به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


امامت 2: جایگاه امام علیه السلام

اعلان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

در این گفتاربعضي از اصطلاحات خطابه ی غدیردرمورد امامت‌ را ‌‌بررسی مي  کنیم.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در ابتدای بخش دوم خطابه با اشاره به آیه شصت و هفت سوره‌ی مائده می فرمایندکه خدا مرا این گونه وحی‌ام فرموده :
«بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ،  يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك ــ في عَلِي يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ . »
« به نام خداوند همه مهر مهر ورز‌. ای فرستاده‌ی ما! آن چه از سوی پروردگارت درباره ی علی و جانشینی او بر تو فرو فرستادیم، به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده‌ای و خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می‌دارد  »
تعبير امامت و جانشيني با چند واژه به کار رفته است: وارث و وراثت، امام و امامت، خليفه و خلافت، وصّي و وصايت، وليّ و ولايت.
خداوند متعال بعد از اين که مقامات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله را تمام مي فرماید،به ایشان وحی مي فرماید که امامت را اعلام کن.
البته در غار حرا اعلام شده است؛ اما زمانی که مي خواهد اعلان رسمي و عمومي بشود، به حبیبش مي فرماید: برو شِنِل رسالت خودت را بپوش.
زیرا الرَّسُول ( رسولِ خاص)  هستی وباید رسالتت راانجام بدهی. در ادبيات مي گويند: تعليقِ حُکم بر وَصف، مُشعِر بر عِلّيت است.
در اين جا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله اوّلين مرتبه است که مي فرمايند: خلافت علي بن ابيطالب علیه السلام. خِلاف يعني قدم زدن و رفت و آمد کردن.
اصل اختلاف به معنای رفت و آمد کردن است‌. به عدمِ اتفاق هم، اختلاف مي گويند چرا که رفت و آمد مي کنند و حرف مي زنند.
« مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَة» يعني جاي رفت و آمد ملائکه. خلافت علي بن ابيطالب عليه السلام  به معنای این است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام پايشان را جاي پاي پيامبر  اکرم صلي الله عليه و آله گذاشته اند.
« وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » ای پیامبر اگر اين کار را انجام ندهي، رسالت خويش را انجام نداده اي زیرا رسالت تو پيام رساني است و‌آخرين پيام رساني، امر معرفی جانشين است. مشخص می شود که معرفی جانشين مساوي با رسالت است‌، زیرا رسالتی که پيامبر صلي الله عليه و آله بیست وسه سال زحمت آن را کشيده اند، اگر ناقص باشد، فايده اي ندارد. اگرایشان براي خودشان جانشين تعيين نکنند که ديگر نمي توانندادامه دهند. اگر سني ها اين آيه را در مورد وضو و هر حکم ديگری تفسير می کنند، معنا ندارد چرا که قبل از غدیر، موضوع ولايت و سرپرستی به طور رسمي و علني در مقابل مردم انجام نشده بود.
«وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ » ای پیامبر، از مردم ترس نداشته باش و خدا تو را از مردم حفظ مي کند.


