به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز
 

ثُمَّ قَبَضَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ وَ اخْتِيارٍ، رَغْبَةً بِمُحَمَّدٍ صلى ‏‌الله‏ عليه ‏و‏ آله عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ

سپس بعد از مدتی خداوند متعال او را قبض روح کرد. نکته‌ای که در اینجا هست این است که مرگ را در اصطلاح اهل‌بیت علیهم‌السلام و اصطلاح دین و قرآن کریم، قبض می‌گویند. قبض روح، البته لغات دیگری هم دارد اما یکی از آن‌ها، قبض است. خود لفظ قبض، می‌رساند که مرگ به معنای فنا و نیستی نیست بلکه یک نوع هستی است!
قَبَضَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
یعنی خدا او را گرفت. گرفت مثل این‌که مادر بچه‌اش را گرفت و پیش خودش نگه داشت. قَبَضَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یعنی خداوند او را گرفت و کجا برد؟
اِلَيْهِ
یعنی به سوی خودش برد. ما در قرآن کریم داریم وقتی کسی از دنیا می رود، می‌گوییم:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏ (1)
یعنی همه‌ی هستی و تعلّقات‌مان را می‌گذاریم و به سوی خدا باز می‌گردیم.
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در این‌جا فرموده‌اند:
ثُمَّ قَبَضَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَيْهِ
سپس خداوند متعال او را گرفت و به سوی خودش برد. یعنی در عالمی که دیگر تعلّقات نیست. چون در عالم برزخ و آخرت این تعلّقات و وابستگی‌هایی که مردم در این دنیا دارند، دیگر نیست. مخصوصاً از این حوادث و عوارض دنیا، انسان فارغ می‌شود. جمله‌ی بعدی این است:
قَبْضَ رَأْفَةٍ
خداوند با رأفت و رحمت و محبّت خاص، او را گرفت.


وَ رَحْمَةٍ وَ اخْتِيارٍ
رأفت و رحمت هر دو مهربانی هستند که فرق‌های کوچکی با هم دارند. خداوند هم رئوف است و هم رحیم؛ رأفت را بعضی می‌گویند: نازک‌تر و دقیق‌تر از رحمت است و گویا در رأفت، کسی که رئوف است و محبّت می‌کند، توقع پاداش ندارد، ولی در رحیم ممکن است که خداوند متعال از ما بخواهد که کارهایی را انجام دهیم، به خاطر این‌که این همه به ما نعمت داده است. یعنی به یک نحوی می‌گویند: رأفت دقیق‌تر از رحمت است.
ثُمَّ قَبَضَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ وَ اخْتِيارٍ
سپس خداوند او را را رأفت گرفت و به سوی خود برد. گرفتنی با رحمت و گرفتنی با اختیار؛ اخْتِيارٍ یعنی خداوند او را به عنوان بهترین انتخاب کرد. اختیار به معنی پذیرفتن خیر است. کسی که دارای خیرِ خاص است. خیر یعنی بهتر یا بهترین؛ بنابراین یعنی خداوند بهترین کار را کرد، از بین نگه داشتن و یا بردن در آن عالَم؛ اختیار ممکن است صفت‌اش به پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله برگردد. یعنی بگوییم: خداوند او را به رأفت و رحمت و اختیار خود پیغمبر گرفت و برد.
یعنی به پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله عرضه کرد که آیا می‌خواهی در دنیا بمانی یا می‌خواهی بروی؛ اختیار یعنی خود پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله انتخاب کرد؛ این هم احتمال دارد. من هر دو را می‌گویم که ممکن است در جاهای مختلف معانی مختلفی شده باشد.
پس او را قبض روح کرد و گرفت، قبض روحی و گرفتنی همراه با رأفت و رحمت خدا و با اختیار؛ یعنی خداوند بهترین کس و بهترین چیز را انتخاب کرد که رفتن به آن عالم است و یا خود پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله اختیار کرد بهترین را که گفت من رفتنم بهتر از ماندنم است.
رَغْبَةً بِمُحَمَّدٍ صلى ‏‌الله‏ عليه ‏و ‏آله عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ
خداوند رغبت ومیل داشت برای محمّد -صلى ‏‌الله ‏عليه‏ و ‏آله- که از سختی و رنج این خانه نجات پیدا کند.


وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ

منابع

1) البقرة (2) آیه 156