به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

آرشیو درد دل منتظر؛ قرار گرفته روی سایت خطابه ی غدیر

متن درد دل منتظر
قند در دلم آب می کنند زمانی که نام زیبایت در هرکجا به گوش می رسد. دنیای منی. بهترین بابای دنیایی. مهربانیت از دور هم حس می شود. مگر می شود چون تویی را دوست نداشت؟!
واژه ها در وصفت کم می آورد. زبان قاصر است از توصیف فضل و مهربانی تو. خلقت سر تعظیم فرود می آورد در برابرت و چشم را یارای تحمل این همه زیبایی نیست! چه بگویم در بیان مقامت ای مولای پشت پرده؟!
ناخدای کشتی ایمان! سوراخ کرده ایم این کشتی را! اشتباه کردیم. پشیمانیم. ما را ببخش. کاری کن. تنها خودت ناجی ما هستی. دیگر به کسی امیدی نیست جز خودت.
کتیبه ای بی ستون نصب می کنم بر فراز آسمان از دریای محبت، بخشش بی دریغ و بزرگواریت تا زمین و زمان انگشت حیرت بگزند و آقاییت را به رخ خلق بکشم. از تو باید گفتن به قلم ستایش.
شمعدانی های یاد تو را بر طاقچه ی احساس می نهم و هرروز آبیاری می کنم آن را. هرچند دفتر اعمالم خط خطی شده است اما یاد تو نسیان ناپذیر است. چه کنم چرا که تو بهترین بابای دنیا هستی برای همه.



متن درد دل منتظر
آب و جارو می کنم حیاط دلم را. گرد و خاک عصیان بر سنگ فرش آن نشسته و چهره ی نازیبایی به آن بخشیده است. گفته ای آمدنی هستی. کی اش را نمی دانم اما باید خودم را آماده کنم. می آیی.
سرزمین قلب مان پر شده است از بیگانه. قلب مان را راحت فروختیم. قلبی که امانت خداست دست ما. قلبی که باید مملو از عشق ولایتِ اهل بیت باشد، شده است دنیا پرست. بیگانه پرست. خدایا ما را ببخش.
گاهی می اندیشم که نکند فراموشم کنی اما زود افکارم را پس می گیرم. چرا که خود فرموده ای؛ إنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسینَ لِذِکرِکُم. که ما در رسیدگی به شما کوتاه نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم.
 می نشینم مقابل دار قالی و دار می زنم دل بستگی های پوچ را و متولد می شود از دستانم بر دار قالی، نام زیبایت. نسیم الهی فضای خانه ی را پر کرده است.
دل مان را به این دنیای پوشالی خوش کرده ایم. سعادت آن دنیا را به خوشی های آنی و زود گذر این دنیا فروخته ایم. به خیال خاممان ره توشه ی خوبی داریم اما افسوس که کبک رَوِشیم. کمی بیندیشیم. تنها اندکی.



 1.2.3.4.5.6.7.8.9.10.11.12.13.14.15.16