به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


درس دهم:امیرالمومنین، یگانه مفسر قرآن بعد از پیغمبر صلی الله علیه واله

مَعاشِرَ النَّاسِ، اِنَّهُ جَنْبُ‌اللَّهِ الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ العَزيزِ، فَقالَ تعالي (مُخْبِراً عَمَّنْ يُخالِفُهُ): (اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ ياحَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللَّهِ).
مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ‌يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ‌يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ اِلاَّ الَّذى اَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلىَّ وَ شائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ) وَ مُعْلِمُكُمْ: اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ ابْنُ اَبى‌طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اَنْزَلَها عَلَىَّ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْاَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْاَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ‌يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَ الْحَوْضَ. اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللَّهِ فى خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فى اَرْضِهِ.
اَلا وَ قَدْاَدَّيْتُ، اَلا وَ قَدْ‌بَلَّغْتُ، اَلا وَ قَدْاَسْمَعْتُ، اَلا وَ قَدْاَوْضَحْتُ، اَلا وَ اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.
اَلا اِنَّهُ لا اَميرَالْمُؤْمِنينَ غَيْرَ اَخى هذا، اَلا لاتَحِلُّ اِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدى لاَِحَدٍ غَيْرِهِ.

قصد ما در اين مباحث آن نبوده است كه به ويژگي‌ها و خصايل حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام بپردازيم و تا‌به‌حال نيز چونين نكرده‌ايم و بعد از اين هم نخواهيم كرد، اما به ضرورتِ بررسي خطابه‌ي غدير در مواردي از طرح اين‌گونه مسائل ناگزيريم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطابه‌ي غدیر خصوصیات امامت را به‌طور کلی و درباره‌ي اميرالمؤمنين علیه السلام ويژگي‌هاي امام را به‌شكل جزئي و با برشمردن مصداق بيان كرده‌اند.
اين ويژگي‌ها و خصلت‌ها را درباره‌ي امام زمان علیه السلام هم به‌طور جزئي و با تعيين مصداق در يك خط فرموده‌اند. آن‌چه پيامبر صلی الله علیه و آله اين‌جا برشمرده‌اند نکته‌هایی است که توأمان هم خصوصیات امام و هم ويژگي‌هاي امامت را بیان می‌کند.


امیرالمومنین علیه السلام جنب الله است
در ضمن اين فراز از خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علي علیه السلام را همان جَنْب‌اللّه معرفي مي‌كنند كه خداوند در قرآن فرموده است و بعد آيه‌اي را كه مدّ نظر داشته‌اند تلاوت مي‌كنند. اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ ياحَسْرَتا‏ عَلي ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللَّهِ وَ اِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرينَ .
تا [مبادا] كسي بگويد دريغا بر من از آن‌چه در جَنْب‌اللّه كوتاهي كردم و از مسخره‌كنندگان بودم. آيه‌ي قبل از اين مي‌فرمايد وَ اتَّبِعُوا اَحْسَنَ ما اُنْزِلَ اِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ يَاْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ اَنْتُمْ لاتَشْعُرُونَ . و پيش از آن‌كه به‌طور ناگهاني و در حالي‌كه از آن خبر نداريد و حدس نمي‌زنيد شما را عذاب دررسد نيكوترين چيزي را كه از طرف پروردگارتان به‌سوي شما نازل آمده است پيروي كنيد. از آن بهترين چيزي كه از جانب خدا نازل شده است پيروي كنيد تا مبادا روز قيامت حسرت بخوريد و دريغ ببريد كه اي واي بر من كه در جَنْب‌اللّه تفريط كردم و كم گذاشتم، اي واي بر من كه جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حق خود تفريط كردم و وعده‌هاي خداوند را استهزا كردم و به مسخره گرفتم؛ با علي علیه السلام مخالفت نكنيد تا در قيامت افسوس بخوريد كه چرا با جَنْب‌اللّه مخالفت كردم .
جَنْب‌اللّه را ما جوار، هم‌جواري و هم‌سايگي خدا معني مي‌كنيم. يعني کسی‌که وقتی انسان به یاد او بیافتد و با او باشد به یاد خداوند است.
گفته مي‌شود كه فردي هم‌سایه و هم‌جوار خدا شده است؛ به‌خاطر این‌که هروقت او را می‌بینیم به یاد خداوند متعال می‌افتیم.


