به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

سجاح پیامبری دروغین


ام صادر بنت اوس معروف به سجاح، زنی طالع بین بود که پس وفات حضرت محمد صلی الله علیه و آله ادعای پیامبری کرد و رهبری قبیله ی خود را به دست گرفت.
سجاح از مردم جزیره در شمال عراق و به قولی، از مردم موصل بود و نسبش از طرف پدر به بنوتمیم و از طرف مادر به بنوتغلب می‌رسید. در تاریخ امده که او قبل از این ادعا مسیحی بوده و یا سال ها به عنوان کاهنه در دیری خدمت می‌کرده است. پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، ام صادر از تفرقه و مشکلات آن دوره ی مسلمانان استفاده کرد و خود را سجاح نامید و ادعای پیامبری کرد. واژه سجاح از ریشه سجح به معنای آسانی، لطافت و نرمی‌گونه، زیبایی و اعتدال در راه رفتن است.
سجّاح زنی شاعر و دارای اطلاعات دینی و استعداد فرماندهی و طالب قدرت بود. او علاوه بر جادوگری و کهانت برای جذب دیگران، سخنانی سجع‌گونه می‌گفت.(1)
او به تقلید از قرآن ادعا می نمود ایاتی را که جبرئیل بر او نازل کرده می خواند . آیات او حالت سجع گونه داشت و در آیاتش خدا را رب‌السحاب یعنی خداوند ابرها می خواند. از عقاید انحرافی او این بود که زن را در گرفتن دو شوهر آزاد می‌دانست و تعصبات قومی را نیز تحریک می‌نمود و به همین سبب، طرفداران بسیاری را جلب کرد و مسلمانان بسیاری از دو قبیله بنی مالک و بنی یرعوع را متحد خود ساخت.


هنگامی که به سجاح خبر رسید که در سرزمین یمامه مسیلمه ادعای نبوت دارد و مردم را به سوی خویش دعوت می‌کند، با جماعتی انبوه از پیروان خویش تصمیم گرفت که به یمامه برود.  مسیلمه پس از آگاهی از قصد سجاح نگران شد، زیرا هم سپاه اسلام، مسیلمه را تهدید می‌کرد و هم از این می‌ترسید که در صورت جنگ با سجاح، قبایل دیگر بر او چیره گردند. به همین سبب، مسیلمه که می‌دانست نمی‌تواند به طور همزمان در دو جناح با مخالفانش بجنگد، مصلحت دید از طریق مدارا با سجاح مذاکره کند و این سیاست را تنها راه دور کردن سجاح از یمامه تشخیص داد. در این که چه اتفاقی بین ان دو پیامبر دروغین بر سر قدرت پیش آمد، نقل قول های متفاوتی وجود دارد ولی احتمالا مسیلمه‌ی کذاب توانست سجاح را قانع کند که با هم صلح نمایند و هردو به جنگ خلیفه‌ی اول بروند. گروهی روش این صلح را ازدواج این دو آورده اند.  (2)
خلیفه اول ،خالد بن ولید را مامور سرکوب آن ها کرد. در این جنگ که یکی از سخت‌ترین جنگ‌ها با مدعیان نبوت و مرتدین بود، مسلمانان بسیاری به شهادت رسیدند. منابع از کشته شدن ۱۲۰۰ تن از مسلمانان که ۷۰۰ نفر از آنان حافظ قرآن بوده‌اند، خبر داده‌اند. ولی سرانجام پیامبران دروغین شکست خوردند.
بنابر نقل برخی منابع، پس از کشته شدن مسیلمه، سجاح فرار کرد و به جزیره نزد قبیله بنوتغلب بازگشت و به قولی، در همان جا مرگش فرا رسید. او بعد از شکست به اسلام برگشت. سجاح مانند دیگر پیامبران دروغین از حقیقت پیامبری بسیار به دور بود. اسلام آوردن سجاح، بزرگترین دلیل بر پیامبر نبودن وی است و هیچ‌گونه اثری از زمان ادعای پیامبری او و آیینی که می‌خواست بیاورد، باقی نمانده است.

منابع
(1)البدائ التاریخ – جلد پنجم
(2) الاغانی – ابوالفرج اصفهانی- جلد 21