به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

عبدالملک بن مروان


عبدالملک بن مروان در سال 26 هجری قمری به دنیا آمد . پدرش مروان حکم و مادرش عایشه دختر معاویه بن مغیره بود. او سال های کودکی خود را در مدینه گذراند و قبل از به خلافت رسیدن به دعا و تلاوت مداوم قرآن مشهور و معروف بود. ولی هنگامی که در سال 65 قمری، به عنوان پنجمین خلیفه ی اموی انتخاب شد قرآن را بوسید و کنار گذاشت. او پنجمین خلیفه ی اموی در دمشق و یکی از قدرتمند ترین ایشان بود. او محمد بن قاسم ثقفی را به قصد کشور گشایی به هندوستان فرستاد و به سرزمین آفریقا نیز حمله کرد. قیام مختار در دوران او به وقوع پیوست ولی او نقشی در سرکوب آن ها نداشت.
در زمان حکومتش دستور داد برای اولین بار واحد پول مشخص برای جهان اسلام تعیین کنند و به نام و عکس خود سکه زد.
عبدالملک مرد بسیار بی‌رحمی‌ بود و در زمان او جنگ‌های بسیار شدیدی در حجاز و عراق انجام گرفت، و هزاران نفر کشته شدند، عمال بی‌رحم او در ولایات و شهرها مردم را از دم تیغ گذرانیدند، او سرانجام پس از سال‌ها جنگ و خونریزی عبدالله بن زبیر را در حجاز و مصعب بن زبیر را هم در عراق شکست داد و هر دو را کشت و یکه‌تاز میدان شد، او بیست و یک سال خلافت کرد.


در اوضاع بحرانی مدینه، که همه ی افراد بنی امیه را از شهر بیرون کردند، امام سجاد علیه السلام به درخواست مروان بن حکم، همسر او را که دختر عثمان بن عفان بود، در کنار خانواده‌اش جای داد و از او پذیرائی کرد. همین رفتار امام باعث شده بود که عبدالملک نگاه مثبتی به امام داشته باشد. حتی وی از امام سجاد علیه السلام  مشورت می‌گرفت و وی با پیشنهاد امام اقدام به ضرب سکه اسلامی نمود.(1)
با این حال بعدها عبدالملک ، رفتارش را با امام سجادعلیه السلام و دیگر شیعیان ، تغییر داد تا جایی که دستور داد آن حضرت را دستگیر و به غل و زنجیر بکشند و او را به مرکز حکومت بیاورند. ابن خلدون از عبدالمک مروان به عنوان خلیفه ای مستبد و خون ریز نام می برد که به سیره ی خلیفه ی دوم عمل می کرد.
عبدالملک حجاج بن یوسف ثقفی را که فردی خون ریز بود و دشمنی او با شیعیان واضح بود را به مکه فرستاد تا مکه را از دست عبدالله بن زبیر در آورد . حجاج نیز به دستور او مکه را با منجنیق ویران کرد و عبدالله بن زبیر را در کعبه گردن زد.
پس از گردن زدن عبدالله بن زبیر عبدالملک در مدینه خطبه ای خواند و در انتها چنین گفت»« به خدا سوگند از این پس هر فردی که مرا به رعایت تقوای الهی دستور دهد خواهم کشت.»(2) عبدالملک بن مروان 17 پسر داشت که سه تن از آن ها بعد از خودش به خلافت رسیدند . او در سن 61 سالگی پس از 21 سال خلافت و ظلم و خون ریزی در سال 86 هجری قمری در دمشق از دنیا رفت و در همان شهر به خاک سپرده شد.

 

منابع

(1)اعیان الشیعه – جلد یک
(2)تاریخ اسلام- فیاض – صفحه 162