امیرالمومنین علیه السلام مبین متشابهات قران کریم و مفسر آن
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از این‌جاي خطابه تا آخر قسمت سوم درباره‌ي قرآن و اهل‌بیت علیه السلام صحبت می‌کنند. اين‌جا است كه پيامبر صلی الله علیه و آله مفصلاً راجع‌به قرآن و اهل‌بيت علیه السلام سخن مي‌رانند و آن‌ها را معرفي مي‌كنند. تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ؛ در قرآن تدبّر و تدبير کنید و آیاتش را بفهمید و به محکماتش نگاه کنید و از متشابهاتش پیروی نکنید. گویا پیغمبر صلی الله علیه و آله با بیان این مطلب و اين‌كه هم از قرآن اسم می‌برند و هم محکم و متشابه برایش تعیین می‌کنند می‌خواهند بفرمایند كه در آيات محکم و متشابه ما باید به امامان علیه السلام متوسل بشویم؛ يعني لزوم امامت را در بیان محکمات و متشابهات بیان می‌کنند. فَوَاللَّهِ لَنْ‌يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ‌يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ اِلاَّ الَّذى اَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلىَّ وَ شائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ). زواجر هم به‌معنای بواطن قرآن است و هم به‌معنای نهی‌های قرآن. این‌جا چون صحبت از امر نشده بعید مي‌نمايد كه مراد نهي‌هاي قرآن بوده باشد و به نظر مي‌رسد منظور از آن بواطن باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند كسي بواطن قرآن را بیان نخواهد کرد و تفسیرش را توضیح نخواهد داد مگر آن‌که حالا من دستش را گرفته‌ام و بلند كرده‌ام و بازویش را گرفته‌ام و با دستان خود او را بالا برده‌ام و اعلام می‌کنم مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ .

