات احکام و قصص می باشد.
به عبارتی خداوند شرایط را به گونه ای فراهم ساخته تا زمینه تحریف قرآن به طور طبیعی فراهم نباشد و از میان برود. اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای ‏تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم، ‏در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار ‏شده است و صلاحیت حضرت علی علیه السلام از طرف خداوند سلب گردیده است.‏
به عبارت دیگر، از روایات معصومین علیهم السلام و تحقیقات رجال دین به این نتیجه می رسیم که احتمالاً از جمله موجبات این ابهام و عدم تصریح به نام مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان ولی امر مسلمین در متن قرآن موضوع صیانت قرآن از تحریف بوده است، زیرا منافقان خطرناکی که با پنهان داشتن کفر درونی خود، دست ایمان به پیغمبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم، داده و خود را به طمع رسیدن به اهداف شیطانی در امت اسلامی جا زده بودند و در راه رسیدن به اهداف خود از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم، حتّی به خاندان پیامبر در فجیع ترین صورت خودداری نمی کردند!
کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند، صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف
می کردند، همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند.
وقایع تلخ تاریخ اسلام نشان داد که وقتی قصد به دست آوردن قدرت در میان باشد، کارهای اعجاب آوری مثل حمله به خانه ی دختر رسول خدا صلی الله علیه و اله آن هم تنها چند روز پس از رحلت خاتم الانبیاء (4)و یا دستور به لعن امیرالمومنین علیه السلام بر هر منبر و در هر خطابه (که حدود شصت سال به امر معاویه در کشور اسلامی رواج داشت) و یا خارجی نامیدن نوه ی پیامبر صلی الله علیه و اله، با اینکه همه می دانستند رسول خدا صلی الله علیه و اله، تا چه حد حسین علیه السلام را گرامی میداشت...  جامه ی عمل می پوشد و حذف یک نام از قران، کاری مشکل تر ازچنین اعمالی نبود و اگر باب تحریف قرآن باز می شد دیگر این باب قابل بستن نمی بود.
د: شاید فکر کنیم اگر نام مقدس حضرت علی علیه السلام در قرآن آمده بود، دیگر همه اختلافها برچیده می شد و همگان تسلیم خلافت آن حضرت می شدند، در صورتی که قرآن کریم نشان می دهد که اگر گروهی در صدد انکار حقیقت باشند، حتی این قبیل تصریحات نیز چاره ای نخواهد ساخت.
خداوند متعال در سوره بقره از آیه 247 داستان گروهی از بنی اسرائیل را آورده که به پیامبر خود گفتند: "فرمانده ای برای ما قرار ده تا به فرماندهی او در راه خدا بجنگیم" پیامبر آنان در نهایت گفت: خداوند طالوت را به فرماندهی شما برانگیخته است" آنان بلافاصله گفتند:" چگونه او بر ما فرماندهی یابد در حالی که ما نسبت به فرماندهی از او شایسته تریم و او قدرت گسترده مالی ندارد.
"پیامبر پاسخ داد": خداوند او را بر شما برگزیده» و توان جسمی او را فزونی بخشیده و خداوند فرماندهی خود را به هر کسی بخواهد عطا می کند و خداوند دانا و فزونی بخش است» قرآن کریم نشان می دهد که بنی اسرائیل با آنکه خودشان ابتدا چنین درخواستی از پیامبر خود نمودند و با وجود تصریح پیامبرشان که خداوند «طالوت» را بر شما  برگزیده و برانگیخته، زیر بار او نرفتند.
ه: اگرچه نام امیرالمومنین علیه السلام در قرآن به صراحت نیامده است، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که اولاً به دلیل عدم وجود نام ایشان، انگیزه تحریف در مخالفین و قدرت طلبان ایجاد نمی شود و از سوی دیگر مسئله به قدری روشن و واضح است که حقیقت را بر هر جوینده ای آشکار و حجت را بر همگان تمام کرده است، به آن حضرت اشاره نموده است مانند :
«اًّنَّما وَلِیُّکُمْ الله وَ رَسُولُهُ والّذینَ آمَنُوا الّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاَْ وَ یُؤتُونَ الزَّکاَْ وَ هُمْ راکِعُونَ ؛ ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و نماز را به پاداشته و زکات را در حال رکوع پرداخت می نمایند .»(5)
در این آیه خداوند ولی مومنین را به سه گروه منحصر دانسته است. زیرا در ابتدای آیه کلمه «انما» بکار رفته که حرف حصر است.
برای معنای ولی در این آیه سه احتمال گفته اند که دو تای آنها دوست و یاور است. اما این دو معنا قطعاً با آیه مطابقت ندارد زیرا دوستی و یاری در میان همه مؤمنان جاری است و بالاترین مرتبه دوستی و یاری که برادری است به حکم قران، باید میان همه مؤمنان برقرار باشد. «انما المؤمنون اخوه» (6)
پس تنها معنای سوم باقی می ماند که همان سرپرستی و صاحب اختیار بودن است. سه گروه عبارتند از: خدا و رسول و گروه سومی که خداوند با توصیفی به آنها اشاره کرده است. کسانی که ایمان آورده و نماز می خوانند و در رکوع نماز صدقه می دهند.
جالب اینجاست که شان نزول این آیه شریفه از مشهورترین شان نزول های قرآنی است که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند و نزول آیه را در هنگامی دانسته اند که امیر المومنین علیه السلام در رکوع نماز، به سائلی انگشتر خویش را صدقه دادند.
حتی اگر خداوند بر فرض در آیه ای فرموده بود علی بن ابیطالب علیه السلام خلیفه پیامبر است، باید می رفتیم و بررسی می کردیم که چند علی بن ابیطالب علیه السلام در آن زمان بوده اند و چه بسا این نام برای فرد یا افرادی جعل می شد و یا معلوم می شد هستند کسانی که نام اصلی آنها علی و کنیه واقعی پدرشان ابوطالب بوده است. اما اکنون فارغ از چنین مشابه سازی هایی، در تاریخ و تفسیر روشن است که شان نزول آیه ولایت تنها یک علی بوده است.
یعنی هم او که داماد و پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و اله و همسر زهرای اطهر علیها السلام بوده است.

 

منابع:

1-سوره اعراف142
2.برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به الغدیر چاپ دارالکتب العربی علامه امینی الغدیر،علامه امینی،ج2،ص282و283
3.کافی، ج 1، ص 286
4.برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به کتاب مظلومیت برترین بانو نوشته آیت الله سید علی میلان انتشارات مرکز حقایق اسلامی مراجعه گردد.
5.مائده ، 55
6.سوره حجرات آیه 10