به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

فَفَرَضَ اللّهُ الاْءِيمانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ

سپس خداوند واجب کرده است ایمان را برای پاک کردن شما از شرک.
این پَس نتیجه‌ی جملات قبل بود که توضیح آن بیان شد. حال که در کتاب خدا، رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ رَحْمَتُهُ الْمَرْجُوَّةٌ و... هست لذا خداوند احکامی دارد که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه‌ی فدک، بیست‌وپنج مورد از آن‌ها را بیان فرموده‌اند. اولین حکم این است:
فَفَرَضَ اللّهُ الاْءِيمانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ
سپس خداوند واجب کرده است ایمان را برای پاک کردن شما از شرک.
آخرین حکمی که حضرت بیان می‌فرمایند، حرمت شرک و وجوب ایمان است. دو طرفِ پارادوکس را فرموده‌اند: ایمان و شرک؛ ایمان یعنی انسان خودش را وارد در امنیت و آرامش کند؛ ایمان از أمن می آید. أمِنَ یعنی در أمن شد، آمَنَ یعنی خودش را وارد أمن کرد. ایمان یعنی انسان خودش را به عمد وارد اأمن کند. فَرَضَ یعنی واجب کرد.
فَرَضَ اللّهُ الاْءِيمانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ


یعنی ایمان و شرک در تضاد و پارادوکس هستند؛ یا ایمان است یا شرک؛ شرک این است که انسان، کسی را در ذات، در صفات، در افعال و وضع قوانین شریک خداوند قرار دهد. حتی ریا هم نوعی شرک است؛ ریا یا سُمْعَة.
سُمْعَة یعنی کاری کنیم که مردم بشنوند اما ریا آن است که مردم ما را ببینند و به ما احترام بگذارند. دین به ما تلقین کرده است که هر کاری انجام می‌دهیم، بگوییم: برای خدا که لفظ آن قربةً إلی الله است. این‌که می گوییم: قربةً إلی الله یعنی تمرین می کنیم که مرتب برای خدا کار انجام دهیم. ایمان یعنی خودمان را در امر توحید قرار می دهیم.
رسم عاشق نیست اندر دل دو دلبر داشتن ***** یا ز جانان یا ز جان باید که دل برداشتن
ده بار بگفتمت که نُه یار نگیر ***** با هشت مَنشین و هفت دلدار مگیر
با شش به کرشمه باش و با پنج بجنگ ***** چهار و سه و دو ول کن و یک یار بگیر
این جالب است! لذا توحید هم در اعتقادات هست و هم در عشق! عشق هم جزو اعتقادات است.
خدایا! همه ما را جزو مؤمنین واقعی محسوب بفرما.
توفیق خدمت گزاری به آستان امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطابه‌ی غدیر و فدک به ما نصیب بفرما.
گذشتگان ما را غریق رحمت و رضوانت بگردان.

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