به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

فَسَوْفَ نَبْكِيكَ ما عِشْنا وَ ما بَقِيَتْ **** لَنَا الْعُيُونُ بِتِهْمالٍ لَهُ سَكَبٌ

وَ وَصَلَتْ ذلِكَ بِاَنْ قالَتْ:

قَدْ كُنْتُ ذاتَ حَمِيَّةٍ ما عِشْتَ لِى ***** اَمْشِى الْبَراحَ وَ اَنْتَ كُنْتَ جَناحِى
فَالْيَوْمَ اَخْضَعُ لِلذَّلِيلِ وَ اَتَّقِى **** مِنْهُ وَ اَدْفَعُ ظالِمِى بِالرّاحِ
وَ اِذا بَكَتْ قُمْرِيَّةٌ شَجْناً **** لَها لَيْلاً عَلى غُصْنٍ بَكَيْتُ صَباحِى

فَسَوْفَ نَبْكِيكَ ما عِشْنا وَ ما بَقِيَتْ **** لَنَا الْعُيُونُ بِتِهْمالٍ لَهُ سَكَبٌ
"فَسَوْفَ نَبْكِيكَ"
یعنی تا مادامی که تو هستی و تا مادامی که ما هستیم و زندگی می‌کنیم، برای تو گریه خواهیم کرد. "وَ ما بَقِيَتْ لَنَا الْعُيُونُ" یعنی تا زمانی که چشم داریم، اشک‌های ریزان برای ما خواهد بود و برای شما گریه خواهیم کرد.
وَ وَصَلَتْ ذلِكَ بِاَنْ قالَتْ:
یعنی بعد راویان می‌گویند: این چند خط را نیز فرمودند:
قَدْ كُنْتُ ذاتَ حَمِيَّةٍ ما عِشْتَ لِى ***** اَمْشِى الْبَراحَ وَ اَنْتَ كُنْتَ جَناحِى
ای پیغمبر _صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ_! من جایگاهی داشتم در جامعه، مادامی که تو برای ما زنده بودی و زندگی می‌کردی. "اَمْشِى الْبَراحَ" یعنی روی زمین راه می‌رفتم و بال و پَر می‌زدم و شما پَرهایِ من بودید. به عبارتی پدر! تا مادامی که شما بودید، بال و پَر من بودید و حالا که شما رفتید، دیگر این طور نیست.
فَالْيَوْمَ اَخْضَعُ لِلذَّلِيلِ وَ اَتَّقِى ***** مِنْهُ وَ اَدْفَعُ ظالِمِى بِالرّاحِ
امروز در مقابل فرومایه‌ای خضوع و فروتنی می‌کنم و از او پرهیز می‌کنم. دیگر پدری ندارم که از من دفاع کند. با دستان خودم در مقابل ظالم و ستمگر از خویش دفاع می‌کنم. یعنی با دستان خودم، ستمگر را از خودم دور می‌کنم.
وَ اِذا بَكَتْ قُمْرِيَّةٌ شَجْناً **** لَها لَيْلاً عَلى غُصْنٍ بَكَيْتُ صَباحِى
این یک ضرب المثل عربی است. یعنی موقعی که می‌بینیم پرنده‌ی قمری روی شاخ درخت به خاطر گرفتاری و ناراحتی‌اش شبانه گریه می‌کند، من در روز روشن هم از دوری شما گریه می‌کنم.

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