به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


قرآن وعترت 2:همراهی قرآن وعترت

همراهي قرآن و عترت

در چند فراز از خطابه ي غدير‌ به همراهي قرآن و عترت اشاره شده است که آن ها را مورد بررسی قرار می دهیم:
رسول خدا صلی الله علیه و آله  در این خطابه مي فرمايند:
«لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ وَاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِي الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَني رَبِّي مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَيْهِ »
« ر‌وا نيست مگر آن چه خدا و رسول خدا و امامان  روا دانند و ناروا نباشد مگر آن چه آنان ناروا دانند وخداوند عزّوجلّ هم روا وهم ناروا را به من شناسانده ومن آموخته هایم از کتاب خدا وحلال وحرام او را در اختیار علی‌ گذاشته‌ام.»
بنابراین علم حلال و حرام نزد رسول و ائمه علیهم السلام  است و گرنه می فرمودند «فقط در کتاب است ». هم چنین فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله  غیر از فرمایش خدا نیست وگرنه می فرمودند « إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ » رسول و ائمه عليهم السلام باطن و حقیقت قرآن را هم مي فرمايند.
پس معلوم مي شود توضيحات، نزد رسول و ائمه عليهم السلام است. حلّيت و حرمت را خدا و رسول خدا و ائمه صلوات الله علیهم بايد بفرمايند.
لذا كتاب به اضافه ي اهل بيت عليهم السلام حجّيت دارد و براي ما دليل و برهان است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در ادامه می فرمایند:
«مَعاشِرَالنّاسِ فَضِّلُوهُ . مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ‏اللَّهُ فِي وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ في إِمامِ الْمُتَّقينَ وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ علِيّاً،»  :
«هان مردمان ! او را برتر دانید‌،  هیچ دانشی نیست مگر این که خداوند در جان من نبشته و من تمامی آن را در جان علی‌، امام پرهیزكاران ضبط کرده‌ام و دانشی نبوده مگر آن که آن را به علی آموخته ام.»
این مطلب نكته‌ي بسيار ظريفي دارد؛ علی علیه السلام امام متّقين‌اند و در قلّه‌ي تقوا قرار دارند، لذامی توانند تمام علم پیامبر صلی الله علیه وآله  راگرفته‌ و ضبط نمایند‌. ایشان معصوم اند و ذهنشان از آلودگي ها پاك و منزّه است، لذا مي‌توانند تمام علوم را بگيرند: علم كائنات، علم ماكان و مايكون، علم ماهو كائن، علم مربوط به موجودات، علم فيزيك، علم متافيزيك و ...
پاكي و تقوا علم انسان را زياد مي‌كند‌ خداوند. در قرآن كريم مي‌فرمايد:
﴿اتَّقُواْ اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ﴾
«و العلم نور يقذفه الله في قلب من یشاء»
يكي از علم‌هایي كه به اميرالمؤمنين علی علیه اسلام منتقل شده، علم مربوط به حلال و حرام و تفسير و تأويل است.
سپس پیامبر اکرم  صلی الله علیه وآله می فرمایند:
«وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ الَّذي ذَكَرَهُ اللَّهُ في سُورَةِ يس: ﴿ وَ كُلَّ شَي‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ﴾ » : «او پیشوای روشنگر است . که خداوند در سوره یاسین از او گفتگو کرده ﴿ و علم هر چیز را در امام مبین برشمرده ایم  ﴾ » 
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله آيه‌ی دوازده از سوره‌ی یاسین‌ را به اميرالمؤمنين عليه السلام تفسير مي‌فرمایند. امام مبين، اميرالمؤمنين علی عليه السلام اند و بالاتر از اين نمي‌شود.
هر جا خداوند مي‌خواهد چيزي را استثناءکند، مي‌فرمايد: (مگر اين كه خداوند خودش نخواهد) .خداوند دراسامی إِلاَّ ما شاءَ اللَّه اعظمش، يك اسمي دارد كه به هيچ كس نداده؛ حتی به پيامبر صلي الله عليه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام هم نداده است‌. اين كه بعضي‌ها از تقدّس‌شان مي‌گويند: «محال است امام زمان عليه السلام وقت ظهورشان را ندانند» صحیح نیست؛ اين جزء آن علوم مستأثر در علم غيب خداست.
وقت قيامت هم جزء علم مستأثر است. به قول استاد ما، وقت قيامت و وقت ظهور هنوز تقدير نشده و در عالم مشيت مانده؛ چون تقدير نشده قابل انتقال نيست و خدا هم انتقال نداده است.
﴿وَ كُلَّ شَي‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ﴾ . خدا‌وند همه چیز ‌را در امام مبين احصا در این آیه خداوند استثناء فرموده: فرموده و از چيز‌هايي كه احصا شده، علم توحید، احكام و اخلاق، باطن و تفسير و تأويل قرآن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله‌ درخطابه‌ی غدیر راجع به قرآن و عترت‌ می فرمایند:
« مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَانْظُرُوا إِلي مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ إِلاَّ الَّذي أَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلي وَشائلٌ بِعَضُدِهِ  وَ رافِعُهُ بِيَدَي  وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ، »:
«هان مردمان ! درقرآن اندیشه کنید و ژرفای آیات آن را  دریابید و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهات آن پيروي ننمایید.‌ به خدا سوگند که باطن‌ هاو تفسیر  آن را هرگز [«لن»  نفي ابد مي‌كند]‌  کسی برای  شما‌ روشن  نمی‌کند مگر همين- ‌‌كه دست و بازوي او را گرفته‌ و بالا آورده ام و اعلام مي‌دارم: هر‌‌آن كس که من سرپرست اويم؛ ‌‌‌این علي سرپرست اوست.»
تفسير و تأويل قرآن را اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌دانند. در قرآن تدبّر كنيد، اما بدانيد فهم و تفسير و تأويل اميرالمؤمنين عليه السلام مهم است.
يكي از سرفصل‌هاي سرپرستي پیامبر صلي الله عليه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام، سرپرستي در تفسير و تأويل قرآن است‌، زیرا مطلق فرمود‌ه‌اند:
« اَنّ من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ،» : «هرآن کس که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست . »
پس معلوم مي‌شود مولويّت و سرپرستي زمینه دارد، ولي اميرالمؤمنين عليه السلام در تمام زمينه‌ها سرپرست اند که يكي از آن زمينه‌ها، سرپرستي در علم قرآن و تفسير بواطن قرآن و تعيين محكم و متشابه آن است. این ها نشان می دهدکه قرآن با تفسیرش برای ما معنا شده است


