به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

درس 41: توکل، تسلیم و رضا سه ویژگی برتر



در بخش هفتم خطابه ی غدیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با یک ظرافت خاص به آیات قرآن استشهاد فرموده اند. این فصل از خطابه بیشتر آیات قرآن را در برمی گیرد و پیامبر در این بخش، ظاهراً قصد استناد به آیات قرآن را داشته اند. یکی از مفصل ترینِ این آیات، آیه 22 سوره مجادله می باشد، که ضمن ترجمه این آیه به نکات نورانی آن اشاره می کنیم. بهوش باشید، به درستی که دوستان ایشان (ائمه علیه السلام) کسانی هستند که خدا در کتابش آنان را چنین یاد کرده است، پس فرموده است: "پیغمبر، نمی یابی قومی را که ایمان به خدا و روز آخر آورده ولی دوستی داشته باشند با کسانی که نسبت به خدا و رسولش، اخلاق تندی دارند و یا دشمنی دارند. اگر چه آنان پدرانشان، برادرانشان، فرزندانشان و یا عشیره شان باشند.
آنان کسانی هستند که خدا در دل هایشان ایمان را نوشته و روحی از جانب خدا آنها را تأیید می کند و ایشان را به بهشت وارد می کند که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاودان هستند. خدا از آنان راضی و آنان از خدا راضی هستند. آنان حزب خدایند، هشدار که حزب خدا رستگارانند."
نکته جالب توجه در این آیه، بحث رضایت انسان مؤمن از خدا و رضایت الهی از انسان مؤمن است، که همانطور که در درس گذشته عنوان شد، راضی شدن خدا از انسان مؤمن، اگرچه مهم است ولی زیاد کار مشکلی نیست. چرا که انسان مؤمن همواره با دریای بیکران رحمت الهی مواجه است و ممکن است یک انسان با اندکی کار نیک پس از برخورد با آن دریای بیکران فضل و رحمت بتواند رضایت الهی را کسب کند. حضرت صادق علیه السلام طی حدیثی می فرمایند: مؤمن همواره در قلب خود دو نور دارد یکی نور خوف و دیگری رجاء (1). چنان نور امید داشته باشد که اگر گناه سنگین نیز مرتکب شده است، امید به آمرزش الهی را از دست ندهد و چنان از ترس خداوند خائف باشد که اگر عبادت ثقلین کرده باشد از ترک اولی هراسان و بترسد که یک گناه کوچک او را جهنمی کند.
شبهه معروفی که امروز مطرح شد و ظاهر بسیار زیبایی نیز دارد که تقریباً به بحث رحمت واسعه الهی برمی گردد. به عبارتی شبهه کننده می خواهد، چنان دایره رحمت الهی را گسترده کند که همه کس و همه اقشار را فرا گیرد و هیچکس ولو با ارتکاب بدترین گناهان از رحمت او محروم نمی شود.
جدیداً این مسئله چنین در جامعه مطرح می شود که: شما شیعیان ادعا می کنید که بهشت و جنت خالد از آن شیعه می باشد و همه کسانی که در دنیا اختراع و یا اکتشافاتی داشته اند و در جهت ترقی جوامع گام برداشته اند از بهشت الهی نصیبی نداشته و جهنمی خواهند بود. درجواب این عده باید گفت: انسان همواره باید زندگی خود را براساس ملاک حق و باطل تنظیم کند، اما نهایتاً جهنمی و بهشتی شدن انسان ها در اختیار خداوند است و ما در این امر دخالتی نداریم.
اگر قرار باشد ما همه افراد را در دایره رحمت الهی وارد کنیم پس چگونه می خواهیم و می توانیم ملاک های حق و باطل را به جامعه معرفی کنیم. این مطلب که خدا ممکن است به خاطر فضل بی پایان خود همه را بهشت ببرد یک مطلب است و این مطلب که خود خدا گفته است این ملاک حق و این ملاک باطل است، مطلب دیگری است. اما بخش دوم رضایت، مربوط به رضایت انسان از خداست که بسیار مشکل است. انسان مؤمن همواره باید قبلاً از آن چیزی که خدا برایش خواسته، راضی باشد و از آن خشنود گردد. این رضایت بشر از خدا، دارای مقدماتی است که اولین مقدمه آن توکل است.
دومی تسلیم و آخرین آنها رضایت است. که همه این مقدمات زیر چتر عبودیت خداوند جای می گیرند. اگر انسان در مسیر عبودیت الهی حرکت کند، قطعاً بر او توکل می کند، تسلیم اوامر و نواهی او می شود و به آنچه که خدا برای او مقدر کرده است راضی است. لذا یکی از مشکلات تاریخ این است که انسان ها توانستند امیرمؤمنان علی علیه السلام را تحمل کنند، چرا که آنان به اراده الهی راضی نبوده و مطیع و تسلیم اوامر او نشدند. 
توکل، تسلیم و رضایت از خدا یک روزه حاصل نمی شود و احتیاج به تمرین دارد. پیامبر در این فراز از خطابه به طور غیر مستقیم تذکر داده اند که اگر از اولیاء الهی شوید باید این صفات را داشته باشید. ما ضمن تمرین، باید همواره به خدا و امام عصر علیه السلام التماس نموده که شر شیطان را از ما دور کرده زیرا که شیطان است که همواره در ما غوغا ایجاد کرده و این صفات الهی را از ما می گیرد. از خداوند متعال مسئلت می کنیم که به ما توفیق پیاده سازی این صفات را در خود عنایت فرموده و ما را از کسانی قرار دهد که همیشه از خداوند به معنای واقعی راضی و از مقدرات او خشنود باشیم.

 

منابع

1) « اصول كافى» 2/ 67