به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

نکات پایانی شرح خطبه‌ی فدک

نکته‌ی اول: حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ از نظر مرتبه و مقام منحصر به فردند در عالم هستی. حتا اهل‌‌‌تسنن هم اگر در مدارک خودشان را بررسی کنند از کلمات پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ و تعبیرات آیات قرآن متوجّه می‌شوند که در عالم هستی مثل و مانند ایشان نداریم.
نکته‌ی دوم: حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ از نظر تکوین و تشریع هم سطح امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ و دومین شخص عالم هستی می‌باشند و روی پله‌ی اول هِرم وجود قرار دارند. یعنی خداوند متعال اولین چیزی که آفریده، نور پیامبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ[1] و بعد از آن نور حضرت علی عَلَیهِ‌السَّلَامُ و حضرت فاطمه عَلَیهِاالسَّلَامُ سپس نور حسنین علیهما‌السلام و بعد نور باقی ائمه علیهم‌السلام.
نکته‌ی سوم: حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ به دلایل اثبات شده از کلمات پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ، دارای مقام عصمت کبری هستند. یعنی ترک اولی هم مرتکب نمی شوند. یعنی بین دو کار خوب، بهترین را انتخاب می کنند. این در حالتی  است که برخی از  پیامبران دارای مقام عصمت، مرتکب ترک اولی شده‌اند.
نکته‌ی چهارم: حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ تنها بازمانده پیامبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ از نظر وارث بودنِ شخصیّتِ اخلاقی، وحیانی و ظاهری در میان مردم هستند و یکی از القاب ایشان "أُمِّ الْأَئِمَّةِ النُّقَبَاءِ" است.[2] یعنی مادر ائمه‌ی غیب‌دان.
نکته‌ی پنجم: حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ ضمن یک دادخواهی، یک دوره اسلام شناسی نیز فرمود‌ه‌اند و طی آن فلسفه‌ و حکمت بیست‌وپنج حُکم از احکام را نیز بیان کرده‌اند.
نکته‌ی ششم: خطبه‌ی شریف فدک توسط متعصب‌ترین علمای اهل‌تسنن نیز نقل شده است و دقّت در این موضوع مهم است! این‌که ما می‌گوییم علمای عامّه نیز مطلبی را آورده‌اند، نمی‌خواهیم به کتب آنان استدلال نماییم‌ بلکه می‌خواهیم بگوییم که حق آن‌قدر روشن است که نتوانسته‌اند انکار نمایند. به عبارتی با این‌که مبنای مکتب اهل‌تسنن نفی عصمت پیامبران و نفی مسئولیّت کلّی دین و مسئله‌ی جانشینی است،‌ اما با مراجعه به کتب اساسی آن‌ها می‌توان حقّانیّت اهل‌بیت علیهم‌السلام را اثبات کرد. مرحوم علامه عسکری[3] در مقدمه کتاب مرآة‌ العقول این بحث را آورده و اثبات کرده است. لذا بیان این مطالب از کتب عامّه از باب بیان فضیّلت اهل‌بیت علیهم‌السلام است که حتا دشمنان ایشان نیز به مقام‌شان اعتراف کرده‌اند.
نکته‌ی هفتم: خطبه‌‌‌ی فدک اولین دفاعیه رسمی از خطابه‌ی غدیر بوده است. زمانی  که به حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ خبر دادند که کارگزار شما را از فدک برداشته‌اند، به نزد امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ آمدند و ایشان فرمودند که پیش ابوبکر بروید زیرا او نرم خو تر از عُمَر است و دادخواهی کن. ایشان تشریف بردند و ابوبکر شاهد خواست و ایشان هم امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ و حسنین علیهماالسلام را و در بعضی از روایت دارد که ایشان ام إیمن و اسماء بنت عمیس را بردند. خلیفه اول قبول کرد و سندی نوشت و به ایشان داد. به یک روایت در منزل ابوبکر[4] و به یک روایت در کوچه بنی‌هاشم خلیفه دوم به ایشان رسید و وقتی فهمید که حضرت سند فدک را گرفته‌اند، آن را گرفت و آب دهان انداخت و پاره کرد.[5] لذا حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ فرمودند تا آخر عمر با شما صحبت نخواهم کرد و راویان اهل‌تسنن هم این را نقل کرده‌اند که حضرت تا آخرین لحظه‌ی عمر شریف‌شان با آن‌ دو نفر صحبت نکردند و حتا وقتی به عیادت ایشان آمدند، حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ جواب سلام آن‌ها را هم ندادند و روی‌شان را برگرداندند. این وقایع که اتفاق افتاد، حضرت با امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ مشورت کرده و صلاح دیدند که با زنان اطرافیان و خدمت‌گزاران و اقوام به صورت ناگهانی وارد مسجد شوند و در حالی که در مسجد جلسه هیئت حاکمه بود، این خطبه را ایراد فرمایند.
نکته‌ی هشتم: این خطبه‌ی در اختصار و سطح ادبیات منحصر به فرد است و ما این‌‌‌گونه تشبیه کرده‌ایم که ادبیات خطابه‌ی غدیر چون‌که برای حدود صدو‌بیست‌ هزار نفر بیان شده است،‌ مانند روزنامه است اما ادبیات خطبه‌ی فدک مانند کتاب کلیله و دِمنه است.
نکته‌ی نهم: پس از وفات پیامبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ، سه باب کسب درآمد اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام تاراج و مصادره شد.
9.1. ارثیه‌ی پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ که حتا پس از انفاق و بخشیدن و صدقه‌ دادن بسیاری از اموال‌شان به فقرا،‌ باز هم بسیار قابل توجه بود.
9.2. باغ فدک که پس از ایشان مصادره شد.
9.3. اموال دیگر اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام که مصادره شد و امروز هم اهل‌سنت آن را مصادره می‌کنند! حق ذی‌القربی یا خُمس است؛ خُمس که مخصوص خدا و پیغمبر و ذوی‌القربی و مساکین و یتامی و ابنا‌ءالسبیل از سادات بود را مصادر کردند. در زمان خلیفه‌ی اول و دوم آن را در اختیار سربازانی که برای گسترش قلمرو حکومت‌شان می‌جنگیدند،‌ قرار می‌دادند و از زمان خلیفه‌ی سوم، دیگر تبدیل به اموال شخصی عثمان‌، معاویه لعنت‌الله‌علیه و دیگران شد.
نکته‌ی دهم: هیئت حاکمه غاصب، اهل‌بیت علیهم‌السلام را در چهار حصر قرار دادند؛ حصر سیاسی و اجتماعی که جانشین را عوض کردند. حصر علمی که مانع نشر و تدوین حدیث بود از زمانی که پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ در حال احتضار بودند و قلم و دوات خواستند. حصر اقتصادی که اشاره شد و حصر عاطفی؛
در پایان این شرح‌های سه دقیقه‌ای من از همه‌ی‌ شما خواهش می‌کنم که یک مقدار جدّی‌تر در نشر معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام کار کنیم که برکت زندگی ما، همین‌ها است و اگر بی‌توجّهی کنیم خدای تعال این نعمت را از ما خواهد گرفت.

