به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

برای مشاهده متن کامل معرفی هر حکایت، روی آن کلیک نمایید.
 
ردیف  قسمتی از حکایت شماره مجله ی  الکترونیک 1841
 
1 آن حضرت جلو آمد و جابر دکمه های پیراهن ایشان را باز کرد و دست بر سینه اش نهاد و.... مجله شماره هشتاد و چهار
2 روزی عربی بادیه نشین به نزد امام حسین علیه‌السلام آمد و عرض کرد: «ای پسر... مجله شماره هشتاد و پنج
3 مرد فقیر به گوشه‌ی مسجد که خلیفه به آن اشاره کرده بود، نگاه کرد... مجله شماره هشتاد و شش
4 می‌دانست همسرش یزید که لقب خلیفه‌ی مسلمین را بر دوش می‌کشید سرمست از این پیروزی،.... مجله شماره هشتاد و هفت
5 امام صادق عليه‌السلام دستور دادند تا خوشه‌اي انگور به مرد نيازمند دهند مرد گفت: «احتياج به انگور... مجله شماره هشتاد و هشت
6 در کنار مسجد دکانی گرفت و سرمایه و کالای خود را در آن جا جمع کرده و تجارت می‌نمود.... مجله شماره هشتاد و نه
7 امام موسی کاظم علیه السّلام فرمودند: «اگر حدود اصلی اش را به من برگردانی آن را از تو می‌گیرم ولی نخواهی داد.»... مجله شماره نود
8 فرمودند: تو کجا و لقمان حکیم ما کجا! سلمان لقمان ماست اگر نمی‌دانی از خود او بپرس... مجله شماره نود و دو
9 تصمیم گرفت تمامی ‌اموال خود را در راه خدا انفاق کند. زمین‌های خود را فروخت و... مجله شماره نود و سه
10 او هنگام کار مشاهده می‌کرد که حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها هر روز به سر مزار شهدای... مجله شماره نود و چهار
11 از این رو وضعیت مالی ایشان بسیار بد بود و حتی گروهی از ایشان در مسجد می‌خوابیدند و... مجله شماره نود و پنج
12 امامت و قرآن معاویه به من بگو کجای قرآن هست که فضائل علی‌بن‌ابی‌طالب نیست؟... مجله شماره نود و شش
13 و اگر علی را به رهبری انتخاب کنم مردم را به شاهراه سعادت هدایت می‌کند و چنان چه مردم از او اطاعت کنند آن‌ها را به بهشت می‌برد ولی... مجله شماره نود و هفت
14 مامون دستور داد بزرگان حکومت و افسران و فرماندهان لشکر عباسی برای بیعت با ولیعهد حاضر شوند..... مجله شماره نود و هشت
15 او نزدیک به چهار سال در شهر مدینه حکمرانی کرد و در این سال‌ها در ظلم و ستم به مردم.... مجله شماره نود و نه
16 امام باقر علیه السلام به صورت ناشناس در میان آن‌ها نشستند. جاسوسان هشام نیز در میان جمعیت نشستند تا خبر این واقعه را به هشام برسانند.... مجله شماره صد
17 روزی در مکه مشغول طواف خانه ی خدا بود. یک دور از طواف خود را گذرانده بود که.... مجله شماره صد و یک
18 امام به شخص قاتل نگاهی کردند و چون او را مومنی فهمیده دیدند از صاحب خون خواستند که او را.... مجله شماره صد و دو
19 او را شناخت و خطابش کرد: «شنیدم تو علی را بر ابوبکر و عمر و عثمان برتری می‌دهی؟»... مجله شماره صد و سه
20 شغل محمد بزازی بود و چون از متولیان شهر بود به شیعیان فقیر بسیار کمک می‌کرد حکومت..... مجله شماره صد و چهار
21 معاویه که از خلافت امیرالمومنین علیه السّلام ناراضی بود به بهانه‌ی قتل عثمان با ایشان بیعت نکرد و.... مجله شماره صد و پنج
22 در این مدت ضعف ناشی از بیماری او را از پا انداخته بود ولی در فراق و دوری امیرالمؤمنین علیه‌السلام.... مجله شماره صد و شش
23 اهل قبیله‌ی نخع بود و از راه دور خود را به شهر مدینه رسانده بود. سال‌های طولانی عمرش را.... مجله شماره صد و هفت
24 او به همراه کاروان امام به شهر طبس رسید. هنگام عبور از کوچه‌های طبس متوجه شدند که از.... مجله شماره صد و هشت
25 خادمِ امام به عیادتش آمد او به همراه خود ظرفی داشت که شربتی در آن بود و با پارچه.... مجله شماره صد و نه
26 همسایه‌ی من هر بار به بهانه‌ی چیدن خرماها بدون اجازه وارد حیاط خانه‌ی من و حریم اهل.... مجله شماره صد و ده
27 وقتی عدالت بی نقص آن حضرت را می دیدند از ترس از دست دادن منافع خویش.... مجله شماره صد و یازده
28 او معتقد بود پس از شهادت امام زین العابدین علیه‌السّلام کسی در فضل و علم و عبادت به.... مجله شماره صد و دوازده
29 هنگامی که در کارزار احد عرصه بر امیرالمومنین علیه السّلام تنگ گشت، ایشان غلاف... مجله شماره صد و سیزده
30 هنگامی که امام به دمشق رسیدند، دربان کاخ هشام سه روز از ورود ایشان به کاخ..... مجله شماره صد و چهارده
31 حضرت به یارانشان فرمودند برای شناخت شخصیت این فرد و ارزش واقعی او باید به طورناشناس او را زیر نظر گرفت و کارهای او را از نزدیک دید.... مجله شماره صد و شانزده
32 پس از آن کاروان اسلام منزل به منزل گام نهاد تا در ایستگاه "الیوم اکملت لکم دینکم" بار بر زمین افکند. غدیر مقصود اکمال دین گشت و.... مجله شماره صد و بیست و پنج
33 در طول سفر به هر منزل و اقامتگاهی که می‌رسیدند و کاروان قصد استراحت داشت داوطلبانه جلو می‌آمد و از مال شخصی خود یک گوسفند ذبح می‌کرد و.... مجله شماره صد و بیست و شش
34 در تاریخ آمده است که مردم مدائن -که به تجملات حکام پیشین عادت کرده بودند- پیرمردی را دیدند که تنها و سوار بر الاغ به شهرشان آمد و.... مجله شماره صد و بیست و هفت
35 ایشان در سال های آغازین هجرت در مدینه مانند نیازمند ترین مردم شهر زندگی کرده بودند و هیچ گاه خدمتکاری نداشتند. ولی می دانستم پس از بهبود وضع..... مجله شماره صد و چهل و نه