به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

درس 49: قبول ولایت امیرمؤمنان علیه السلام،  حسنه معهود



پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در پایان بخش ده خطابه و قبل از بخش 11 در یک تذکر مستقیم اخلاقی مهمی را به شرح ذیل بیان فرموده اند:
"فمن جاء بالحسنه اثیب علیها و من جاء بالسئیته فلیس له فی الجنان نصیب"(1)
در این عبارت، و نوعاً در عباراتی که با تذکر مستقیمِ پیامبر صلی الله علیه و آله بیان می شوند، پیامبر صلی الله علیه و آله افراد را به یاد مرگ، ترازوها، حساب و و محاسبه انداخته اند و ثواب و عقاب الهی را بیان می فرمایند. در این فراز نیز ضمن بیان کارهای نیک و بد، از نتیجه ای که گرفتند، چنین استفاده می شود که منظور ایشان از حسنه، قبول ولایت امیرمؤمنان علیه السلام می باشد. از آیات دیگرِ قرآن استفاده می شود که بهشت نتیجه صفت فضل خدا و فضل خدا حساب ندارد. فلذا در قرآن آمده است که هرکس حسنه بیاورد " فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها"(2) و از آنجا که جهنم نتیجه صفت عدل خدا بوده و عدل خدا دقیق است، پس هرکس سیئه آورد "فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها "(3) در این فراز پیامبر صلی الله علیه و آله فقط به صورت اثباتی و سلبی صحبت فرموده اند، و به خاطر اهمیت مسئله قبول ولایت امیرمؤمنان علیه السلام و مذمت عدم پذیرش آن، تنها حسنه و سیئه را به صورت همگون مطرح کرده اند و فرموده اند: کسانی که سیئه بیاورند، برای آنها در بهشت نصیبی نبوده و کسانی که حسنه بیاورند، پاداش آن را خواهند برد. چرا که بحث ولایت و وصایت و امامت بقای توحید است و ایشان اهمیت امر خلاقت و امامت را به مساوی مطرح نموده اند ثواب و عقاب الهی بیان فرمودند.  درست است که این مطلق حسنه و سیئه مطرح شده است ولی از جَوِّ سخنرانی و این که حسنه با الف و لام آورده شده که منظور حسنه خاص می باشد، استفاده می شود که حسنه خاص، قبول ولایت امیرمؤمنان و در مقابلِ حسنه خاص، سیئه خاص می باشد که عدم قبول ولایت امیرمؤمنان است. این "الحسنه" و "السیئه" در ذهنِ مستمع یک پیمان و تعهدی را ایجاد می کند که به آن عهدِ ذکری و ذهنی اطلاق می شود و شنونده را به تعهد خود معهود می دارد.

 

منابع

1) سروش آفتاب، ص 84
2) (6) الأنعام : 160
3) (6) الأنعام : 160