قبول خلافت و امامت همگانی است

رسول خدا صلي الله عليه و  آله درادامه می‌فرمایند:
« أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ» : « که در این مکان به پا خیزم  و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم .»
این جمله نشان می دهد که کسي از مسئله ي قبول خلافت و امامت، مستثني نيست.لذا امامت و خلافت و جانشيني رسول خدا صلي الله عليه و  آله، عام و تمام است ‌اين امامت و خلافت‌ منطقه اي نبوده‌ و پايانِ زماني و مکاني و پايانِ جمعيتي هم ندارد.
« كُلَّ أبْيَضَ وَأسْوَدَ » يعني همه ي مردم؛ زیرا پاياني از زمان و مکان تعيين نکرده اند و همه جا را شامل مي شود.
خاتم الانبیاء صلي الله عليه و  آله در مورد این خلافت  چند اصطلاح به کار مي برند. اگر ایشان هر کدام از اين اصطلاحات را به تنهایی به  کار می بردند ممکن بود، اشکال کنندگان به اسلام بگويند که حدّش اين است؛ لذا واژه هاي مختلفي مي فرمایند تا همه ي ابعادِ امامت مشخص شود.
برای روشن شدن مطلب  به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید شخصی می خواهد به مسافرت رفته و می گوید که راجع به امتحانات با فلانی صحبت کنيد. اگر راجع به جزوه ها کار داشتيد، با ديگری صحبت کنيد و... که اين ها اجزاست؛ امّا اگر عباراتي راجع به يک  نفر گفته شد که مثلاً برادرم جانشين من است؛ آن گاه اگر پول هم خواستيد از ايشان می گيريد  و... (در حقیقت در همه ي شرايط به برادر او مراجعه مي کنيد.)
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در ادامه می فرمایند:
«أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي  » : « که علی بن ابیطالب برادر  ووصی و جانشین من در میان امت من است. »
« أنَّ عَلِي  بْن  أبي  طالِبٍ أَخي » علي بن ابيطالب عليه السلام برادرِ من است و اشاره به جريان اخوّتی است که رسول خدا صلي الله عليه و  آله بين تمام صحابه قرار داده بودند. ابوبکر و عمر با هم برادر شدند و پيامبر صلي الله عليه و  آله با تنها کسي که صيغه ي اخوّت خواندند، امیرالمؤمنین عليه السلام بودند.
در حقیقت با این اخوت نشان دادند که علي بن ابيطالب عليه السلام را از ميان بقيه برگزيده اند. این اخوّت، نشان مي دهد که پيامبر صلی الله علیه وآله ایشان را هم سطح و برابر خود مي دانند و این نکته ي بسیار مهمي است. ضمناً اخوّت اشاره به اين دارد که اگر کسي به کسي خيلي نزديک باشد، مانند اين است که ‌پدر و مادرمشترک دارند.
لذا مي فرمايند: « أنَّ عَلِي بْنَ أبي طالِبٍ أخي  وَ وَصِيّي »:«علي  عليه السلام برادر ووصيّ من است.»
وصيّت حدود دارد؛ مثلاً مي گويد: وصيِّ من در اموالم شمايید، يا وصيِّ من در جلساتم فلانی است.
وقتي پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله مي فرمایند: « اَخي وَ وصيّي »؛ تعيين نمي کنند که اين وصيّت در کجاست، لذا وصيّت عمومي مي شود.
از طرفی در آن زمان، وصيّ براي مردمِ معمولي فقط در خانواده و اموال رسم بوده،پس ممکن بود که بگويند وصيّ يعني در خانواده و اموال.
به همين علت پيامبر صلي الله عليه و  آله در توضيح مي فرمايند:
«  وَ خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي » يعني جانشينِ من در امّتِ من است. يا رسول  الله امت شما تا چه زمانی هستند؟
خداوند در قرآن کريم می فرماید:
﴿ لِلْعالَمينَ نَذيراً ﴾ 
﴿ وَ أُوحِيَ إلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ ﴾

پس بُرد امّت‌، بي نهايت است. بي نهايت به اين  معنا که زمانش تا قيامت است.
لِذا با « خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي » احتمال های داده  شده در وصيّ، بُردش بيشتر مي شود.سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايند:
« وَالْإمامُ مِنْ بَعْدي »: «علي ‌ امام پس از من است.».
امام معناي خاص  خودش را دارد؛ زیرا امام احتياج به مأموم دارد. علی علیه السلام امام اند؛ يعني ایشان ‌رهبري‌ و پيشوايي‌دارند.
رسول خدا صلي الله عليه و آله  درجمله‌ی بعدی محدوده‌ی این پیشوایی و امامت را این گونه بیان می فرمایند:
«الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي‏ »: «هم او که جایگاه اش نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است .»
معلوم مي شود 130هزار نفر مردمِ حاظردرآن  زمان، داستان حضرت موسي و هارون را مي دانسته اند؛ زیرا يهودي ها از سال ها قبل شنيده بودند که پيامبرِ آخر الزمان از يثرب مي آيد و در آن جا به حکومت مي رسد. آن ها اطراف يثرب سکونت گزيده بودند و در اثر رفت و آمد، فرهنگشان به اهلِ مدينه منتقل شده بود؛ لذا اهل مدينه و مکه هم مسئله ي حضرت موسي و هارون را مي دانستند. نسبت هارون به موسي، نسبت وزارت و ادامه ي دين بود؛ لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به  راحتي اعلام مي -فرمایند:
«إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي »: « مگر این که پیامبری پس از من نخواهد بود .»
يعني علي عليه السلام پيغمبر نبوده و قانون آور نيستند؛ امّا نسبتشان به پیامبر صلي الله عليه و آله‌، مثل نسبت هارون به موسي است .


