به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

وَ الصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلاِخْلاصِ

یکی از چیزهای لازم برای ما، اخلاص است، إخلاص یعنی خودمان را در میدان خلوص قرار بدهیم و نیّت‌ های‌ مان را با هم قاطی نکنیم. إخلاص یعنی برای خدا؛ اگر محبت برای خداوند با اخلاص منافات داشت، هیچ‌ گاه خداوند آن را در وجود ما قرار نمی‌داد.
در تمام ادیان که خداوند در بالای رأس هرم دین قرار دارد، اصل محبّت و کشش مال خداوند است؛ اصل محبّت را خدا داده و اصل کشش ما به سوی خداوند است و هر شخصی که بیشتر رنگ خدایی داشته باشد، ما باید بیشتر او را دوست داشته باشیم. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌فرمایند:
وَ الصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلاِخْلاصِ
یعنی روزه، اخلاص را تثبیت می‌کند و آن را بیشتر پایدار قرار می‌دهد. می‌دارد. إخلاص یعنی انسان عادت کند، کار را فقط برای خدا انجام دهد. در یک روایت بسیار جالب چنین آمده است:
وَ قَالَ صلی‌الله‌علیه‌وآله قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِه‏
خداوند می‌فرماید روزه برای من است و خودم پاداش آن را می‌دهم! حتی دست پیغمبر و ائمه صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین هم نمی‌دهم یعنی خیلی اختصاصی است.


در یک روایت دیگر دارد که:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یقُولُ الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی عَلَیه‏ (1)
که یعنی من خدا، جزای روزه هستم! جایزه‌ی شخصی که روزه می‌گیرد، خود خداوند است. هر دو خیلی بالا و با ارزش است اما دومی خیلی بالاتر است. حال چرا این سخن را برای نماز نفرموده‌اند؟ زیرا در روزه، جز إخلاص، چیز دیگری نیست. زیرا اگر شخصی بخواهد ریا کند و در جمع بگوید که من روزه هستم، می‌تواند در خفا و پنهانی هم روزه‌اش را افطار کند و هر چه می‌خواهد بخورد، اما آن‌وقت دیگر روزه‌اش محقق نمی‌شود و قبول نخواهد بود.
لذا شخص روزه‌گیر حتا در پنهانی هم نمی‌تواند روزه‌اش را بخورد و این می‌شود تثبیت إخلاص؛ عبادات دیگر این‌طور نیست، ممکن است ما در حین نماز باشیم و واقعاً هم نماز بخوانیم، اما دل‌مان می‌خواهد دیگران هم ببینند؛ صدقه، حج و دیگران عبادات هم همین‌طور است اما روزه‌، تثبیت‌اش به إخلاص است.
یعنی این‌که اگر قرار است واقع بشود، باید با إخلاص باشد نیست. بنابراین طبق فرمایش حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها،‌ خداوند روزه‌ را برای تثبی إخلاص قرار داده است.

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ



منابع

1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 63