به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

همسايه؛ دعا بر همسايه


روزگاري كه در آن زندگي مي‌كنيم، عصر زندگي ماشيني است كه شرايط و ويژگي‌هاي آن، بسياري از روابط انساني را تحت‌الشعاع قرار داده است. بي‌توجهي انسان‌ها نسبت به اطرافيان خود، يكي از پي‌آمد‌هاي سوء شهرنشيني و گرفتاري‌هاي ناشي از آن مي‌باشد.
اين بار سخن از همسايه است. همسايه‌اي كه پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند:
« همواره جبرئيل علیه السلام من را به همسايه سفارش مي‌نمود تا جايي كه گمان بردم او ارث مي‌برد.» (امالي شيخ صدوق،‌ص 520، ح 1145)
رسول گرامي صلی الله علیه و اله در جاي ديگر فرمودند:
« خداوند از انسان درباره‌ي حق همسايه‌اش سؤال مي‌كند.» (بحارالأنوار، ج 76، ص 362)
راستي در وضعيت كنوني، چه‌قدر از حال همسايگان خود با خبريم؟! آيا زمينه‌اي را براي برقراري روابط دوستانه با آن‌ها ايجاد كرده‌ايم؟! آيا به فقيرشان رسيدگي كرده‌ايم؟ آيا در پي حل مشكلاتشان بر آمده‌ايم؟! آيا در بيماري به عيادتشان رفته‌ايم؟ ...


اگر در گير و دار زندگي امروزي، زمينه‌اي را براي اداي حقوق همسايه نمي‌يابيم، لااقل به يكي از اين حقوق كه تعارضي با گرفتاري‌هاي روزانه ما ندارد، بپردازيم. كمترين كار در حق همسايه آن است كه او را در هنگام دعا به ياد داشته ‌باشيم و براي امور دنيوي و اخروي آنان دعا كنيم.
با نظر به گوشه‌اي از زندگي سيده‌ي زنان عالميان در اين راستا درسي بگيريم:
امام حسن علیه السلام مي‌فرمايند:
« شب جمعه‌اي مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها را در محرابش ديدم، همواره در ركوع و سجود بود تا آن كه صبح دميد و شنيدم كه براي مردان و زنان مؤمن دعا مي‌نمود و آن‌ها را نام مي‌برد و بسيار برايشان دعا مي‌كرد، در حالي‌كه براي خود دعايي نفرمود. به او عرض كردم: مادر! چرا براي خودت آن‌گونه كه براي ديگران دعا نمودي، دعا نكردي؟! حضرتش فرمود: پسرم! ابتدا همسايه، سپس خانه.» (بحارالأنوار، ج 43، ص 82)
باشد كه به تأسي از ايشان، خداوند بر ما عنايت نمايد و ما را قرين آن حضرت در بهشت قرار دهد.