علي عليه السلام وليّ شماست

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله  پس از مشخص کردن جایگاه علی علیه السلام نسبت به خودشان مي فرمايند:
«وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ »:  «و او پس از خدا و رسول او صاحب اختیار شماست .»
اين بَعديت، بعدي رُتبه اي است. در رتبه ي اوّل، وليّ شما خداست بعد از خدا وليّ شما هستم و بعد از من وليّ شما علي عليه السلام است.
ولی‌اگر فقط معناي دوستي باشد، معنا ندارد که بعد از خدا و رسول باشد چرا که  همراه خدا و رسول هم مي شود؛ همان گونه که در بسياری از آيات آمده است: دوستان شما، خدا، رسول و مؤمنين اند.‌ لذا معلوم مي شود که اين وليّ معناي ديگري دارد که معناي‌آن‌، سرپرست و اَولي و اَحَقّ به تصرّف است.
مثلاً پدر به فرزند پول مي دهد و مي گويد خرج کن ‌ولی پدر اَولي به تصرّف است‌. فرزند هم حق‌ خرج کردن را دارد اما رتبه ي پدر جلوتر از فرزند است.
وليّ به معنای‌ اَولي به تصرّف است‌؛ يعني از من جلوتر است. بعد از خدا و رسولش، علي عليه السلام وليّ شماست.
سپس پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله با اشاره به آیه‌ی ولایت این گونه می فرماید‌:
«وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالي‏ عَلَي بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِي  » :  «و خداوند تبارک و تعالی آیه ای بر من نازل فرموده که »
﴿إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ﴾ 
محدّثين به اين آيه، آيه ي ولايت مي گويند؛ زیرا خداوند متعال در اين آیه  ولايت و سرپرستي خود و پيامبر  اکرم صلي الله عليه و آله و امیرالمؤمنین عليه السلام را تبيين و تفهيم کرده است. حقّ تفسير آيه به شخص يا موضوع ، با آورنده ي کتاب ا‌ست‌. پيامبر اکرم صلي الله عليه و  آله آورنده ي کتاب‌اند. ا
یشان‌ آيه ي پنجاه وپنج ‌سوره‌ی  مائده را‌ بیان نموده ودر ادامه‌ی آن مي فرمايند:
«وَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ. »: «و قطعاً علی بن ابیطالب نماز بر پا داشته‌ و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است . »
علي بن ابيطالب عليه السلام مصداق کامل اين آيه و شأن نزول آن هستند. اميرالمؤمنين عليه السلام کسي است  که نماز بر پا کرده و در حالت رکوع زکات پرداخته و در همه ي حالات چشمشان‌ به دنبال خداست.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در اين جملات ابعاد مختلف امامت و ولايت را مي فرمايند. ایشان به غير از وراثت، اخوّت را هم بیان فرموده‌ و پس از‌‌آن، آيه‌ی‌ ولایت‌ را با شأن نزولش معرفي ‌مي فرمایند.
نکته ي شایان توجه اين است که امام با خود نائب و مَنوبٌ عنه هر چه به هم نزديک تر باشند، براي مردم بيشتر قابل قبول اند. پيامبر اکرم صلي الله عليه و  آله راجع به اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: لحظه اي نيست که علي عليه السلام از خدا غافل باشد: « وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ. ».


