به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

آرشیو درد دل منتظر؛ قرار گرفته روی سایت خطابه ی غدیر

متن درد دل منتظر
صدای شر شر باران می آید. جانماز مادربزرگ خیس است. سالهاست که شبها همراه باران می بارد و تو را دعا می کند. می داند که می آیی. من را با عشق تو بزرگ کرده است و من نیز چندین شب است نماز ظهور می خوانم.
قرن هاست که هر صبح، پیمان می بندیم با تو. پیمانی که خورشید طلوع نکرده فراموشش می کنیم. به خاطر همین است که تو نیز قرن هاست طلوع نکرده ای. بس است این غروب طولانی. خفه شدیم از فقدان.
 دنیا شده است بیابان انسانیت. قحطی ِ عاطفه آمده است. خشک سالی ایمان شده است. دیگر بوی جوان مردی مشام را نمی نوازد. عصر ظهور است و منتظران این گونه اند که گفته ام. تنها ادعای انتظار داریم. ادعا...
از این بالا، شهر چه زیباست. شده است هم چون چراغ هایی که چشمک می زنند. نمی دانم از آن بالا شهر در منظَر شما چگونه است؟! به گمانم تاریکِ تاریک است. شاید تنها چند چراغ روشن دلت را خوش کرده باشد.
سایه های جهالت بر خانه ی قلب مان سنگینی می کند. پرده ی غفلت را باید کنار زد و از پنجره ی آگاهی به جهان اعمال نگریست. شیشه را گَرد گرفته است. تنها کافیست قدمی برداریم.



متن درد دل منتظر
به یک خود تکانیِ بزرگ نیازمندیم. به یک تحول عظیم. به یک تغییر محسوس. این را می دانم که باید تکانی بخوریم. دست روی دست گذاشته ایم ولی دست در دستان تو نمی گذاریم. به گمانم دیر شده است آمدنت.
غزلواره ی عشق! بر کویرستان احساس مان ببار و شهد شیرین هدایت را بر رگ های وجدان مان بنوشان. زیباترین نام خدا بر زمین.
نمی دانم چرا هرچه کتاب انتظار را می خوانم حفظ نمی شوم. امتحان نزدیک است و من هنوز آماده نیستم. نکند رد شوم؟! نکند مشروط شوم؟! نکند دیگر دیر شود و این آخرین امتحان باشد؟! باید آماده شوم...
خدا فانوس هدایت را به دست تو سپرده است. در این کوره راه دنیا، باید امام ما باشی و ما پشت سرت راه را بپیماییم. اگربخواهیم با خیال خام خود گام برداریم ومسیری غیر از مسیر تو انتخاب کنیم، بی شک در چنگال گرگان اسیر خواهیم شد.
گاهی آن قدر با واژه ها بازی می کنم که زیباترین جملات را تقدیم آستانت کنم اما به کُل جورچینشان را گم می کنم و مجبور می شوم ساده بگویم. اصلا هرچیزی ساده اش زیباتر است. ساده می گویم؛ دوستت دارم مولا جان.

 

 1.2.3.4.5.6.7.8.9.10.11.12.13.14.15.16