به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

مردی با پا‌های لرزان


نام کاملش شبث بن ربعی تمیمی یربوعی بود و کنیه اش ابو عبدالقدوس بود. شبث از قبیله‌ی بنی حنظله و از اشراف کوفه بود. او که دوران پیامبر صلی الله علیه و آله را درک کرده بود هیچ گاه نتوانست راه خود را انتخاب کند و همیشه در انتخاب مردد بود.
مدتی موذن سجاح شد که ادعای نبوت می‌کرد ولی پس از مدتی توبه کرد و دوباره به اسلام بازگشت. او در زمان خلیفه‌ی سوم جزو مخالفان سرسخت او بود، هرچند مدتی نیز با معاویه نامه نگاری می‌کرد ولی بعد از به خلافت رسیدن امیرالمومنین علی علیه السلام با ایشان بیعت کرد.
در جنگ صفین که بین سپاهیان امیرالمومنین علیه السلام و معاویه در گرفت، او از جمله فرماندهان سپاه امیرالمومنین علیه السلام بود و به نمایندگی از حضرت به همراه گروهی دیگر به نزد معاویه رفتند. شبث بعد از ماجرای حَکَمیت به حضرت پشت کرد و در شمار خوارج در آمد، ولی هنگامی که امیرالمومنین علیه‌السلام به نزد خوارج رفتند و برای ایشان صحبت نمودند، شبث دوباره توبه کرد و به لشکر امیرالمومنین علیه السلام پیوست و حتی در جنگ نهروان از فرماندهان سپاه امیرالمومنین علیه السلام بود. پس از به شهادت رسیدن امام حسن علیه السلام، شبث بن ربعی از جمله‌ی اولین کسانی بود که به امام حسین علیه السلام نامه نوشت و حضرت را به کوفه دعوت کرد. هنگامی که ابن زیاد بر کوفه مسلط شد بار دیگر شبث تغییر موضع داد و خط خود را عوض کرد.


او در متفرق کردن اهل کوفه از اطراف مسلم بن عقیل نیز نقش داشت. هنگامی که سپاهیان عمر سعد به صحرای کربلا لشکر کشیدند، شبث در ابتدا تمایلی برای حضور در جنگ نداشت برای همین خواست تا با تظاهر به بیماری در جنگ شرکت نکند. ابن زیاد او را احظار کرد و به او گفت: اگر مطیع مایی به جنگِ دشمنِ ما برو. این گونه بود که شبث به کربلا رفت (انساب الشراف- جلد سوم – صفحه ۱۹۴). امام حسین علیه السلام در طول جنگ چندین بار با سپاهیان عمر سعد و کوفیان پیمان‌شکن صحبت کردند و ایشان را نصیحت فرمودند. دریکی از این سخنان امام، شبث بن ربعی و چندی دیگر از کوفیان را به نام صدا زدند و فرمودند: «ای شبث بن ربعی، حجار بن ابجر،..... مگر شما برایم ننوشتید، میوه‌ها رسیده، باغ‌ها سرسبز شده و نهرها لبریز شده‌اند و اگر بیایی بر سپاهی که برایت آماده شده است وارد خواهی شد. بیا؟» (تاریخ طبری جلد ۵- صفحه ۴۲۵). شبث با این که در روز عاشورا بسیار کمرنگ بود ولی پیش از به شهادت رسیدن امام حسین علیه السلام و یارانشان، به شکرانه‌ی شهادت ایشان مسجدی را که به دستور امیرالمومنین علیه السلام تعطیل شده بود تجدید بنا کرد.
شبث در دوران قیام مختار ثقفی نیز بارها چهره عوض کرد. اول با او همراه شد ولی در کوتاه زمانی از سوی عبدالله بن مطیع به مقابله با مختار پرداخت. کمی بعد با صلحی ساختگی با مختار در کوفه ماند ولی به محض آن که سپاه مختار برای مبارزه با ابن زیاد از کوفه خارج شد به همراهی اشراف کوفه شورش کرد. هنگامی که شورش به فرماندهی ابراهیم مالک اشتر سرکوب شد بار دیگر تغییر موضع داد و به مختار، نامه نوشت که من همراه و طرفدار تو هستم ولی این بار مختار نپذیرفت و دستور دستگیری او را صادر کرد. او به همراه شمر بن ذی الجوشن از کوفه گریخت. سربازان مختار توانستند شمر را بکشند ولی شبث فرار کرده و به زبیریان پیوست و البته در قتل مختار شرکت کرد (الکامل – ابن اثیر- جلد چهارم). او در سال هفتاد هجری مرگش فرا رسید.