به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

آرشیو درد دل منتظر؛ قرار گرفته روی سایت خطابه ی غدیر

متن درد دل منتظر
کتاب دلم پر از واژه های فقدان است، پر از جای خالی، سه نقطه، پراز شاخه های خشک، برگ های زردِ چندین ساله، پر از صفحات سفیدیست که گذاشته ام خودت بیایی و قلمیِ شان کنی. نه نمی شود. تا نیایی به چاپ نخواهد رسید.
زمان می گذرد از آمدنت. تو می گذری از ما و هم چنان می گذری. ما می گذریم. می گذریم از تو ولی نمی گذریم از گناه. همه در گذریم. هرکس به طریقی می گذرد. این وسط آن که زیان می کند ما هستیم. تنها ما.
باید در باغچه ی دل مان بار دیگر بذر محبت تو را بکاریم. دیر زمانیست درخت های احساس مان نسبت به تو خشک شده اند. این بار دیگر،  مراقب شان هستم.
سلام پدرم. گفتم عرض ادبی کرده باشم خدمت شما. بی حاشیه می روم سر اصل مطلب؛ راستش مشکلی داشتم که ... .
آری این است ارتباط ما با این منبع نورانی. ما او را برای خودش نمی خواهیم برای خودمان و رفع مشکلات مان می خواهیم. نهایت بی توجهی به او. تنها همین.
سالهاست بر دارِ زندگیم نام تو را می بافم. اما هرگاه به خواب می روم شیطان می آید و قیچیش می کند و من مجبور می شوم از نو ببافم. نگرانم تا میایی دارَم تمام نشود.



متن درد دل منتظر
زیر سایه ی مِهرت روزگار می گذرانم. چه نسیم خوشی می وزد. زندگی زیر سایه ات یعنی زندگانی. بی سایه ات یعنی زنده مانی. زندگی را بی تو نمی خواهم. سایه ات کم نشود مرد بزرگ تاریخ.
این دنیا پُلی ست به سمت آخرت. می ترسم. نگرانم که پل زیر پایم خُرد شود. بریزد. که تباه شود. که تباه کنم این پل را. امیدم، تنها امیدم نگاه ِ پدرانه ی توست. این تنها توشه ی من است. عنایت کن بر اعمالم.
 به یادت به آسمان خیره می شوم! می جویمت. آرزو می کنم بیایی. شهاب عشقت با سرعت از بالای سرم رد می شود.
می خوریم و می آشامیم و اسراف می کنیم و باز اسراف می کنیم. نمک خوردن و نمکدان شکستن که می گویند، حکایت ماست. با وجدان قضاوت کنیم. آیا رواست که دربرابر این خالقِ مهربان با این همه نعمت ناشکری کنیم؟!


 1.2.3.4.5.6.7.8.9.10.11.12.13.14.15.16