به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


 

حيات حقيقى غدير



معاويه، اين بچه‌ى سقيفه -كه اكنون بزرگ شده بود و چنگال‌هاى تيز و دندان‌هاى درنده‌اش كارسازتر بود- در طول بيست سال، مذبح بزرگى براى غدير آماده كرد و هزاران نفر از غديريان را در آن سر بريد و با لشكر سقيفه خون‌شان را سركشيد تا براى كربلا قوى‌تر شوند و شدند.
با مرگ معاويه و روى كار آمدن يزيد، اين مذبح بزرگ آماده‌ى سر بريدن غدير بود، و اين‌سان شد كه غدير را به مسلخ كربلا كشاندند و مى‌رفت تا خواب‌هاى رؤساى سقيفه تعبير شود.

 

غدير يعنى حسين علیه‌السلام


اين بار غدير، با همه‌ى وجود و به همراهى تنى چند از فداكارترين نيروهايش به ميدان آمد. او حسين عليه‌السلام بود، و همراه گروهى آمد كه براى شهادت و قطعه قطعه شدن و فداشدن كمر همّت بسته بودند و گروهى ديگر كه براى اسير شدن و اشك ريختن براى غديرِ سر بريده و معرفى غدير به بى‌خبران شام آماده بودند. در اينجا سخن امام صادق عليه‌السلام علناً به ظهور رسيد كه فرمود:
'إِذا كُتِبَ الْكِتابُ قُتِلَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلامُ'
'آن‌گاه كه پيمان سقيفه در مقابل غدير امضا شد امام حسين عليه‌السلام كشته شد'!
آرى غدير را با ياران باوفايش سربريدند و خيمه‌هاى آسمان عمود آن را غارت كردند و آتش زدند و عزيزان غدير را به اسيرى بردند تا در شهرهاى سقيفه به آن افتخار كنند و به همه اعلام كنند كه كار غدير پايان يافت، امّا...!


حيات حقيقى غدير


غدير از همان روز كربلا حيات حقيقى خود را آغاز كرد و پس از پنجاه سال كه در چنگال سقيفه و اوباش آن گرفتار بود برگ جديدى از حيات خود را ورق زد.
با شهادت امام حسين عليه‌السلام براى بار دوم آوازه‌ى غدير تا دورترين نقاط دنيا رفت و حتى كفار و مشركان اهل سقيفه را لعنت كردند و سرفرازى غدير را آفرين گفتند. اما اين بار جنگ سقيفه و غدير زبانه كشيد و حسد و كينه‌ى اهل سقيفه چنان شعله كشيد كه سلاّخانى چون حَجاج را به نيابت از سقيفه برگزيدند. آن‌ها هم با چراغ آمدند و فدائيان غدير را برگزيدند و در مذبح سقيفه قطعه قطعه كردند.


غدير و سقيفه در هميشه ى تاريخ عنوان مقاله‌ی بعدی می‌باشد.