به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

اصحاب رسول اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله


پدرش سعید بن عاص از بزرگان قریش بود. شبی خالد بن سعید رویایی دید که در آن بر لبه‌ی پرتگاهی مشرف به آتش ایستاده و پدرش سعی دارد او را در آن بیافکند در همان عالم خواب، خالد، پیامبر را دید که او را کنار کشید و از سوختن در آتش نجات داد. خالد وقتی بیدار شد به نزد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله رفت و بعد از تحقیق متوجه شد که آن حضرت دینِ جدیدی را ارائه کرده‌اند پس در سرزمینی به نام اجیاد، اسلام را پذیرفت.
خالد بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس، معروف به «نجیب بنی‌امیه‌» زمانی اسلام آورد که هنوز رسول خدا صلی الله و علیه و آله دعوت خود را علنی نکرده بودند و خالد جزو اولین افرادی بود که مسلمان شده بود.
زمانی که پدرش خبر مسلمان شدن پسرش را شنید بسیار عصبانی شد و خالد را در خانه حبس کرد. سعید بن عاص که از مخالفان سر سخت پیامبر بود مبارزه با اسلام را از پسر خود آغاز کرد و او را کتک زد تا به دین قبلی خود برگردد. او وقتی مقاومت خالد را دید تصمیم به شکنجه‌ی فرزند گرفت و سه روز تمام در آفتاب داغ مکه او را به بند کشید. ولی خالد با کمک اهل خانه توانست از دست پدر فرار کند و در اطراف مکه مستقر شد.


خالد بن سعید ارتباط خود با مسلمانان و پیامبر صلی الله و علیه و آله را قطع نکرد و از آن جایی که سواد خواندن و نوشتن داشت برای آن حضرت کتابت می‌کرد (الکامل فی التاریخ – ابن اثیر – جلد دوم). هنگامی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله دستور هجرت به حبشه را داد، خالد بن سعید با خبر کردن همسر خود همینه؛ دخترِ‌‌ خلف بن اسعد خزاعی، با هم به حبشه هجرت کردند. دو فرزند او سعید و دخترش امه در حبشه متولد شده و بزرگ شدند.
سال هفتم هجرت، خالد بن سعید به همراه دیگر مهاجران به حجاز بازگشت. او در جنگ خیبر در کنار رسول خدا صلی الله و علیه و آله جنگید و از ان پس در کنار پیامبر غزواتی چون فتح مکه، حنین و طائف و تبوک را تجربه نمود.
در سال دهم هجرت حضرت محمد صلی الله و علیه و آله او را به عنوان عامل خود به سرزمین یمن و برادرش را به بحرین فرستادند تا مسئول جمع آوری صدقات مردم آن منطقه باشند. پس از وفات پیامبر صلی الله و علیه و آله خالد بن سعید و برادرش به مدینه بازگشتند و وقتی از جریان سقیفه باخبر شدند این دو برادر جزو دوازده نفری بودند که با خلیفه‌ی اول بیعت نکردند و اعلام نمودند که «ما از بنی هاشم تبعیت می‌کنیم.» (اسد الغابه – ابن اثیر- جلد دوم).
خود‌داری خالد بن سعید از بیعت بیشتر از آن که بر خلیفه گران بیاید برای خلیفه‌ی دوم که برنامه ریز تمام این جریانات بود گران تمام شد و تمام سعی خود را می‌کرد تا در زمان حکومت خلیفه‌ی اول خالد وارد هیچ فعالیتی نشود. خالد در جواب این کار به او گفت: «به خدا ولایت شما مرا مسرور نکرد و نیز عزل شدن از سوی شما مرا ناراحت نساخت‌ » (الطبقات الکبری – ابن سعد – جلد چهارم).
با تمام این‌ها خالد بن سعید در چند جنگ زمان خلیفه‌ی اول، به سفارش امیرالمومنین علیه السلام  از فرماندهان سپاه بود که در یکی از آن‌ها به شهادت رسید.