به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

درس 53: شکر نعمت ولایت



پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطابه ی غدیر همانند سبک ادبیاتی قرآن عمل کرده اند. همان طور که در قرآن سبک ارائه شده، غیر از کلامِ معمولی بشر است، خطابه نیز در بیان اعتقادات، احکام و اخلاق همان روش را پیشه کرده است.
قرآن با استفاده از واژگان بشری، در یک آیه، ممکن است چند موضوع را مطرح کرده باشد. مثلاً  توحید، داستان های پیامبران، و حتی نکات اخلاقی را در یک آیه بیان نموده است. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در خطابه ی غدیر با استفاده از کلمات ساده و روان و درعین حال دارای مضامین بلند، در عین بیان نکات اعتقادی گاهی بیانات اخلاقی را نیز ارائه نموده اند. ایشان در صفحه 90 خطابه مکرراً از کلمه "قولوا" استفاده کرده اند که به معنای تلقین و تکرار است.
چرا که باعث می شود نکات اخلاقی مکرراً یادآوری شود. این که به ما دستور داده شده تا نماز را در 5  وقت خوانده و مرتباً الفاظ را تکرار کنیم، به خاطر وجود اثرات تربیتی در تکرار یک عبارت اخلاقی یا اعتقادی است. اصولاً تکرار باعث ایجاد تذکر می شود. تکرار با زبان باعث می شود که انسان خودش بشنود و  در ذهنش، قلبش و وجودش اثر بگذارد. در مقابل، تکرار کلمات رکیک و زشت نیز در قلب و وجود انسان اثرات بد می گذارد.
یکی از بهترین اعمال قرائت قرآن است و لو اینکه معنای آن را ندانیم. چرا که تکرار کلمات قرآن در انسان ایجاد اثرات مطلوب می کند. در دنیای امروز صنایع، سمعی و بصری هستند چرا که بشر هم ببیند و هم بشنود و تأثیرگذاری تبلیغات با دیدن و شنیدن بهتر می شود. اینکه شرع در تقسیم بندی خود امر کرده که نامحرم را نبیند و محرم را ببیند و یا نظاره به چهره‌ی عالم عبادت است و غیره، همه به خاطر اثرات مطلوب و نامطلوب دیدن و یا شنیدن است.
وقتی حافظه از الفاظ نیکو، قرآن، بیانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و غیره پر شود، دیگر جایی برای ارزش های پائین نمی ماند و حتی دست، زبان، چشم و اعضاء و جوارح که همه مانیتورهای وجود قلب و ذهن انسان هستند، همه و همه در مسیر درست هدایت می شوند و آن گونه حرکت می کند که در شخصیتش نقش بسته و آن گونه می گوید که می اندیشد. پیامبر صلی الله علیه و آله در انتهای خطابه می فرمایند:
"وَقُولُوا: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ»، وَ قُولوا: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ»" .(1)
عبارت فوق از چند جهت مورد بررسی است، زیرا که پیامبر صلی الله علیه و آله ضمن القاء و تلفین فراز فوق، به نظر میرسد که مقاصد زیر را پیگیری کرده اند:
1) تکرار آیات قرآن: آیات قرآن به خودی خود، نور و هادی هستند و اثر فوق العاده‌ی روحی دارند. شکر خدا را با تنها قلب، نه، بلکه با زبان هم انجام دهید. برترین حالات شکرگزاری این است که انسان با نهایت حالت توضع به خاک افتاده و سر به سجده بگذارد که این امر باعث ترفیع انسان می شود.
2) نکته دوم آن است که حمد کنید، برای اینکه من موفق به انجام فرمان خدا شده ام و ولایت امیرمؤمنان علیه السلام را به شما ابلاغ کرده ام و همچنین شما نیز موفق به شنیدن این ابلاغ شده اید.
3) از طرف دیگر این جمله یک آیه قرآن است و ++++++  دارد.
4) مسئله چهارم و مهم تر از همه این که، اگر خدا نخواهد، هدایت انجام نمی شود.
خدایا! غیر از شکر کامل و همیشگی برای همه چیز، برای این هدایت، راهنمایی و دست گیری از ما و هدایت به ایمان، اعتقاد، ولایت، نبوت و توحید، از تو سپاسگزاریم. سپس در ادامه می فرمایند: "لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ" پیامبرانِ پروردگار ما،  به حق آمدند و این هدایتی را که برای ما آوردند، حق بوده.
به خاطر این که ما را به دین حق راهنمایی کرد. این نکته اخلاقی آخر پیامبر صلی الله علیه و آله، درحقیقت پوشش دهنده‌ی تمام سخنرانی ایشان است که در ابلاغ کلمه  و رسالت خودشان، در هفتاد روز مانده به پایان رسالت خودشان فرمودند. ما هم خدا را به این نعمت شاکریم که توانستیم این فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله را بشنویم و از خدا می خواهیم تا در نشر و ترویج آن موفق باشیم.

 

منابع

1) سروش آفتاب، 90 و 92