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمین


 
[1] {أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورُ نبیّکَ‏} به نقل از غرر الأخبار، ص: 195 و یا {أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي} به نقل از بحار الأنوار (ط–بيروت)، ج 1، ص:97
[2] زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص: 400
[3]  علاّمه ‌آیه‌ اللّه‌ مرتضی‌ عسكری، در سال‌ 1293 هجری‌‌خورشیدی‌ در شهر سامرا پای‌ به‌ عرصه‌ هستی‌ نهاد. وی در ۲۵ شهریور ۱۳۸۶ هجری‌‌خورشیدی در سن ۹۳ سالگی در بیمارستان میلاد تهران درگذشت.
[4] الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 90؛ احتجاج أمير المؤمنين عَلَيْهِ‌السَّلَامُ على أبي بكر و عمر لما منعا فاطمة الزهراء سلام‌الله‌علیها فدك بالكتاب و السنة/ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏29، ص: 128
[5]...... فَدَعَا بِكِتَابٍ فَكَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَكَ فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا، فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ: يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ! مَا هَذَا الْكِتَابُ الَّذِي مَعَكِ؟ فَقَالَتْ: كِتَابٌ كَتَبَ لِي أَبُو بَكْرٍ بِرَدِّ فَدَكَ، فَقَالَ: هَلُمِّيهِ إِلَيَّ، فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَيْهِ، فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ- وَ كَانَتْ عَلَيْهَا السَّلَامُ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ: الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا، ثُمَّ لَطَمَهَا، فَكَأَنِّي‏.......؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏29، ص: 192