به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

آيا اين اطاعت کورکورانه است؟

پيامبر اکرم صلي الله عليه واله در طول خطابه ی غدير اشاره مي فرمايند که حال که علي عليه السلام اين گونه هستند، به او محبت داشته و از او تبعيت کنيد.
پيامبر اکرم صلي الله عليه واله مي فرمايند که علي عليه السلام امام شما است . اين اطاعت پس از معرفي و شناساندن است؛ اطاعت از روي شناخت است و کورکورانه نيست .  پيامبر اکرم صلي الله عليه واله سپس مي فرمايند : من از خودم نمي گويم از جانب خدا مي گويم .
«أَنَّ اللَّه‏ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَ إِمَاما » .«خدا او را براي شما ولي و امام قرار داده و  منصوب کرده است»، من منصوب نکردم بلکه نصب خدا را اعلام کردم.
جمله ها ،کلمه ها  دقيق است. چرا که نمي فرمايند که  من نصب کردم يا من قرار دادم .
پيامبر اکرم صلي الله عليه واله از آغاز دعوت خود فرموده اند که : بگوييد «اشهد ان محمداً عبده و رسوله» . ايشان افتخارعبوديت و بندگي را  به خود بسته اند.اسلام امير المؤمنين عليه السلام هم همين گونه است، ائمه طاهرين عليهم السلام هم تابع پيغمبر اکرم صلي الله عليه و اله هستند، پيروان راستين پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله نيز همين گونه بودند. لذا مي بينيم که يک مورد پيدا نمي شود که سلمان، ابوذر، حجر، حذيفه يماني، و امثال آن ها، در طول تاريخ يک جا به پيغمبر صلي الله عليه و اله اعتراض کرده باشند که اين حرف  شماست يا حرف خدا، از امير المؤمنين عليه السلام تا امام زمان عجل الله تعالي فرجه ، يک حديث يافت نميشود  که بگويند من مي گويم. ائمه مي گويند «عن ابي عن جدي عن رسول الله، عن الله، از جبرئيل از خدا» يعني سخن خود را به پيامبر صلي الله عليه واله وسخن  پيامبر صلي الله عليه واله را نيز به خداوند متصل مي کنند؛ اين عبوديت است . در مکتب امير المؤمنين عليه السلام ، ربوبيت است و عبوديت است و خداست و پيغمبر صلي الله عليه و اله. ائمه عليهم السلام نمي فرمايند که ما از خودمان مي گوييم . تمام را از  خدا مي دانند، علومشان را نيز به قرآن و خدا نسبت مي دهند. ولي در مکتب مقابل ائمه عليهم السلام، به جاي نقل از پيامبر صلي الله عليه و اله ، به استحسان و قياس متمسک مي شوند.
بنابراين ،اين مسئله فطري را که انسان ذاتاً در تکامل زندگي خويش مي خواهد پيرو و تابع باشد، پيامبر صلي الله عليه و اله در جاهاي مختلف آن را تقويت
مي کنند .به اين ترتيب که  چون انسان مي خواهد  تابع باشد، لذا بايد تابع خدا ،پيغمبر صلي الله عليه و اله امير المؤمنين عليه السلام و ائمه عليهم السلام باشيد.
لذا تا قيام قيامت «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم  » پيرو خدا،رسول و اولوالامر باشيد.

 از اين مطالب مي توان به سه نکته مهم اشاره داشت:
اول: مردم در بيشتر سوژه هاي زندگيشان تابع هستند و اين تابع بودنشان فطري است.
دوم: خداوند متعال و پيغمبر اکرم صلي الله عليه واله با حکمتي که از خدا گرفته و متصل به وحي است ، اين تابعيت را فرع بر محبت و محبت را پله بعد از معرفت قرار داده است. معرفت و تابعيت مختص به خدايي است که هر روز و هر شب در نماز تعريف مي کنيم .
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ- لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَد » يعني اگر مي گويد تابع و اگر مي گويد محبت، محبت براساس معرفت است و معرفت هم فطريست و هم ريشه ي استدلالي و عقلي دارد .
سوم: انسان عبادت کننده و بنده ، «عبد» است وخدا، «رب» است .