به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


از کوزه برون همان تراود ...

يکي از بزرگ ترين و معروف ترين توليد کنندگان خودرو در جهان، براي کارمنداي خودش دو تا پارکينگ مجزا ساخته.
يکي توي کارخونه واسه ي کارکناني که ماشينشون محصول همين شرکته و اون يکي هم در محلي دورتر از کارخونه براي کارمندايي که از خودروهای ديگه استفاده مي کنند.
به اعتقاد مديراي اين کارخونه بعد از انجام اين کار فروش اون ها بيشتر شده؛ چون که وقتي خريداراي ماشين مي بينند که کساني که در ساخت اين خودرو دخيل هستن، خودشون از يک خودروی ديگه استفاده مي کنند، اعتمادشون نسبت به اين کارخونه کم مي شه!
خُب؟!! حالا اينا چه ربطي به فرهنگ سازي و تبليغ خطابه ي غدير و دين داره؟
نکته مهمي که در مباحث تبليغي بايد مَد نظر ما باشه، اينه که "از کوزه برون همان تراود که در اوست".
ما اگه قصد داريم چيزي رو تبليغ کنيم بايد به اون اعتقاد قلبي داشته باشيم، نه اين که فقط لقلقه ي زبانمون باشه.
مثلاً نمي شه که ما شک داشته باشيم که آيا سند خطابه ي غدير صحيح هست يا نه!!! و در عين حال به دنبال تبليغ اون باشيم، يعني اثر لازم رو نداره.
وقتي که ما به چيزي اعتقاد قلبي و واقعي داشته باشيم و اون رو به ديگران معرفي کنيم، در ضمير افراد حس اعتماد به خودمون و اون مطلب رو ايجاد مي کنيم و اين يعني تأثير صحيح و روش درست. شما با اين نوع تبليغ، و حفظ اين حالت در شناساندن يک موضوع و يا حتي جنس به ديگران موفقيت و نتيجه گيري بهتري خواهيد داشت.
اگر کمي در روش تبليغي بزرگ ترين مبلّغان دين، يعني انبياء و ائمه عليهم السّلام دقت کنيم به خوبي اين مطلب براي ما نمايان مي شه که: علت تأثير گذاري سخن پيام رسانان الهي در جان و صفحه ي دل بشر اين بوده و هست که اونا به حرفي که مي زنند اعتقاد قلبي داشتن و دارن و به آن عمل میکردن.
پس ما هم براي رسوندن پيام حقيقي دين به ديگران بايد اول اعتقادات خودمون رو راجع به اون موضوع تقويت کنيم، تا به قول قديميا حرفمون از دلمون باشه زیرا «حرفي که از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند».