به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 


ابليس و شياطين در غدير


ابليس و دار و دسته‌اش- اين دشمنان سخت كوش انسان- 'غدير' را هولناك‌ترين مقطع براى خود به حساب آوردند. آنان واهمه داشتند كه پس از غدير، راه گمراهىِ انسان‌ها بسته شود. به همين جهت در آن روز، بسيار محزون بودند و فريادشان بلند بود.
ولى شياطين انسى به فرياد ابليس و گروهش رسيدند و در همان غدير وعده‌هايى به او دادند و نقشه‌هايى كشيدند و توطئه‌هايى نمودند كه آن حزن و اندوه و فريادهاى شيطان يك‌باره تبديل به خوشحالى و سرور گرديد.
هنگامى كه پس از رحلت پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌و‌آله اجراى دقيق آن نقشه‌ها را در سقيفه ديدند سر از پا نمى‌شناختند، و ابليس "بزرگِ شياطين" در آن روز تاج‌گذارى كرد و دستور شادى و سرور رسمى به گروهش داد.
احاديثى كه ذيلاً ذكر مى‌شود شاهد اين مدعا است.

 

فرياد شيطان در غدير


امام باقر عليه السلام فرمود: ابليس چهار مرتبه فرياد بلند كشيده است: روزى كه مورد لعن خداوند قرار گرفت، روزى كه از آسمان‌ها به زمين فرستاده شد، روزى كه پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله مبعوث شد، روز غدير خم "كه اميرالمؤمنين عليه السلام منصوب شد".
 

وعده‌هاى منافقين به شيطان


امام باقر عليه‌السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله دست اميرالمؤمنين عليه‌السلام را گرفت و فرمود: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَليٌّ مَوْلاهُ'، ابليس و بزرگان گروهش حاضر بودند. شياطين به او گفتند: به ما چنين نگفته بودى! بلكه خبر داده بودى كه هرگاه پيامبر از دنيا برود اصحاب او متفرق مى‌شوند! اين طور كه او صحبت كرد برنامه‌ى مستحكمى را پيش‌بينى كرد كه هر كدام از جانشينانش هم از دنيا برود ديگرى به جاى او مى‌نشيند!
ابليس در پاسخ گفت: برويد، كه اصحاب او به من وعده داده‌اند كه به هيچ‌يك از گفته هاى او اقرارنكنند، وآنان هرگز اين وعده ى خود را نمى‌شكنند!

 

سرور و شادى شيطان از كفر و ارتداد مسلمين


امام باقر عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله در روز غدير دست اميرالمؤمنين عليه‌السلام را گرفت، ابليس در بين گروهش فريادى كشيد و همه‌ى شياطينى كه در خشكى و دريا بودند نزد او گرد آمدند و گفتند: اى آقاى ما! و اى مولاى ما، چه نگرانى برايت پيش آمده است؟ ما فريادى وحشتناك‌تر از اين از تو نشنيده بوديم! ابليس گفت: اين پيامبر كارى كرد كه اگر به نتيجه برسد هرگز معصيت خداوند انجام نخواهد گرفت.
شياطين گفتند: اى آقاى ما! و اى مولاى ما، تو بودى گمراه كننده‌ى آدم!!
هنگامى كه منافقين در بين خود گفتند: 'پيامبر از روى هواى نفس سخن مى‌گويد'، و يكى از آن دو نفر "ابوبكر و عمر" به ديگرى گفت: 'نمى‌بينى چگونه چشمانش در سرش مانند مجانين مى‌گردد'، هنگامى كه اين سخنان را گفتند ابليس از خوشحالى فريادى كشيد و دوستانش را جمع كرد و گفت: 'شما مى‌دانيد كه من قبلاً گمراه كننده‌ى آدم بوده‌ام'!؟ گفتند: آرى. ابليس گفت: 'آدم عهد و پيمان را شكست ولى به خداوند كافر نشد؛ اينان عهد و پيمان را شكستند و به پيامبر كافر شدند'!!
هنگامى كه پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله از دنيا رفت و مردم غير على عليه‌السلام را براى خلافت بپا داشتند، ابليس تاج پادشاهى بر سر گذاشت و منبرى نصب كرد و بر روى آن نشست و شياطينش را جمع كرد و به آنان گفت: شادى كنيد، چرا كه تا امام قيام نكند خداوند اطاعت نمى‌شود.

 

تلاش شيطان براى به گناه كشيدن شيعيان


امام صادق عليه‌السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله سخنانش را در غدير فرمود و اميرالمؤمنين عليه‌السلام را براى مردم نصب كرد، ابليس فريادى كشيد كه بزرگانِ گروهش نزد او جمع شدند و گفتند: اى بزرگِ ما! اين چه فريادى بود؟! ابليس گفت: واى بر شما! امروز مانند روز عيسى است!
بخدا قسم، مردم را در اين باره گمراه خواهم كرد...
بار ديگر ابليس فريادى كشيد و بزرگان گروهش نزد او جمع شدند و گفتند: اى بزرگِ ما! اين فريادِ دوم چه بود؟!
ابليس گفت: خداوند در باره‌ى گفته‌ى من آيه‌اى نازل كرد: 'وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ ظَنَّهُ': 'ابليس گمان خود را بر آنان به صدق رسانيد'.
سپس ابليس به سوى آسمان متوجه شد وگفت: خداوندا! به عزّت و جلالت قسم، گروه‌هاى هدايت يافته را هم به بقيه ملحق خواهم كرد!
در اينجا پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله- كه متوجه رفتار ابليس بود- اين آيه را از جانب خداوند تلاوت فرمود:
'اِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ' : 'تو را بر بندگانِ واقعىِ من تسلط و راهى نيست'.
بار ديگر ابليس فريادى كشيد و بزرگان گروهش بسوى او باز گشتند و پرسيدند: اين فرياد سوم چه بود؟
ابليس گفت: بخدا قسم، از اصحاب علىّ "كه نمى‌توانم بر آن‌ها تسلّط داشته باشم"! ولى خداوندا! قسم به عزّت و جلالت، گناهان را براى آنان "يعنى شيعيان على" زيبا جلوه خواهم داد تا با ارتكاب آن ايشان را به درگاه تو مبغوض نمايم.

 

سخن شيطان با پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله در غدير


شيطان در روز غدير به صورت پيرمردى زيبا روى نزد پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله آمد و گفت: اى محمد! چقدر كم‌اند آنان كه واقعاً طبق گفته‌هايت با تو بيعت مى‌كنند!!
 

حزن شيطان در غدير، و سرور او در سقيفه


اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله به من خبر داد كه: ابليس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن من در روز غدير حاضر بودند. در آن روز، اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند: اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و ديگر نه ما را و نه تو را بر آنان راهى نيست، چرا كه امام و پناه خود بعد از پيامبرشان را شناختند. ابليس با ناراحتى و اندوه از آنان جدا شد.
اميرالمؤمنين عليه‌السلام در ادامه‌ى كلامش فرمود: پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله به من خبر داد: آن هنگام كه مردم بعد از وفات من بيعت تو را بشكنند، ابليس اصحابش را جمع مى‌كند و آنان در مقابل او به سجده در مى‌آيند و مى‌گويند: اى آقاى ما! اى بزرگِ ما، تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى!
ابليس مى‌گويد: كدام امت بعد از پيامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى‌كنيد من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه ديديد مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پيامبر را در باره‌ى اطاعتِ على‌بن‌ابى‌طالب كنار گذاردند؟...