به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

وَ اَنْتُمُ الاْنَ تَزْعُمُونَ اَنْ لا إِرْثَ لَنا أَهْلَ الْبَیتِ وَ لا حَظَّ! {أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّة} تَبْغُونَ؟ {وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یوقِنُونَ}. أَفَلا تَعْلَمُونَ؟! بَلى، قَدْ تَجَلّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضّاحِیةِ اَنِّى إِبْنَتُهُ.

بعد از این‌که حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ گله و شکایت‌های بسیار تندی را مطرح فرمودند. از جمله این‌که شما:
1. به ناله شیطان گمراه کننده جواب دادید.
2. برای خاموش کردن انوار روشن دین اقدام کردید.
3. سنّت‌های پیغمبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ را تعطیل نمودید.
4. به بهانه‌ی گرفتن کف‌های روی شیر، آن را جرعه جرعه نوشیدید.
5. برای اهل‌بیت پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ در مخفیگاه‌ها قدم برداشتید و....
در این‌جا حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ به یکی از دو مطلب اصلی[1] که بحث فدک است، اشاره می‌کنند.
وَ اَنْتُمُ الاْنَ تَزْعُمُونَ اَنْ لا إِرْثَ لَنا أَهْلَ الْبَیتِ وَ لا حَظَّ!
شما گمان می‌برید که ما اهل‌بیت ارثی نداریم و بهره‌ای از اموال پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ نمی‌بریم؟!
قبل از این واقعه، حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ پیش ابوبکر رفته‌ و فرموده‌ بودند که فدک هدیه‌ای است از پدرم، ابوبکر شاهد طلبیده بود و وقتی ایشان شاهد آورده بودند، او یک سند برای حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ نوشت و فدک را به ایشان برگرداند.[2] اما در راه برگشت خلیفه‌ی دوم سند را از ایشان گرفت و آب دعان انداخت و پاره کرد. [3]
لذا حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ در خطبه‌ی فدک دیگر موضوع هدیه و کادو بودن فدک را مطرح نکرده‌اند و چون همه می‌دانستند و این مسلّم بود طبق آیات شش وهفت سوره‌ی حشر [4]که فدک مال شخصی پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ بوده است و تنها دختر ایشان هم حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ هستند،‌ بنابراین ایشان موضوع ارث بودن فدک را مطرح نموده‌اند. یعنی اگر دیگرانی نیز بودند که ارث می‌بردند، لااقل بعد از ایشان قرار می‌گرفتند.
{أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّة[5]} تَبْغُونَ؟
یعنی دنبال حُکم جاهلیّت هستید که به هیچ قانونی پای‌بند نبود؟ حرام خوری و تجاوز به اموال یک‌دیگر رواج داشت تا این‌که اسلام آمد.
{وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یوقِنُونَ[6]}
و کیست بهتر از خدا از نظر حاکمیّت برای قومی که یقین دارن
أَفَلا تَعْلَمُونَ؟! بَلى، قَدْ تَجَلّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضّاحِیةِ اَنِّى إِبْنَتُهُ
آیا نمی‌دانید؟! بله، می‌دانید و مخصوصاً‌ این ظلم را انجام می‌دهید، زیرا که برای شما مثل آفتاب وسط روز روشن است که من دختر پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ هستم و اگر من دختر ایشان هستم، چرا حقِّ مرا نمی‌‌دهید؟

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ



[1] یک مطلب غصب خلافت و حقِّ امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ بود و دیگری مسئله‌ی غصب فدک
[2] الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 90؛ احتجاج أمير المؤمنين عَلَيْهِ‌السَّلَامُ على أبي بكر و عمر لما منعا فاطمة الزهراء سلام‌الله‌علیها فدك بالكتاب و السنة/ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏29، ص: 128
[3]...... فَدَعَا بِكِتَابٍ فَكَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَكَ فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا، فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ: يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ! مَا هَذَا الْكِتَابُ الَّذِي مَعَكِ؟ فَقَالَتْ: كِتَابٌ كَتَبَ لِي أَبُو بَكْرٍ بِرَدِّ فَدَكَ، فَقَالَ: هَلُمِّيهِ إِلَيَّ، فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَيْهِ، فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ- وَ كَانَتْ عَلَيْهَا السَّلَامُ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ: الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا، ثُمَّ لَطَمَهَا، فَكَأَنِّي‏.......؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏29، ص: 192
[4] {وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ} *
{ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ.}
ترجمه: و آن‌چه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد، [شما براى تصاحب آن‏] اسب يا شترى بر آن نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را بر هر كه بخواهد چيره مى‏ گرداند، و خدا بر هر كارى تواناست. * آن‌چه خدا از [دارايىِ‏] ساكنان آن قريه‏ ها عايد پيامبرش گردانيد، از آنِ خدا و از آنِ پيامبر [او] و متعلّق به خويشاوندان نزديك [وى‏] و يتيمان و بينوايان و درراه ‏ماندگان است، تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد. و آن‌ چه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگيريد و از آن‌چه شما را باز داشت، بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سخت ‏كيفر است.
[5] المائده (5) آیه 50
[6] المائده (5) آیه 50