به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

{أَلَمْ یأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لایعْلَمُهُمْ اِلاَّ اللّهُ، جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَرَدُّوا اَیدِیهُمْ فى اَفْواهِهِمْ وَ قالُوا اِنّا كَفَرْنا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ اِنّا لَفِى شَكٍّ مِمّا تَدْعُونَنا اِلَیهِ مُرِیبٍ}

یک نکته‌ی جالب در مورد قرآن این است که قرآن کتاب داستان نیست! لذا اکر قرآن داستانی را بیان می‌کند، جهت هشدار و درس آموزی است. قرآن کتاب موعظه می‌باشد و لذا از داستان‌ها به اندازه‌ای در آیات آورده است که موجب یادآوری باشد و خیلی توضیح نداده است.
از مفصل‌ترین داستان‌های قرآن، داستان حضرت یوسف عَلَیهِ‌السَّلَامُ است که خداوند چهل سال زندگی ایشان را در آیاتی بیان کرده‌اند. حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ نیز درخطبه‌ی فدک، آیات را به عنوان تذکر بیان کرده‌اند.
{أَلَمْ یأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لایعْلَمُهُمْ اِلاَّ اللّهُ، جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَرَدُّوا اَیدِیهُمْ فى اَفْواهِهِمْ وَ قالُوا اِنّا كَفَرْنا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ اِنّا لَفِى شَكٍّ مِمّا تَدْعُونَنا اِلَیهِ مُرِیبٍ[1]}
{مگر خبر پیشینیان به شما نرسیده چون قوم نوح و عاد و ثمود و نیز آنان كه از پس ایشان آمده‌اند و داستان‌شان را جز خداوند نداند؛ چرا كه پیامبران‌شان همراه دلایل روشن آمدند و آنان دستان در دهانها نهاده _تا پیامبران صحبت نکنند و مردم نشنوند_، گفتند: ما به رسالت شمایان كافریم و به آن چه ما را به آن می‌خوانید، در شك و تردیدیم.}
"بَیناتِ" آیه و بیّنه اصطلاح قرآن و روایات ائمه علیهم‌السلام به معنای آیه و نشانه است. اما واژه‌ی معجزه را اهل‌تسنن باب کرده‌اند و استفاده می‌کنند. واژه‌ی "مُرِیبٍ" یعنی ما شک داریم و به گفته‌های شما یقین نداریم. یعنی حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ به طور غیر مستقیم می‌فرمایند: شما پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ را از نظر ظاهری قبول کرده‌اید و تا ایشان از دنیا رفت، تکذیبش کردید.

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ


 
[1] ابراهیم (14) آیه 9