به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

درس 52: اقرار حضار، بالاترین ابتکار پیامبر صلی الله علیه و آله



یکی از ابتکارات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درخطابه ی غدیر، گرفتن بیعت و اقرار از حضار می باشد. آنجا که به مردم می فرمایند:
"فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنَّا سَامِعُونَ‏ مُطِيعُونَ‏ رَاضُونَ‏ مُنْقَادُونَ...»"(1)
پیامبر صلی الله علیه و آله در این عبارت، واژه ها و عباراتی را به کار برده اند که حامل پیام ها و نکات اخلاقی است. ایشان در خطابه، به مردم تلقین فرموده اند که با گفتن این واژه ها، تجدید عهد و پیمان کنند.
این بیان پیامبر صلی الله علیه و آله در آخر خطبه ی غدیر که می فرمایند: "قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلى عَلىٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ"(2) یک نکته اخلاقی تکامل یافته است که بشر باید نسبت به خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و معصوم عبودیت داشته باشد و حتی قالب الفاظ را طوری انتخاب کند که به پیامبرش وحی شده است و قالب الفاظ وحی را رعایت کند. می فرمایند: به علی علیه السلام سلام کنید با واژه امیرالمؤمنین.
حتی لقب و واژه هایی را که برای مولا و سرپرست خود انتخاب می کنید را با من چِک کنید. برای اینکه نهایت تأدُّب و تعبُّد را داشته باشید. اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از حاضران خواسته اند تا بگوئید "قولوا" به خاطر این آیه از قرآن است که خداوند می فرماید:
"وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير"(3) (خدایا شنیدیم و اطاعت کردیم) و واژه سمعنا و اطعنا که در این آیه آمده است نیز در الفاظ حضرت به صورت سامعون و مطیعون به چشم می خورد. کلمات "سمعنا"، "اطعنا" و "غفرانک ربنا"، اوج تکامل اخلاقی انسان در مقابل خدا است که با ممارست در بیان این الفاظ، بنده، حال تعبد و بندگی پیدا می کند و افتخار پیامبر صلی الله علیه و آله نیز بندگی و عبودیت بوده است که در فرازهای اولیه خطابه ی غدیر مشهود است. (وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ...)(4) حاصل این توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله این است که انسان باید همواره مَلبَسه به لباس عبودیت باشد و با پوشیدن این لباس، باید حرف حق را شنیده، اطاعت کند و در عین حال از خداوند طلب بخشش کند. چرا که عبد همواره در معرض اشتباه است و باید همیشه به این ذکر، ذاکر باشد که " غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير " تا مورد عنایت خاص خداوند قرار گیرد.

 

منابع

1) سروش آفتاب، ص 86
2) سروش آفتاب، ص 90
3) (2) البقرة : 285
4) سروش آفتاب، ص 12