به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

متن سوال:


مردم گذشته نسبت به ائمه‌ی زمان خود قدر نشناس بودند، چرا بهای سنگین غیبت را ما باید بپردازیم؟
 

متن پاسخ:


با عرض سلام،
در ابتدا باید به این نکته بسیار مهم اشاره کرد قدر ناشناسی مردم تنها علت و حکمت غیبت امام عصر علیه السلام نیست. طبق روایات معصومین علیهم‌السلام، علّت و فلسفه‌ى واقعى غيبت حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه، سرّى از اسرار الهى است كه دلیل آن بر بندگان پوشيده است و جز خدا و امامان معصوم عليهم السلام كسى از آن اطلاع كافى و كامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت اين مطلب روشن خواهد شد; لذا پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در این  باره به جابر مى فرمايد: «يا جابر! انّ هذا الأمر امرٌ من أمر الله و سرّ من سرّ الله، مطوّى عن عباده فايّاك والشّك فى أمر الله فهو كفر. اى جابر! (غيبت امام زمان علیه السلام) سرّى از اسرار الهى مى باشد كه بر بندگان پوشيده است. مبادا در امر خدا شك كنى، چرا كه ترديد در امر خدا كفر است.» (بحارالانوار جلد ۵۱، باب ۱، صفحه ۷۳، حدیث ۱۸). از روایات تنها می‌توان به بعضی از حکمت‌های غیبت یا برخی از دلایل آن پی برد. از جمله حکمت‌ها و دلایل ذکر شده در روایات برای غیبت میتوان به موارد زیر اشاره نمود
- امتحان مردم
- تنبیه و تنبه مردم
- حفظ جان حضرت
- امام زمان علیه السلام تحت بیعت هیچ طاغوتی نباشد
- عدم آمادگی مردم‏
- و...
اگر در دلایل و حکمت‌های ذکر شده در مورد غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قدری تأمل کنیم، جایگاه و نقش خود را بهتر درک میکنیم:
از دلایل غیبت این است که پیروان ایشان یا شاید اکثر انسان‌های جهان آمادگی ظهور ایشان را ندارند. این آمادگی به معنای پذیرش دستورات و عدل امام زمان علیه‌السلام است. صرف نظر از غیر شیعیان، آیا خود ما که پیرو این امام هستیم کاملاً خود را آماده برای اطاعت بی‌چون و چرا از ایشان کرده‌ایم؟ یکی از نمونه‌های این اطاعت، ترک گناهان است. از دلایل غیبت این است که پیروان و دوستداران آن حضرت نسبت به گناهان بی‌توجه‌اند و از یاد حجت خدا غافل گشته‌اند. برای مشخص شدن این کوتاهی، کافی است در زندگی روزمره‌ی خود و یا زندگی دیگر پیروان آن امام دقت کنیم و دریابیم که آیا مشکلی و کمبودی نسبت به نبود امام مهدی علیه‌السلام در زندگی خود احساس می‌کنیم یا خیر؟! آیا نبود و غیبت ایشان برای ما فراموش نشده است و دچار اضطرار شده‌ایم؟ آیا عدم دسترسی مستقیم به حجت خدا بر ما و زندگی ما تأثیر گذاشته است؟


