به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


درس 34 : حق شناسی و حق پذیری مقدمه ای برای اخذ حق

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطابه ی غدیر می فرمایند :
"مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الَّذى يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا"
ای مردمان ! نور از طرف خدا در من راه پیدا کرده پس در علی ابن ابیطالب علیه السلام پس در نسل از او تا حضرت مهدی علیه السلام که او حق خدا و همچنین حق ما را مطالبه و اخذ می کند. 
در این فراز 2 صفت و ویژگی برجسته برای امام عصر علیه السلام عنوان شده است که حاوی نکته اخلاقی برجسته ای می باشد اول اینکه امام زمان علیه السلام حق خدا را می گیرد و دوماً اینکه حق اهل بیت علیهم السلام را وصول و اخذ می کند. 
اصولاً کسی که می خواهد حق را بگیرد، مقدماً باید حق شناس باشد و مبانی و اصول حقه را تشخیص دهد.  ثانیاً باید حق پذیر باشد. چنانچه در معرض تذکراتی قرار گرفت که حق بود آنها را بپذیرد. حال با این دو مقدمه یعنی حق شناسی و حق پذیری می تواند اخذ حق کند. حال ممکن است اخذ حق با فعل یا با اشاره یا با بیان یک جمله و یا امثال این ها باشد.  در این فراز پیامبر صلی الله علیه و آله با یک تذکر غیر مستقیم به همه جماعت حاضر و تمام مردمان دنیا تا امروز می فرمایند: شیعیان امیرمومنان علیه السلام باید حق شناس، حق پذیر و مطالبه کننده‌ی حق باشند، چرا که امامتِ امامی چون علی بن ابیطالب را پذیرفته اند و ماموم باید از امام خود رنگ بگیرد و چون امام او با این اوصاف در خطابه معرفی شده است، پس او هم باید در خود این اوصاف را پیاده کند.
یکی از ویژگی های مهم امام زمان علیه السلام نیز این است که حق خدا را می گیرد. حق خدا همان توحید است که ما خدا را بپرستیم ( و اما حق الله اکبر فانتعبده فلا تشرک به شیعاً ) – رساله حقوق امام سجاد علیه السلام – و اما حق ائمه علیهم السلام همان اطاعت از آنها و مفترض الطاعه دانستن آن ها است.
دفاع از اهل بیت علیهم السلام در حقیقت مطالبه حق آن ها است.  مطالبه‌ی امام عصر علیه السلام در این عصر و دوره، کار دینیِ با اخلاص و پیگر و منظم است.  که همه این فعالیت ها به جای خود موثر است و چون تأثیر دارد باید این گونه فعالیت ها را افزایش دهیم.  امام شناسی، شرکت در جلسه ها، سخنرانی ها در مجالس، همه و همه نوعی کار دینی است که چنانچه با اخلاص انجام شود، در ما و اطرافیانمان موثر است. هر چقدر بیشتر به فعالیتهای مذهبی و اخلاقی بپردازیم، درصد ماندگاری ما در دین و عیار دینی ما بالا خواهد رفت و هر چقدر بیشتر فاصله بگیریم درصد نفوذ شیطان و شیطان صفتان در ما بیشتر خواهد شد یکی از تأکیدات ما در جامعه بر این مطلب استوار است که هر مسلمانی ممکن است که کاستی داشته باشد برای اینکه ما مسلمانیم و اسلام نیستم. 
اصل اسلام در 14 نور مقدس خلاصه شده و آنها معیار و ترازو هستند و ما مابقی کاستی دارند. چنانچه ما در اجتماع و محافل، مسلمانی را دیدیم که کم و کاستی در زمینه های اخلاقی یا اعتقادی و غیره دارد، نباید به پای اسلام و نواقص دینی گذاشته شود، بلکه این مطلب نقص در مسلمانی ما است. یکی از ابزارهای تبلیغ، صبر و فروتنی است؛ چنانچه ما با این 2 ابزار خود را مسلح کنیم می توانیم موفقیت های چشمگیری داشته باشیم. عدم تکبر ضمن اینکه از مکارم اخلاقی است، در اجتماع نیز مورد توجه همه می باشد و همه از کسی که تکبر ندارد خشنود می شوند و تمایل به ارتباط با این شخص دارند. در گفتگو های غیررسمی گاهی تواضع به جای عدم تکبر استعمال می شود؛ در صورتی که تواضع و متواضع، صفت شخصی است که در مقام و مرتبه بالایی قرار داشته و خود را پایین می آورد.
مانند اهل بیت علیهم السلام که دارای جایگاه رفیع علمی، معنوی و غیره هستند و در مقابل مردم تواضع می کردند و ما که اکثراً در یک سطح در اجتماع می باشیم با عدم تکبر می توانیم به تقویت ارتباط خود با دیگران کمک کنیم. با این تقویت ارتباط می توانیم به مردم و مخاطبین، حق اهل بیت و خدا را بشناسانیم. حق پذیری را در آنان تقویت، و آنان را به اخذ و مطالبه حقوق خدا و اهل بیت علیهم السلام تشویق کنیم.  خداوند به همه‌ی ما عمل به مکارم اخلاقی عنایت فرماید.