به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

مالک بن نویره


مالک بن نویره بن حمره بن شداد بزرگ قبیله ی بنی یربوع بود. او که از اشراف و بزرگان عهد جاهلیت بود . خود را به محضر رسول خدا صلی الله و علیه و اله رساند و بعد از شنیدن سخنان حضرت تصمیم گرفت مسلمان شود. پس به نزد امیرالمومنین علیه السلام رفت و توسط آن حضرت مسلمان شد . آن گاه رو به رسول خدا صلی الله و علیه و آله نموده و به ایشان عرض کرد :« اکنون به من ایمان بیاموز.»
پیامبر فرمودند:« ايمان آن است كه گواهى دهى به آن كه لا اِلهَ اِلا اللّه و به آن كه من رسول خدايم و نماز پنجگانه بگزارى و روزه ماه رمضان بدارى و به اداى زکات و حج خانه خداى روآورى و اين را كه بعد از من وصِى من خواهد بود، دوست دارى و اشاره به على بن ابى طالب عليه السلام كرد و ديگر آن كه خون ناحق نريزى و از دزدى و خيانت بپرهيزى و از خوردن مال يتيم و شُرْب خَمْر بگريزى و ايمان به احکام شریعت من بياورى و حلال مرا حلال و حرام مرا حرام دانى و حق‌گذارى ضعيف و قوى و صغير و كبير به جا آرى.»
پس مالک برخاست و خوشحال به سمت قبیله ی خود بازگشت و در راه می گفت:« به خدای کعبه که احکام دین را آموختم.»


وقتی مالک بن نویره از ان محل دور شد رسول خدا به برخی یارانش فرمود :« به این مرد نظر کنید که او از اهل بهشت است.»
برخی از ایشان برخاسته و به نزد مالک بن نویره رفته و با دادن این مژده به او خواستند که برایشان استغفار کند. مالک قبول نکرد و گفت: « خداى تعالى شما را نيامرزد كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله كه صاحب شفاعت است مى‌گذاريد و از من درخواست مى‌كنيد كه جهت شما استغفار كنم؟»
پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان حیات خود مالک بن نویره را مسئول جمع آوری صدقات و زکات در قبیله اش قرار داده بود. پس از رحلت پیامبر و به خلافت رسیدن خلیفه ی اول، مالک با خلیفه ی اول بیعت نکرد و از فرستادن صدقات سرباز زد. ابوبکر خالد بن ولید را با لشکری به سمت مالک فرستاد تا به زور از او بیعت بگیرد. خالد بن ولید هنگامی که به بطاح محل سکونت مالک رسید کسی را ندید چون مالک به مردم دستور داده بود که در خانه ها بمانند و بر فراز مساجد اذان بخوانند تا به آن ها تهمت کفر نزنند. ولی خالد بن ولید دستور داد که مالک و گروهی از یارانش را دستگیر و به نزدش بیاورند.
مالک از خالد خواست او را به نزد خلیفه ی اول برده و اجازه دهد که او برایش حکم کند ولی خالد به طمع اموال و زن زیبای مالک که ام تمیم نام داشت. دستور مرتد بودن مالک را صادر کرد و سرش را از بدن جدا نمود و با همسر او همبستر شد. به دین گونه مالک بن نویره در راه دفاع از حقانیت امیرالمومنین مورد تهمت قرار گرفته و کشته شد. هرچند در بازگشت پس از اعتراض مسلمانان به حکم خالد ، خلیفه ی اول دستور داد اسیران خانواده ی نویره را آزاد کنند و دیه ی مالک را از بیت المال به خانواده اش پرداخت کرد ولی قاتلش را بخشید .(1)

 

منابع

(1) ابن اثیر- اسد الغابه – جلد چهارم
(2) تاریخ طبری