به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


راه گشاي کليدهاي بهشتي


بي شک آنچه که باعث حيات و قوام دين حق است، حضور حجت الهي (چه ديده شود و چه از نظرها پنهان باشد) بر روي زمين است و اين حقّي عظيم بر گردن ما براي ايشان ايجاد مي کند. اما در اين بين نبايد از حقّ بزرگي که علماي شيعه در رساندن مفاهيم اصيل ديني به ما داشته اند، غافل بود.
بزرگاني که گاه از جان مايه گذاشتند تا مطلبي صحيح از معارف اسلامي را به ما برسانند.
يکي از مشهورترين نويسندگانِ حديثي معاصر "حاج شيخ عباس قمي" رحمة الله عليه، معروف به "محدّث قمي" مي باشد.
شيخ عباس در سال 1254 ه ش در شهر قم قدم به جهان گذاشت. داراي هوش و ذکاوتي فراوان بود. به کسب مقدمات ديني در قم پرداخت و سپس عازم مهد علوم اسلامي، نجف اشرف شد. در نجف در محضر اساتيد بزرگي چون حاج ميرزا حسين نوري (محدّث نوري) کسب علم کرد.
محدّث قمي به دعوت شيخ عبدالکريم حائري يزدي براي بازسازي و احياي حوزه ي باسابقه ي علميّه ي قم به زادگاه خويش بازگشت.
وي داراي آثار مکتوب بسياري است که به چند نمونه از آن اشاره مي کنيم:
1- مُنتَهي الآمال (بخشي از تاريخ زندگي چهارده معصوم عليهم السّلام)
2- نَفَسُ المَهموم (درباره ي وقايع کربلا)
3- الکُني و الألقاب (زندگي نامه ي بسياري از علماي شيعه و سني، شاعران، اديبان، عارفان و اميران)
4- سَفينَةُ البِحار و مَدينَةُ الحَکَمِ و الآثار (فهرست موضوعي تفصيلي احاديث کتاب بحار الأنوار مجلسي)
5- مُستَدرَکِ‌ بحار الأنوار (در حوزه‌هاي علميّه، دستمايه اي براي عالمان ديني است)
6- مَفاتيحُ الجِنان (مجموعه اي از ادعيّه ي منتخب چهارده معصوم عليهم السّلام، که مشهورترين کتاب وي نيز مي باشد.)
شيخ عباس استاد بسياري از فقهاى معاصر شيعه، از جمله: آيت الله ميلاني، آيت الله سيّد شهاب الدّين مرعشي نجفي و آيت ‏الله سيّد مرتضي مرعشي نجفي
مي باشد. محدّث قمى داراي زهد و تقوايي مثال زدني بود.
نقل کرده اند: «در يکي از ماه هاي رمضان از ايشان خواهش کرديم که در مسجد گوهرشاد اقامه ي جماعت کنند، با اصرار اين خواهش پذيرفته شد.
چند روز نماز ظهر و عصر در يکي از شبستان هاي آنجا اقامه گرديد و بر جمعيت اين جماعت روز به روز افزوده مي شد. يک روز پس از اتمام نماز ظهر به من که نزديک ايشان بودم، گفتند: «من امروز نمي توانم نماز عصر بخوانم» و رفتند. ديگر آن سال را براي نماز جماعت نيامدند.
در ملاقات بعدي از علت ترک نماز جماعت گفتند: «حقيقت اين است که در رکوعِ رکعت چهارم، متوجه شدم که صداي اقتداکنندگان که پشت سر من مي گويند:
«يا الله يا الله إن الله مع الصابرين» از محلي بسيار دور به گوش مي رسد، اين توجه که مرا به زيادتي جمعيت متوجه کرد، در من شادي و فرحي توليد کرد و خلاصه خوشم آمد که جمعيت اين اندازه زياد است. بنابراين من براي امامت، اهليّت ندارم.» »
آيت الله عباس كاشاني نقل مي كند: «روزي شيخ عباس قمي را ديدم با عمامه اي كه به جرئت مي گويم دو متر هم نبود. با عصايي از چوب خرما كه حتي تراشيده هم نشده بود. لباس هايي کهنه اما تميز داشت. صورتش چنان نوراني بود كه حد نداشت. او را در يك كتاب فروشي ديدم و اتفاقاً در حضور خودش هر چه كتاب مفاتيح بود را فروختند. خريدار با حرارت از نويسنده كتاب تعريف مي كرد، در حالي كه ايشان را رو ‌به ‌روي خود مي ديد و نمي شناخت.
اين صحنه اثرات عجيبي در من گذاشت.»
شيخ عباس قمي غروب روز ۲۲ ذي الحّجه ي سال ۱۳۵۹ ه ق (1319 ه ش) حالش منقلب گرديد و پي در پي نام ائمه اطهار عليهم السّلام را بر زبان جاري
مي ساخت. آن شب به علت کسالت فراوان نمازهايش را نشسته خواند و نيمه ي شب، دعوت حق را لبيک گفت و به لقاء اللّه‏ پيوست.
مرحوم آيت اللّه‏ سيّد ابوالحسن اصفهاني بر جنازه ي مطهرش نماز خواند و بعد از تشييعي باشکوه، توسط بزرگان و مراجع و عموم مردم، در صحن مطهر حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام، کنار مرقد استادش محدّث نوري، به خاک سپرده شد.