حدیث ثقلین
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله  مفصلاً بحث حدیث ثقلین را مطرح مي‌كنند و وابستگي قرآن به اهل‌بيت علیه السلام و وابستگي اهل‌بيت علیه السلام به قران را بيان مي‌كنند؛ يعني اين‌كه قرآن را خط امامت باید توضیح بدهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله اين‌جا دو سه لقب براي اميرالمؤمنين علیه السلام بيان مي‌فرمايند. ايشان با اين القاب مي‌خواهند توضيح بدهند که این ويژگي‌ها كه حضرت علي علیه السلام واجدشان هستند مكمل امامت‌اند و داستان امامت را بیان می‌کنند. می‌فرمایند که مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ؛ تفسیر قرآن را نمی‌فهمد و بیان نمی‌کند مگر آن‌كه من دستش را گرفته‌ام و اعلام مي‌كنم هرکه مولای او هستم علی ابن ابی‌طالب علیه السلام مولای او است. ربطش به این است که بیان تفسیر و بواطن قرآن یکی از شئون مولویت و سرپرستی است.
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ. مولا به‌معنای سرپرست است و سرپرستی شئوني دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده‌اند هرکس که من مولای او هستم و منظور از اين مولا شئوني است كه ايشان در وسعت رسالتشان مولويت دارند. يعنی هر شأني كه رسالت دارد و در گستره‌ي رسالت هرچه‌قدر كه رسول خدا صلی الله علیه و آله مولويت دارند و مولا هستند. مثلاً شخص من مي‌گويم كه شئون مولویت و سرپرستی‌ام در حد جلسه‌ي یک‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها است.
اگر گفتم هرآن‌که من مولای او هستم حسن مولای او است يعني مولویت حسن محدود به جلسه‌هاي اين دو روز است. سرپرستي و مولویت وسعت و گستره‌هاي گوناگون دارد. چون مولويت رسول خدا صلی الله علیه و آله بسيار وسيع و جامع است است پس مولويت امام علیه السلام هم به همان اندازه خواهد بود.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند که تفسیر قرآن را کسی مي‌داند كه دست من به دستش است و مي‌گویند مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ.
بنابراین یکی از شئون بزرگ علی ابن ابی‌طالب علیه السلام سرپرستی و مولویت در تفسیر قرآن و توضیح محکمات و متشابهات آن است.
امسال در مناسبت‌های ماه محرم تمام همت من این بود که بگویم هرچه‌قدر شخصیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسعت دارد از آن‌جا كه امام علیه السلام الخلفیة است و جانشین پيامبر صلی الله علیه و آله است وسعت شخصیت‌اش به همان اندازه و به همان بزرگي و گستردگي شأن رسول خدا صلی الله علیه و آله است. این‌جا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند که تدبر کنید، به آیات قرآن و محکماتش عمل کنید و از متشابهاتش پیروی نکنید، بواطن قرآن و تفسیرش را ایشان به شما می‌گوید؛ همو كه من دستش را گرفته‌ام و می‌گویم که مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ. یعنی اندازه و وسعت مولويت منِ پيامبر هرچه‌قدر كه هست مولویت و سرپرستی امیرالمؤمنین علی علیه السلام همان‌قدر است. مولویت امام، امیرالمؤمنین علیه السلام و جانشین پيامبر صلی الله علیه و آله باید به‌اندازه‌ي مولویت خود ايشان باشد. یکی از شئون مولویت تفسیر قرآن و علم است. ما پيش‌تر گفته‌ايم كه مولویت در سه زمينه‌ي اخلاق، علم و قدرت ظهور و بروز دارد.  حدود و وسعت و گستردگي دایره‌ي مولویت و خلافت که رونوشت و کپی کامل رسالت است در سه حوزه‌ي اخلاق، علم و قدرت جلوه مي‌كند.
پس این‌که پيامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمایند باطن قرآن را بیان نمی‌کند مگر همو كه دستش را بالا گرفته‌اند و مي‌گويند مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ یعنی ايشان حدود مولویت اميرالمؤمنين علیه السلام را مشخص مي‌كنند. از حوزه‌های مولویت حضرت علي علیه السلام تفسیر قرآن و تبیین بواطن آن است.
وَ هُوَ عَلِىُّ ابْنُ اَبى‌طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى. ایشان علی ابن ابی‌طالب علیه السلام هستند که نسبت به پيامبر صلی الله علیه و آله دو ویژگی دارند؛ یکی اخوت است و ديگري وصایت. قبل‌تر گفته بوديم پنج مفهوم هستند که ابعاد مختلف مولویت و جانشینی را بیان می‌کنند؛ وراثت و وارث، وصایت و وصی، امامت و امام، خلافت و خلیفه، ولی و ولایت. این واژه‌ها را پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله براي تبيين حوزه‌هاي جانشيني خودشان بيان كرده‌اند و این‌جا به این مسأله تأکید مي‌كنند. پيامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمایند این‌که من می‌گویم مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ مُراد مولویت امام نسبت‌به مردم بعد از پیغمبر است؛ وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اَنْزَلَها عَلَيَّ. خیلی جالب است که رسول خدا صلی الله علیه و آله مي‌فرمايند موالات و سرپرستی امام علیه السلام از جانب خداوند است.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْاَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْاَكْبَرُ. پيامبر صلی الله علیه و آله عبارت ثقل را هم براي قرآن و هم براي اهل‌بيت علیه السلام عنوان مي‌كنند.  ثقل یعنی يادگاري سنگين و گران‌بها. مثلاً من اگر دو قلم و خودکارِ بيك از خودم یادگار بگذارم این‌ها ثقل نیستند.
ثقل شيئي گران‌بها و ارزشمند است. پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مي‌فرمايند علي علیه السلام و پاكان از نسل فرزندان من ثقل اصغر هستند؛ الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى (مِنْ صُلْبِهِ). يعني نه اين‌كه همه‌ي فرزندان من ثقل اصغر باشند؛ ثقل اصغر پاكان از فرزندان من و علي علیه السلام هستند.
الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى یعنی کسانی‌که به مقام عصمت رسیده‌اند و همان‌ها که دارای مقام عصمت‌اند ثقل اصغر هستند.
وَ الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْاَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ. بارها گفته‌ایم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله این دو ثقل را به سه شكل بیان کرده‌اند. گاهي فرموده‌اند ثقلین، بدون آن‌که اکبر و اصغرش را مشخص بكنند. گاهي اهل‌بيت علیه السلام را ثقل اكبر معرفي كرده‌اند، چراكه ايشان مغز علم قرآن هستند و داراي آن و عالم به علوم قرآن‌اند؛ چُنان‌كه در خطابه هم آمده است اميرالمؤمنين علیه السلام امام مُبيني هستند كه خداوند در قرآن فرموده است وَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ. و گاهي هم گفته‌اند ثقل اصغر اهل‌بیت علیه السلام هستند و ثقل اکبر قرآن است، به اين سياست كه آن ثقل اکبر بماند و مردم به‌خاطر دشمنی با ثقل اصغر آن را تحریف نکنند. فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ. هريك از این دو ثقل از همراه خودش حکایت می‌کند. یعنی اگر کتاب وجود امام زمان علیه السلام را ورق بزنیم همانا در آن قرآن می‌خوانیم و اگر کتاب مدون قرآن را ورق بزنیم همانا از کتاب تکوین وجود امام علیه السلام خبر می‌دهد.
دو کتاب است؛ کتاب تدوین و کتاب تکوین و این‌ها بر هم منطبق‌اند و از هم خبر می‌دهند. لَنْ‌يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَ الْحَوْضَ.
اين دو ثقل هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا اين‌كه نهايتاً در حوض كوثر بر پيامبر صلی الله علیه و آله وارد مي‌شوند. عدم جدایی ثقلَين جدایی‌ناپذيري معنوی و متافیزیکی است . رسول اكرم صلی الله علیه و آله نسبت‌به ثقل اصغر بيش‌تر تأكيد مي‌كنند. مردم قرآن را راحت‌تر مي‌پذيرند و با آن رقابت نمي‌كنند و حسادت نمي‌ورزند، اما از آن‌جا كه به ثقل اصغر حسادت مي‌كنند و رقيب مي‌پندارندش سخت‌تر قبولش مي‌كنند.
اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللَّهِ في خَلْقِهِ؛ آگاه باشید که ايشان اُمناء‌اللّه در میان خلق هستند و امانت‌دارها اينان‌اند. از امانت‌ها يكي هم قرآن است؛ امامان علیه السلام از ثقل اكبر امانت‌داري مي‌كنند. وَ حُكّامُهُ فى اَرْضِهِ؛ حاکمان خدا در زمین هستند. حاکمان یعنی کسانی‌که الگوی همه هستند و هرچه كمالات انساني در زمين وجود دارد ايشان مي‌بايستي دارا باشند.