خلافت، حقّ علی علیه السلام

پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله در انتهای بخش دوم خطابه‌ مي فرمايند: با وجود همه ي اين ها‌، خدا از من راضي نمي شود مگر آن چه در حقِّ علي عليه السلام نازل کرده را ابلاغ کنم. حقّ امامت، خلافت، وصايت و ولايت علي عليه السلام ،حقّي است که اگر ابلاغ نکنم، رسالتم را انجام نداده ام.
همان گونه که بیان شد‌، پيامبر‌ اکرم صلي الله عليه و  آله در ابتدا‌ی بخش دوم خطابه فرمودند:
«يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك ــ في عَلِي يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ» : «ای فرستاده‌ی ما‌! آن چه از سوی پروردگارت درباره‌ي علی و جانشینی او بر تو فرو فرستادیم به مردم برسان .»
اما در انتهای‌ همین قسمت می فرمایند:
« يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في حَقِّ عَلِي - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » «ای پیامبر‌! آن چه -در حق علی - از سوی پروردگارت بر تو فرود آمده‌، ابلاغ کن وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده‌ای .»
در‌آن جا خلافت علي عليه السلام و در اين جا حقّ علي عليه السلام را مي فرمایند. در حقیقت ‌پيامبر ‌ ا‌‌کرم صلي الله عليه و  آله دو تعبير را بیان می‌فرمایند:
تعبیر اول خلافت علي  بن‌ ابيطالب عليه السلام  است و تعبیر دوم اين است که ‌خلافت، حقّ علي عليه السلام است و حقّ هیچ کس ديگری نيست؛ زیرا حقّ در مقابل باطل است.
پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله در ابتدای بخش سوم خطابه ‌نکته اي را بیان می‌فرمایند‌ که‌ از‌آن معلوم مي شود خدا بايد امام را نصب کند:
« فاَعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ  ذالِكَ فيهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا  أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً» : «هان مردمان ! بدانید این آیه درباره‌ی اوست . ژرفای آن را بفهمید ‌و بدانید که خداوند او را سرپرست و امام شما قرار داده »
حضرت می فرمایند که فکر نکنيد ‌علي عليه السلام را من براي شما وليّ و امام قرار داده ام، اين بِرَند امامت را من از خزانه ي وحي آورده ام.
پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله در این عبارت‌، سه عنوان براي امامت به کار برده اند:
الف) أنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ
ب) وَلِيّ
ج) إمام

پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله در ادامه  مفروض الطاعة بودن علی علیه السلام را بیان نموده‌ ومی‌فرمایند اطاعت ایشان بر همه واجب است:
« ... وَ عَلي‏ كُلِّ مُوَحِّدٍ  »:« و هر یکتا پرست. »
پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله اين اطاعت را بر‌ حاضرين و غايبين، مهاجرين و انصار، عَجَم و عرب، صغير و کبير و بریکتا پرستان واجب دانسته اند.‌‌
لذا هر کسی که گفت: «  أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ » وليّ و سرپرست به حقّ او تا بي نهايت‌، علي بن ابيطالب عليه السلام است.
مرحوم علامّه طباطبايي در استفاده ی از آيات قرآن در بحث ولايت و امامت استاد است.اوذیل آيه  124سوره‌ی بقره ﴿ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما﴾ می‌گوید:از اين جمله برداشت مي شود که امامت به جعل الهي است و به انتخاب و شورا نيست.


جایگاه ولایت

پيامبر  اکرم صلي الله عليه و آله  درقسمت سوم خطابه‌ می‌فرماید:
«فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاِمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ» : «  سخنم را شنیده پیروی کنید و فرمان پروردگارتان را گردن گذارید. »
پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله ‌ می‌فرمایند که اين آخرين مرتبه ای است که براي شما صحبت مي کنم؛ پس بشنويد و اطاعت کنيد و نسبت به فرمان پروردگار گردن نهيد.
حُرِّ بن يزيد رياحی وقتي خدمت امام حسين عليه السلام آمد، عرض کرد: آيا مي توانم توبه کنم؟امام فرمودند: «  الله يغفرك  ».
هرگاه کسي براي عذر خواهي نزد ائمه عليهم السلام آمده؛ ایشان  فرموده اند: « الله يغفرك  ».این فرمایش از نظر اخلاقِ توحيدي، مسئله ي جالبی است.
پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله درادامه می فرمایند:
« فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِيُّهُ الْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ إِلي يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسولَهُ. لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْكُمْ  وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ،»
براي اين که جايگاه مولويّت پيامبر  اکرم صلي الله عليه و  آله و اميرالمؤمنين عليه السلام از جانب خدا اثبات شود، مي فرمايند: خدا، هم الله و هم سرپرست شماست و بعد از خدا سرپرست شما، من اَم که با شما صحبت مي کنم و بعد از من ،علي عليه السلام به امر خدا وليّ و امام شماست.
حلال چیزی  است که خدا و رسولش و ائمه عليهم السلام حلال بدانند و حرام چیزی  است که خدا و رسولش و ائمه عليهم السلام حرام بدانند.
ايشان، ملاک حلّيت و حرمت اند. امامت مقامي است که حلال خدا را حلال مي کند و حرام خدا را حرام مي کند.
امام علیه السلام کسي است که: «فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ»