به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


معجزه‌ی غدير، امضاى الهى


واقعه‌ى عجيبى كه به عنوان يك معجزه، امضاى الهى را بر خطوط پايانى واقعه‌ى غدير ثبت كرد ماجراى 'حارث فهرى' بود. در آخرين ساعات از روز سوم، او با دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله آمد و گفت:
اى محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگى خداوند و پيامبرى خود را از جانب پروردگارت آورده‌اى يا از پيش خود گفتى؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‌اى يا از پيش خود گفتى؟ آيا اينكه درباره ى على بن ابى طالب علیه السلام گفتى: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيّ مَوْلاه...'، از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتى؟ حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:
'خداوند به من وحى كرده است و واسطه ى بين من و خدا جبرئيل است و من اعلان كننده ى پيام خدا هستم و بدون اجازه ى پروردگارم خبرى را اعلان نمى كنم'.
حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مى گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست.
سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.
بعد از اين جريان، آيه ى 'سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ...' [ سوره ى معارج: آيه ى 21. ] نازل شد. پيامبر صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند: آرى. با اين معجزه، بر همگان مسلّم شد كه 'غدير' از منبع وحى سرچشمه گرفته و يك فرمان الهى است.
از سوى ديگر، تعيين تكليف براى همه ى منافقان آن روز و طول تاريخ شد كه همچون حارث فهرى فكر مى كنند و به گمان خود خدا و رسول را قبول دارند و بعد از آنكه مى دانند ولايت على بن ابى طالب عليه السلام از طرف خداست صريحاً مى گويند ما تحمل آن را نداريم!! اين پاسخ دندان شكن و فورى خداوند ثابت كرد كه هر كس ولايت على عليه السلام را نپذيرد، خدا و رسول را قبول ندارد و كافر است.