معرفی اميرالمؤمنين عليه‌السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سپس اميرالمؤمنين عليه‌السلام را این گونه معرفی می فرمایند:  
«وَ هُوَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَي. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِيّاً وَالطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ  وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ »:
« و او علی‌، فرزند ابی طالب، برادر و وصّی من است.ولایت و سرپرستی او حکمی از سوی خداست که بر من فرو فرستاده است. هان مردمان! همانا علی و پاکانِ از فرزندانم از نسل او یادگار گران سنگ کوچک ترندو قرآن یادگار ارزشمند بزرگتر.»
جالب است؛ آن جا فرمودند كه امام متّقين مي‌تواند تمام علم من را دارا باشد، اين جا مي‌فرمايند: اين قرآن و علي و اهل بيت من عليهم السلام با هم هستند و چون پاك  و معصوم اند، مي‌توانند اين علوم را داشته باشند. ايشان ثقل اصغرند، در كنار قرآن كه ثقل اكبر است.
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ،در ادامه می فرمایند:
«فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَي‏الْحَوْضَ »:
«هر یک از این دو از دیگر همراه خود حکایت می کند و با آن سازگار است.آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.»
لذا كساني كه مي‌خواهند قرآن شناس باشند، بايد بدانند كه قرآن شناسان كساني هستند كه قرآن شناسي‌شان را از اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه معصومين عليهم السلام آموخته اند. مطالبي كه از خطابه روشن مي‌شود مانند يك پازل است که وقتی كنار هم چيده مي شود، يك منظره‌ي بسيار زيباوجالب را به وجود مي آورد. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي‌فرمايند: امام المبين و امام المتقين مي‌تواند تمام ‌علوم را داشته باشد‌.
ایشان سپس در بخش چهارم بحث ديگري را فرموده اند که بسیار جالب است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله ‌مي‌فرمايند:
«مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي »:
«هان مردمان ! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من »
این علی، ظرف علم من است؛ هر مقدار از دانش رابريزم‌، اين علی مي‌گيرد. ظرف اميرالمؤمنين عليه السلام، تمام علوم و دانش من را داراست.
«وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي‏ مَنْ آمَنَ بي وَعَلي‏ تَفْسيرِ كِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ »:
«و جای نشین من در میان امت وایمان آورندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا ، او مردمان را به سوی خدا بخواند.»
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله، اميرالمؤمنين عليه السلام را هم ظرف و نگهدار علم خود و هم خليفه‌ي خودشان بر تفسير كتاب خدا معرفي مي‌فرمایند..
جانشيني و خلافت در جاهاي مختلف معانی مختلف دارد؛ ولي خلافت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در سه حوزه ی اخلاق و علم و قدرت است.
سپس می فرمایند.
«وَالْعامِلُ بِما يَرْضاهُ وَالْمحارِبُ لاِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي‏ طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ »:
« و به آن چه موجب خشنودی خداست عمل کند و با دشمنان او ستیز نماید. ‌او سرپرست فرمانبرداری خدا باشد و بازدارنده از نافرمانی او .»