از این رو است که خود آن امام بزرگوار در نامه‌هایی (توقیعاتی) به اشخاص مختلف چون شیخ مفید مکتوب فرموده‌اند که گناهان شما شیعیان مانع ظهور است و یا اگر به اندازه‌ی لنگه کفشی برای شما اهمیت داشتیم به دنبال ما می‌گشتید و... (برای مشاهده برخی از این تعابیر می‌توانید به بحارالانوار، جلد ۵۳، باب ۳۱ مراجعه نمایید.) همه‌ی این‌ها نشان دهنده‌ی این است که در کنار خطاهای امت‌های گذشته، خود ما هنوز آماده‌ی ظهور مبارکشان نگشته‌ایم و چه بسا گناهان ما باشد که مانع آن شود. به واقعه زیر که مضموناً نقل شده توجه فرمایید:
عده‌ای از اهالی خراسان نزد امام صادق علیه‌السلام آمده و به ایشان عرض می‌کنند که با توجه به تعداد زیاد ما، چرا شما قیام نمی‌کنید؟ همان هنگام یکی از شیعیان ایشان رسیده و امام به او دستور می‌دهند وارد تنور شود. او بی‌چون و چرا و پرسش وارد می‌شود. امام رو به مرد خراسانی که مبهوت مانده می‌فرمایند چند نفر از شما این چنین هستید؟ و او پاسخ می‌دهد هیچ. سپس آن شخص از تنور سالم بیرون می‌آید. حضرت این‌گونه شیعیان را نیاز داشته‌اند و در زمان ما نیز امام عصر علیه‌السلام به همین گونه. بنابراین می‌توان از دلایل غیبت، به مشکلات خودمان نیز در کنار امت گذشته اشاره‌کرد که ما نیز بی‌تقصیر نیستیم!
با فرض این‌که حتی ما مقصر در این غیبت نباشیم، این‌که تاوان غیبت را می‌دهیم کاملاً صحیح نیست. چرا که در روایات زیادی داریم که دیدن فیزیکی امام معصوم علیه السلام در کنار فضائل بی‌شمارش، تنها غایت نیست.
چه بسا شیعیانی که در زمان مثلاً امام سجاد علیه‌السلام در بلخ می‌زیسته و ابداً ایشان را ملاقات نکرده باشند. اما به فرموده‌ی خود آن بزرگواران دیدار لازم نیست، بلکه ارتباط می‌تواند قلبی باشد.
امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمودند: «الْإِمَامُ دَلِیلٌ لِلْقَاصِدِینَ وَ مَنَارٌ لِلْمُهْتَدِینَ وَ سَبِیلُ السَّالِكِینَ وَ شَمْسٌ مُشْرِقَةٌ فِی قُلُوبِ الْعَارِفِین‏»(بحارالانوار / ج ۲۵ / ص ۱۶۹). امام در قلوب عارفین نورافشانی می‌کند و لزومی ندارد ارتباط تنها فیزیکی باشد، هرچند که بسیار گران‌بها خواهد بود اگر این ارتباط با دیدار ظاهری نیز همراه شود. امام هادی علیه‌السلام در پاسخ به نامه‌ای که در همین مضمون بوده، فرموده‌اند: «با من در حال غیبتم صحبت کنید، همان گونه که انگار در حضور من نشسته‌اید.»همچنین درباره‌ی جناب اویس قرنی می‌دانیم که ایشان در طول حیاتش به دیدار پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله موفق نشد، اما آن حضرت مقامش را  بسیار بالا ذکر کرده‌اند و از او به نیکی یاد فرموده‌اند. این نشان می‌دهد تنها دیدار ظاهری پیامبر و امام ملاک نیست و لزوماً ما که از دیدار امام زمانمان محرومیم، دچار خسران نشده‌ایم. از طرفی ما اگر چه شاید بهای غیبت را می‌پردازیم، اما این دلیل عقب افتادنمان از گذشتگان یا کمبودهایی از سوی خودمان نیست. چراکه با توجه به نکته‌ی ارتباط قلبی، بسیار در روایات داریم که شیعیان حقیقی عصر غیبت بالاترین مقام‌ها را دارند.
با توجه اندکی به ترک گناهان و عمل به دستورات دین و صبر در این دوران و انتظار حجت موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف ما می‌توانیم به مقامی به مراتب بالاتر از گذشتگان یا حتی خودمان در شرایط ظهور برسیم. به روایت زیر توجه کنید:
پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله به امیر المؤمنین علیه ‌السلام فرمودند: «یا عَلِی أَعْجَبُ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ یقِیناً قَوْمٌ یكُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یلْحَقُوا النَّبِی وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَیاضٍ»
ای علی! با ایمان ترین مردم و با یقین ترین آن‌ها قومی هستند که در آخرالزمان خواهند آمد و پیامبرشان را ندیده و حجتشان از آن‌ها محجوب گشته و آن‌ها به نوشته ایمان آورده‌اند. (وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۹۲)
در روایات به ما کاری آموخته‌اند که توسط آن شرایط مانند زمان حضور خواهد شد و آن انتظار است. با این کار تکلیف را انجام داده‌ایم و علاوه بر جبران نقص گذشتگان، از آن‌ها بسیار پیشی گرفته‌ایم و این یک موقعیت بسیار عالی است که خدای متعال برای ما مقدر فرموده است.
پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله فرمودند: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج» «با فضیلت‌ترین اعمال امت من انتظار فرج است.» ( بحارالانوار، ج۵۰، ص ۳۱۷ )
امیدواریم پاسخ پرسش خود را یافته باشید.
خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه سوال جدید درباره‌ی این مقاله یا پرسش‌های دیگر، آن را با ما در میان گذاشته تا مجدداً با یکدیگر در ارتباط باشیم.