به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


نمونه هاى بارز از عكس العمل هاى منافقين در غدير

گذشته از كلماتى كه از قول منافقين ذكر شد، چند نمونه ى بارز از عكس العمل ها و رفتارهاى آنان را ذيلاً ذكر مى كنيم:

اكنون مى گويد: خدايم چنين گفته است

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را در روز غدير معرفى و منصوب مى فرمود، مقابلِ حضرت هفت نفر از منافقين نشسته بودند كه عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، ابوعبيدة بن جراح، سالم مولى ابى حذيفة و مغيرة بن شعبة. از ميان اينها عمر گفت: او را نمى بينيد كه چشمانش مانند مجانين در گردش است؟! اكنون مى گويد: خدايم چنين گفته است!

تصديق نمى كنيم... اقرار نمى كنيم

حذيفة مى گويد: معاويه در روز غدير- بعد از منصوب شدن اميرالمؤمنين عليه السلام، از شدت ناراحتى برخاست و با تكبر به راه افتاد و با غضب خارج شد در حالى كه دست راستش را بر ابوموسى اشعرى و دست چپش را بر مغيرة بن شعبه تكيه داده بود. او همچنان كه با تكبر راه مى رفت گفت:
محمد را بر اين گفتارش تصديق نمى كنيم، و به ولايت على اقرار نمى كنيم....
خداوند اين آيه را درباره ى او نازل كرد: 'فَلا صَدَّقَ وَلا صَلّى وَلكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ثُمَّ ذَهَبَ اِلى اَهْلِهِ يَتَمَطّى...':'نه تصديق كرد و نه نماز خواند، بلكه تكذيب كرد و پشت نمود، و سپس با حال تبختر به سوى اهل خود براه افتاد...'
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خواست او را برگرداند و به قتل برساند، ولى از جانب خداوند آيه نازل شد كه 'لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَك لِتَعْجَلَ بِهِ': 'در آن باره لسانت را حركت مده كه عجله كرده باشى'، و حضرت مأمور به صبر گرديد.

اى كاش اين سوسمار را....

هنگامى كه جريان غدير واقع شد منافقين گفتند: 'حيله ى ما باطل شد'. وقتى مردم متفرق شدند آنان نزد يكديگر جمع شده بودند و از آنچه واقع شده بود تأسف
مى خوردند. در اين هنگام سوسمارى از كنار ايشان عبور كرد. آنان به يكديگر گفتند: اى كاش محمّد اين سوسمار را.... امامِ ما قرار مى داد!!
ابوذر اين سخن را شنيد و به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله گزارش داد. وقتى حضرت آنان را احضار كرد به دروغ قسم ياد كردند كه چنين نگفته اند.
حضرت فرمود: 'جبرئيل برايم خبر آورده است كه روز قيامت قومى را مى آورند كه امام آنان سوسمار است! مواظب باشيد كه شما نباشيد!!'