باطن آیات قرآن

رسول اکرم صلی الله علیه وآله درقسمت پنجم خطابه‌ی غدیر مي‌فرمايند:
«وَ مانَزَلَتْ آيَةُ رِضاً في الْقُرْآنِ إِلاّ فيهِ»:
«آیه‌ی رضایتی در قرآن نیست مگر درباره‌ی او »
هر جا در قرآن آيه ی رضايتي نازل مي‌شود، علي عليه السلام در رأس هِرَم آن است و درباره ی اوست؛ يعني باطن آیه، اميرالمؤمنين عليه السلام است و آيه مُشاراليه ايشان است واین همراهي قرآن و عترت در بهترين معنا‌ست .
«وَلا خاطَبَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَ لانَزَلَتْ آيَةُ مَدح في الْقُرْآنِ  إِلاّ فيهِ وَلاشَهِدَ اللَّهُ بِالْجَنَّةِ في ﴿هَلْ أَتي عَلَي الْاِنْسانِ﴾ إِلاّلَهُ وَلا أَنْزَلَها في سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَيْرَهُ »:
«و هرگاه خداوند ایمانیان را خطابی نموده ، به او آغاز کرده و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره  ی او و در سوره ی ﴿ هل اتی علی الانسان ﴾ گواهی بر بهشت نداده مگر برای او و آن را در حق غیر او فرود نیاورده و به وسیله آن جز او را نستوده است.»
پیامبر  صلی الله علیه وآله درقسمت دهم خطابه  مي‌فرمايند:
«مَعاشِرَالنّاسِ، أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ،  فَإِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِيتُمْ فَعَلِي وَلِيُّكُمْ وَمُبَيِّنٌ لَكُمْ :
«هان مردمان ! نماز را به پا دارید و زکات پردازید ، همان سان که خداوند عزّوجلّ امر فرموده است.پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهی کردید و یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین کننده ی بر شماست.»
«وَ هُوَ وَ مَنْ یَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتي يُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَيُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ. »:
«همانا او و جانشینانش از فرزندان من به پرسش هایتان پاسخ داده ،  آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.»
«اَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَكْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِيَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَي‏ عَنِ الْحَرامِ في مَقامٍ واحِدٍ فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ ،»  :
« هان !روا و ناروا بیش از آن است که آن ها را شمارش کرده ، یکباره به روا فرمان دهم واز ناروا باز دارم‌ ؛ از این روی مامورم که از شما پیمان بگیرم .»
آگاه باشید که حلال و حرام بيشتر از آن است كه من در اين جا همه را بشمارم و به شما بگويم و امر به حلال و نهي از حرام كنم.
پس از شما بيعت مي گيرم كه با اميرالمؤمنين علی عليه السلام بيعت كنيد و حلال و حرام را از او بشناسيد.
هم چنین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند:
«وَقُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما»:
«و من نیز گفته ام :  مادام که به آن دو - قرآن و امامان - تمسّک کنید ،گمراه نخواهید شد.»
يعني در يك دستتان قرآن باشد و در دست دیگرتان خطابه ی غدير كه نماينده ي عترت است.