به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


جوينده يابنده است!


يادش به خير! چند ماهي بيشتر به کنکور نمونده بود و من هم کلي درس نخونده داشتم و انبوهي از سؤالات.
بعد از چند سال پشت کنکور موندن امسال بايد قبول مي شدم. آخه پدرم گفته بود اگه امسال هم قبول نشم بايد برم سربازي!
تموم فکر و ذکرم شده بود درس. هر جا مي رفتم، هر کسي رو که مي ديدم، سعي مي کردم سؤالي ازش بپرسم. کدوم کلاس برم؟
کدوم کتاب رو بيشتر بخونم و ... حتي شبا هم خواب کنکور و درس مي ديدم. شايد خيلي از شماها هم اين روزها و حالات رو تجربه کرده باشيد.
روزهايي که دغدغه اي جز کنکور نداشتيم! و چه راه ها و ترفندهايي براي رسيدن به مقصود پيدا مي کرديم!!!
با وجود اينکه دوران مُزخرف و پر ضطرابی بود، اما  درسهای زيادي واسه ي زندگي در اون روزها گرفتم.
تا حالا دقت کردين وقتي يک مسئله به دغدغه توي ذهن ما تبديل مي شه، چطور در مورد اون رفتار مي کنيم؟ و چطور دنبال راه حل مي گرديم؟
خب حالا اگر دين و امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشّريف به دغدغه ي اصلي زندگي ما بدل بشن؟!! اگر تبليغ نام امام عصر عجّل الله تعالي فرجه الشّريف مسأله ي اصلي ما شد ؟!! اون وقت چطور عمل مي کنيم؟
وقتي که تموم ذهن معطوف شد به اين مسائل اون وقته که هر جا بشينيم دَم از اماممون مي زنيم.
همش دنبال اين هستيم که يه کاري براي ايشون انجام بديم، يه خدمتي.
اگر مي بينيد که ديگه ما خيلي تبليغ دين و أميرالمؤمنين عليه السّلام نمي کنيم، علتش اينه که دغدغه هاي ما چيزهاي ديگري هستند. درس، پول، مقام، رفاه و ... !
و اگر به چنين دغدغه اي رسيديم نتايج خارق العاده اون رو خواهيم ديد. اون موقع است که هر جور شده يه راهي پيدا مي کنيم که در جمع خانوادگي يه بحث ديني راه بندازيم. چيزاي جديد ياد بگيريم و ... و البته مهم تر از همه، امدادها و کمک هايرو خواهيم ديد.