به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


اسم مخصوص امام زمان علیه السلام

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، مسئله ی مهدویت، ظهور، فرج و حکومت امام زمان علیه السلام را بسیار صریح و واضح بیان فرموده اند.
به جز مواردی که راجع به مسئله امامت، به صورت کلی صحبت فرموده اند ـ که امام زمان علیه السلام هم بخشی از آن می باشند ـ در چهار بخش دیگر از خطابه ی غدیر اختصاصاً در مورد امام  زمان علیه السلام صحبت فرموده اند و اسامی مختص امام زمان علیه السلام را بیان فرموده اند(دو مورد به نام مهدی علیه السلام و دو مورد به نام قائم عجل الله تعالی فرجه)
در بخش ششم، دردو عبارت؛ در بخش دهم، یک عبارت؛ و در بخش هشتم در ضمن هیجده جمله با لفظ «اَلا» به معنای «آگاه باشید» راجع به امام زمان علیه السلام صحبت فرموده اند. غیر از احوالات بسیار خاص امام زمان علیه السلام ـ که به طور مثال دارای غیبت کبری و غیبت صغری هستند، یا این که از کجا ظهور
می کنند و... ـ همه ی موارد دیگر را پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله، در ضمن بیست و یک بخش خطابه بیان فرموده اند که به آن ها اشاره می کنیم:
در بخش ششم، آمده است:
«مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، »: (1)
«هان مردمان! نور از سوی خداوند در جان من، سپس در جان علی ابن ابیطالب آنگاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می ستاند - جای گرفته،»
در اینجا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، مسئله ی خلقت نوری و ترتیب آن در آفرینش را بیان فرموده اند. به این معنا که در فرآیند آفرینش، نور خلقت از سوی خدا در پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله راه یافته است و سپس از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل شده وسپس در نسل ایشان تا برسد به امام قائم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در نهایت به وسیله ی امام زمان علیه السلام به بقیه ی موجودات رسیده است.
هر چند این موضوع، صریح آیه ی قرآن نیست ولی هم بحث عقلی و هم بحث نقلی و روایات متواتر، مؤیّد این مطلب می باشند.
بحث عقلی؛ قاعده امکان اَشرف نامیده می شود؛ عرفا و فلاسفه ـ در آفرینش ـ از نظر عقلی با قاعده ی اَشرف و اَخَس، وجود یک موجود کامل را ثابت می کنند؛ به این معنا که در امر آفرینش، اگر خدا می خواهد بیافریند، از نظر امکان اَشرف و اَخَس، باید اوّل اَشرف را و بعد فالاَشرف را بیافریند تا برسد به مراتب اَخَس که پایین ترین سطح موجودات است. (این مسئله بحث علمی ـ عقلی دقیقی دارد که این جا در همین حد کفایت می کند.)
ممکن است که جمله «النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ،» فقط راجع به فرآیند هستی نباشد؛ بلکه فرآیند کمالات هستی را نیز در بر داشته باشد؛ به این معنا که خداوند متعال به هنگام دادن علم،  ابتدا علم را به پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله که ممکن اشرف است عطا می فرماید؛ سپس پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله  به امیرالمؤمنین علیه السلام می دهند؛ ایشان نیز به امام پس از خود و به همین ترتیب تا برسد به امام زمان علیه السلام.
در نهایت، کمالات به وسیله ی امام زمان علیه السلام به بقیه ی موجودات می رسد.
در واقع می توان گفت: خداوند متعال، علم و رأفت و رحمت و غفّاریت و ستّاریت و تقوا و هر کمال دیگری را اول به ایشان عطا فرموده و سپس از ایشان به ما رسیده است؛ لذا ما در سیر نزولی حرکت کمالات ـ که از بالا به پایین است ـ در مراتب وجود، بعد از ائمه علیهم السلام هستیم.
در نتیجه، ائمه علیهم السلام بر ما حقّ تقدّم، حقّ ولایت و حقّ وجود دارند.
(مرحوم سید محمدتقی موسوی-اصفهانی در کتاب مکیال المکارم این دسته از روایات را جمع آوری کرده اند)

 

منابع:

(1). سروش آفتاب /بخش  : 110:6