به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

متن سوال:

ضمن عرض سلام و خسته نباشید، من چند سؤال دارم که لطفا به آن پاسخ بفرمایید.
سؤال اول: آشنایی ایرانیان با اسلام و ایمان اون‌ها به این دین از کجا شروع شد؟ (برای دریافتِ پاسخ این سوال به شماره قبلی مجله ۱۸۴۱ مراجعه نمایید.)
سؤال دوم: آیا امیرالمؤمنین در جنگ عمر و ایرانیان نقشی داشتند؟ (برای دریافت پاسخ این سوال به شماره قبلی مجله ۱۸۴۱ مراجعه نمایید.)
سؤال سوم: و آیا این جنگ نتایج مطلوبی در جهت ایمان ایرانیان داشت یا نه؟؟؟ آیا می‌توان حاکمیت جناب سلمان و حذیفه بر ایران، ورود علوی‌ها در دوران حاکمیت عباسیان و دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام و تشریف فرمایی حضرت رضا علیه‌السلام را از دلایل ایمان ایرانیان بر شمرد؟

متن پاسخ سؤال سوم:


مردم ایران، از زمان بعثت و حیات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله، به اسلام توجه داشته و به تدریج و با میل و رغبت آن را پذیرفتند و جنگ و شمشیر در اسلام آوردن ایرانیان تأثیر کمی داشته است. شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایرانیان صفحه 19 در این باره می نویسد: "علاقه ایرانیان به دین مقدس اسلام از همان آغاز ظهور دین مقدس شروع شد. قبل از آن که شریعت مقدس اسلام توسط مجاهدان مسلمان به این سرزمین بیاید، ایرانیان مقیم یمن به آیین اسلام گرویدند و با میل و رغبت به احکام قرآن تسلیم شدند و از جان و دل در ترویج شریعت کوشش نمودند و حتی در اسلام و مبارزه با مخالفان نبی اکرم صلی الله علیه و آله جان سپردند."


از طرفی اسلام آوردن ایرانیان دقیقاً مصادف با حمله اعراب نبوده است، چنانکه مورّخين گفته اند تا چند قرن مردم برخي از مناطق ايران هنوز مسلمان نشده بودند. از جمله مردم فارس تا قرن چهارم زرتشتي بودند. مردم گيلان و ديلمستان نيز بر آئين قبلي خويش بودند تا اينکه پس از دو قرن مسلمان شدند.
از سوی دیگر شاهد هستیم در برخی از مناطق اعراب نتوانستند به آن نفوذ کنند مانند نواحی شمالی ایران مثل طبرستان و آذربایجان، ولی سالهای بعد آنان  توسط ایرانیان مسلمان با اسلام آشنا شده و مسلمان شدند. اگرچه هدف اصلی خلفا از جنگ با ایرانیان، کشورگشایی و تثبیت حکومت خود بود و نه گسترش اسلام ولی به واسطه ی فتوحات، ایرانیان با مسلمانان بیشتر آشنا شدند و برخی از آنان به اسلام گرویدند و شاید آنچه سبب اسلام آوردن واقعی ایرانیان شد آشنایی آنان با مکتب ناب اهل بیت عصمت و طهارت و عمل کردن به آن بود.
بررسی مفاد اولین عهدنامه های صلح، میان فاتحین مسلمان و بزرگان محلی ایران، حاکی از عدم اعمال سیاست اجبار و زور در دعوت و جذب ملل شکست خورده در امر پذیرش اسلام، از سوی اعراب مسلمان است. اینکه بسیاری از کارگزاران نظام پیشین، بدون تغییر آیین خود، به خدمت نظام جدید درآمدند، این حقیقت را روشن می سازد که مسلمین اصراری بر پذیرش اسلام از سوی شکست خوردگان جنگ نداشته اند حتی در این راستا، هیچ کوشش آگاهانه ای از سوی لشکریان مسلمان مشاهده نمی شود. تنها یکی از سه پیشنهادی که مسلمانان از ابتدا، هموار در مقابله با حریفان برآن تأکید می کردند، دعوت به اسلام بود، مثلاً آنان در مواردی همچون فتح آذربایجان، از بومیان دعوت کردند که اسلام را برگزینند. ("فتوح البلدان"، أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البلاذري متوفی 279‏، ص  ، به نقل از کتاب "تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان"، دکتر حسین مفتخری و حسین زمانی، ص 53324 )
از سوی دیگر، با آنکه اسلام، خود داعیه ی جهان شمولی داشت، اما روشن است که باید میان فتوحات اعراب و گسترش اسلام، از نظر کیفی و کمی تفاوت نهاد، به عبارت دیگر، گرچه در مجموع، فتح اسلامی به وسیله جنگ حاصل شد، اما نشر اسلام در بین کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود.( "کارنامه اسلام"، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ص11 ، به نقل از کتاب "تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان"، دکتر حسین مفتخری و حسین زمانی، ص 53 )
در ادامه سوال، اینکه آیا می توان حاکمیت جناب سلمان و حذیفه  بر ایران، ورود علوی ها در دوران حاکمیت عباسیان و دوران حکومت امیر المومنین و تشریف فرمایی حضرت رضا علیه السلام را از دلایل ایمان ایرانیان بر شمرد؟ باید گفت:
از آنجایی که ایرانیان تعالیم اسلام را با روح خود سازگار می دیدند، به آن گرایش پیدا کردند و این تمایل و پذیرش به مرور زمان با ارتباط و با همت و روشنگری بزرگمردان و دلسوزان اسلام و تشیع صورت گرفت. بدیهی است مواردی که ذکر کردید (حاکمیت جناب سلمان و حذیفه  بر ایران، ورود علوی ها در دوران حاکمیت عباسیان و دوران حکومت امیر المومنین و تشریف فرمایی حضرت رضا علیه السلام و ...) هر کدام در عصر خود در برقراری این ارتباط موثر بودند. (رجوع کنید به کتاب "تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان"، دکتر حسین مفتخری و حسین زمانی، فصل سوم، اسلامی شدن ایران، ص 123 و نیز بخش ایران در عهد طاهریان و کتاب "گروش به اسلام در قرون میانه"،  اثر ریچارد. و. بولت؛ ترجمه محمد حسین وقار ،ص46)