لقب امیرالمونین فقط مخصوص حضرت علی علیه السلام
بعد حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده‌اند اَلا وَ قَدْاَدَّيْتُ، اَلا وَ قَدْبَلَّغْتُ، اَلا وَ قَدْاَسْمَعْتُ، اَلا وَ قَدْاَوْضَحْتُ، اَلا وَ اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، اَلا اِنَّهُ لا اَميرَالْمُؤْمِنينَ غَيْرَ اَخى هذا، اَلا لاتَحِلُّ اِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدى لِاَحَدٍ غَيْرِهِ.
این نشان که اين‌جا پيامبر صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علي علیه السلام می‌دهند نشاني استثنایی است. نشاني است كه منحصر است به حضرت علي علیه السلام و به‌جز ايشان برای هیچ‌کس نبوده و نیست . چرا؟ چون وقتي گفته مي‌شود اميرالمؤمنين نمي‌گويند امير كدام مؤمنين؛ امیر مؤمنین قبلي يا مؤمنين بعدي؟ پيامبر صلی الله علیه و آله به‌صورت مطلق مي‌فرمايند اميرالمؤمنين. یعنی ايشان، علي علیه السلام، امیر و فرمانده‌ي تمام باتقوایان و مؤمنان است.
از اين مؤمنين يكي حضرت ابراهيم خليل‌اللّه و يكي هم اسماعيل ذبيح‌اللّه است. از مؤمنين حسنين علیه السلام هم هستند. علي علیه السلام امیر تمام آن‌ها است. این‌جا ضمن اين‌كه پيغمبر صلی الله علیه و آله درباره‌ي امام سخن مي‌رانند امامت را نيز معرفي مي‌كنند؛ به این‌صورت که امام کسی است که داراي ملاک‌های امامت است و از ملاک‌های کامل امامت این است که اولین امام که حضرت امیرالمؤمنین علي ابن ابي‌طالب علیه السلام هستند فرمان‌فرمای همه‌ي مؤمنین‌اند. المؤمنین تمام مؤمنان را دربرمي‌گيرد و شامل ابراهيم خليل مي‌شود تا ديگران (طبعاً غیر از پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله كه مُستثنا شدنِ ايشان مشخص است). حضرت ابراهيم علیه السلام را مي‌گوييم چراكه اشاره به آيه‌اي است كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد وَ اِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَاِبْراهِيمَ .
براي همين است که گفته مي‌شود ملاک حق و باطل امیرالمؤمنین علیه السلام هستند. اين‌كه حضرت علي علیه السلام قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار هستند به آن معنا نیست که مي‌ايستند جلوی در و می‌گویند تو به بهشت برو و تو برو به جهنم؛ بل‌كه یعنی در تقسیم بهشت و جهنم ملاک ایشان‌اند .
و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته.


