به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


خطبه و خطابه:

در لسان العرب آمده: الخطاب و المخاطبه: مراجعة الكلام، و قد خاطبه بالكلام مخاطبه و خطابا، و هما یتخاطبان.
و از قول لیث آمده: الخطبه مصدر الخطیب. خطب الخاطب على المنبر، و اختطب یخطب خطابة، اسم الكلام: خطبه.
از قول ابومنصور نیز آمده كه الخطبه اسم للكلام الذى یتكلم به الخطیب فیوضع موضع المصدر
{1}
فیروزآبادى در معناى خطبه آورده: خَطبَ الخاطبُ على المنبر خَطابة، بالفتح، و خُطبة بالضم، و ذلك الكلام: خُطبه ایضاً، أو هى الكلامُ المنثورُ المسجعُ و نحوهُ {2}
در تهذیب اللغة آمده: الخطبه مثل الرساله التى لها اول و آخر {3}
ابن اثیر در النهایه ذیل این واژه آورده كه: الخطبه بالضم فهو من القول و الكلام {4}
طریحى در مجمع البحرین گوید: الخطبه تختص بالموعظه و الكلام المخطوب به. فیقال: خطبنا رسول اللّه‏ صلى الله علیه وآله وسلم اىوعظنا{5}
در منتهى الارب آمده: خطبه كلامى است كه در ستایش خدا و نعت نبى‏ صلى الله علیه وآله وسلم و موعظه خلق باشد. نثر مسجع و مقفّا {6}
لذا خطبه كلامى است كه ابتدا و انتها دارد، داراى قافیه است و مسجع مى‏ باشد، در آن حمد و ثناى خداوند و پند و اندرز خلق لحاظ شده است.


غدیر:
در لسان العرب آمده: الغدیر: القطعه من الماء یغادرها السیل أى یتركها {7}
قطع ه‏اى از آب است كه سیل آن را به ‏جا مى‏ گذارد.
حموى در معجم البلدان گوید: غدیر... أصله من غادرت الشى‏ء اذا تركته {8}


خم:
فیروزآبادى در قاموس المحیط آورده: خمّ: بئرٌ حفرها عبد شمس‏بن عبد مناف بمكه {9}
زبیدى گوید: خمّ، واد و ایضاً بئرٌ {10}. در جاى دیگر نیز آمده كه: ... اما الذى یضاف الیه الغدیر فانه دون الجحفه على میال {11}
در معجم البلدان آمده: خم: اسم موضع غدیر خم... و خم موضع تصب فیه عین بین الغدیر و العین، و بینهما مسجد رسول اللّه‏ صلى الله علیه وآله وسلم... و قال الحازمى: خم واد بین مكه و المدینه عند الجحفه به غدیر، عنده خطب رسول اللّه‏ صلى الله علیه وآله وسلم {12}
ابن منظور گوید: خم، غدیر معروف بین مكه و المدینه بالجحفه، و هو غدیر خم {13}
لذا خم آبگیرى معروف بین مكه و مدینه در منطقه جحفه مى‏ باشد.


غدیر خم:
ابن اثیر گوید: غدیر خم، موضع بین مكه و المدینه، تصب فیه عین هناك {14}
جوهرى در صحاح آورده: غدیر خم: اسم موضع بین مكه و المدینه بالجحفه {15}
در تاج العروس آمده: غدیر خم على ثلاثه امیال بالجحفه {16}
غدیر خم نام مكانى است بین مكه و مدینه در منطقه جحفه.


الجحفه:
طریحى گوید: الجحفه، مكان بین مكه و المدینه... سمیت بذلك لان السیل اِجتحف بأهله {17}
در معجم البلدان آمده: الجحفه، كانت قریة كبیرة، ذات منبر على طریق المدینه من مكه على اربع مراحل، و هى میقات اهل الشام... كان اسم ها مهیعة، و انما سمّیت الجحفه لان السیل اجتحفها و حمل اهلها فى بعض الاعوام و هى الان خراب {18}
وى در ادامه میافزاید كه بین جحفه تا غدیر خم دو میل فاصله است.


سند:
شهید ثانى گوید: السند طریق المتن و هو جملة من رواه من قولهم {19}
در قواعد التحدیث از قول ابن جماعه آورده كه: ... فسمى الاخبار عن طریق المتن سنداً... {20}
جمع آن اَسناد مى‏ باشد {21}
به عبارتى سند زنجیره راویان حدیث است كه متن حدیث را از معصوم خبر مى‏ دهد.


 

منابع:

1- ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 360.
2- فیروزآبادى، قاموس المحیط، ص 76.
3-  ازهرى، تهذیب اللغة، ج 7، ص 112.
4-  ابن اثیر، النهایه، ج 2، ص 45.  
5- طریحى، مجمع البحرین، ج 1، ص 662.
6- صفى‏پور، طالب‏نژاد، منتهى الارب، ج 1 و 2، ص 325.
7- همان، ج 5، ص 9.
8- دحموى، معجم البلدان، ج 4، ص 188.
9- فیروزآبادى، القاموس المحیط، ص 996.
10- زبیدى، تاج العروس، ج 8، ص 283.
11- همان، ج 1، ص 500.
12- حموى، معجم البلدان، ج 2، ص 389.
13- ابن منظور، لسان العرب، ج 12، ص 191.
14-  ابن اثیر، النهایه، ج 2، ص 81.
15-  جوهرى، الصحاح، ج 5، ص 1916.
16- زبیدى، تاج العروس، ج 8، ص 283.
17- طریحى، مجمع البحرین، ج 1، ص 346.
18- جحفه، قریه‏ اى بزرگ و داراى منبر بوده كه سر راه مكه به مدینه قرار داشته كه میقات اهل شام بوده و اسم آن مهیعه بوده، جحفه نامیده‏ شده؛ زیرا سیل آن را خراب و ساكنان آن را با خود برده و اكنون خراب شده است (حموى، معجم البلدان، ج 2، ص 111؛ زبیدى، تاج العروس، ج 5، ص 563؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 8، ص 379)
19-  عاملى، زین الدین، الدرایه، ص 7.
20-  قاسمى، قواعد التحدیث، ص 202.
21-  فرهنگستان قاهره، معجم الوسیط، ص 454.