به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


شب رحمت

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی                                          زِ سمت مشرق جغرافیای عرفانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند                                    بیا که صاف شود این هوای بارانی
قیصر امین پور


در شبی جهان پذیرای حضورت شد که حق تعالی فضل خود را به بندگانش عطا می کند، شبی که صاحب آسمان ها و زمین به احسان خود گناهان بندگانش را
می بخشد. شبی که در هر لحظه ی آن، از خدای متعال ندا میرسد،آیا استغفار کننده ای هست که به خاطر گناهانش طلب آمرزش کند، تا من او را بیامرزم. (1)
وتو صاحب آن شب شدی، شب رحمت ، شب مبارک ، شب نیمه شعبان و پدر بزرگوارت حضرت امام حسن عسكری علیه السلام صاحب فرزندی که جدش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم  وعده ی آمدنش را داده بود. مولودی که مادرش فاطمه سلام الله علیها در بین درو دیوار او را صدا زده بود.
آن شب، حکیمه عمه ی بزرگوارت سوره ی قدر را تلاوت می کرد (2) که به ناگاه در هنگامه ی طلوع فجر ، خورشید وجودت از خانه ی نرگس، مادر برگزیده ات، طلوع کرد.
آسمان پر شد از فرشتگانی که برای تبرک جستن از وجود پر برکتت راهی زمین شده بودند، فرشتگانی که وعده داده شده بود که با ظهورت، یاورت خواهند بود.(3)
درخانه ی پسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نوای دل انگیز مولودی پیچید که با ورودش به جهان از خداوند می خواست که او را ثابت قدم بدارد و زمین را به وسیله وجودش از عدل و داد پر کند. نوزادی که بر بازوی راستش نشان از پیروزی حق بر باطل داشت.
«جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقاً». (4)
فرشتگان شاد بودند از آمدن آن انسان وعده داده شده، آن منجی ، ولی افسوس که ما انسان ها هنوز آماده نبودیم، و آن چه خدا برایمان مقدر کرده بود، انتظار بود .سال ها و روز ها از پس هم می گذرند و ثانیه ها در غم غیبتت همچنان عزادارند.
زمین چشم انتظار است تا بر شب تارش بتابی و آسمان هنوز بی شکیب تیغه ی ذوالفقار توست.
تقویم ها نبود تو را ناله می کنند و جهان  فریادرسی می خواهد که خواب ستم و بی عدالتی اش را بر آشوبد.
و ما در انتظار روزی که تو بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که دیگر درهای خانه ها را نمی بندند و قفل، تنها افسانه ای است من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم.
اللهم عجل فرجه واجعلنا من انصاره واعوانه

 

منابع:

(1)مفاتیح الجنان
(2)بحار الانوار –جلد 51 صفحه ی19
(3)الثاقب فی المناقب صفحه ی584
(4) بحار الانوار –جلد 51 صفحه ی19