خلاصه درس دهم:

1- پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطابه ی غدیر نکته‌هایی را بیان فرمودند که هم خصوصیات امام است و هم امامت.
2- پیامبر در خطابه می‌فرمایند:{إِنَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ العَزيزِ} در قرآن جنب الله دو بار به صورت زیر به کار رفته است: {أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ في‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرينَ} {وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ} پیامبر انذار می‌فرمایند مبادا بگوئید: {يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ في‏ جَنْبِ اللَّهِ} جنب الله یعنی همجوار و همسایه خدا؛ کسی که وقتی انسان به یاد او بیفتد، به یاد خداست.
3- {تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَانْظُرُوا إِلى مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ} پیغمبر می‌فرمایند درمحکم و متشابه باید به امامت متوسل شویم. {فَوَاللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ إِلاَّ الَّذى أَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلىَّ وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ)} زواجر هم به معنای بواطن قرآن می باشد. به عبارت ساده‌تر یعنی قرآن را خط امامت باید توضیح دهد.
4- {مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ} پیامبر در سرپرستی دارای شؤونی هستند که - همان ها به همان وسعت - به امام می‌رسد.  بیان تفسیر و بواطن قرآن یکی از شؤون  مولویت و سرپرستی است.
5- {مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِيّاً وَالطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَ‏الْحَوْضَ} ثقل یعنی یک یادگار گران‌بها و سنگین. {الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى} یعنی کسانی که به مقام عصمت رسیده‌اند و آنهایی که دارای مقام عصمت هستند ثقل اصغرند.
6- پیغمبر اکرم این دو ثقل را سه جور بیان کردند: 1- ثقلین بدون این‌که اکبر و اصغرش را مشخص کنند؛ 2- ثقل اکبر را اهل بیت علیهم السلام معرفی کردند؛ چون اینان مغز علم قرآن هستند و دارای علم قرآن هستند: {وَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فى إِمامٍ مُبينٍ} 3- ثقل اصغر را اهل بیت و ثقل اکبر را قرآن خوانده‌اند؛ به سیاست این‌که این ثقل اکبر بماند و مردم به‌خاطر دشمنی با ثقل اصغر آن را تحریف نکنند.
هر کدام از این دو ثقل از همراه خودش حکایت می کند و هرگز از هم جدا نمی‌شوند.
7- مردم قرآن را بیش‌تر قبول می‌کنند؛ اما در مورد ثقل اصغر حسادت و رقابت دارند.{أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ اللَّهِ فى خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فى أَرْضِهِ} این ها امناءالله (امانتداران خدا) هستند؛ حاکمان در زمین هستند؛ یعنی الگوی همگان؛ واجد همه کمالات انسانی.
8- {أَلاوَقَدْ أَدَّيْتُ، أَلاوَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَلاإِنَّهُ لا «أَميرَالْمُؤْمِنينَ» غَيْرَ أَخى هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدى لِاَحَدٍ غَيْرِهِ} او امیر و فرمانده تمام با تقوایان و تمام مومنین است؛ از جمله ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح؛ همانند امام حسن و حسین علیهما السلام؛ ایشان امیر تمام آن‌هاست. یکی از ملاک‌های کامل امامت این است که اولین امام که امیرالمومنین است فرمان‌فرمای مومنین است.
المومنین یعنی تمام مومنین غیر از پیغمبر می‌شود ـ چون خود پیغمبر این‌جا استثنائش مشخص است ـ که از ابراهیم خلیل شامل می‌شود. این است که می‌گویند ملاک حق و باطن امیرالمومنین علیه السلام است و درنتیجه {قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار} به این معنا نیست که جلوی در می‌ایستد و می‌گوید تو برو بهشت تو برو به جهنم؛ یعنی در تقسیم بهشت و جهنم ملاک ایشان است.