به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
 

راویان خطبه ی غدیر


طبیعت این ‏گونه است كه هر چه به سوى آینده پیش می‌رود و از گذشته دور مى‌‏شود، از اهمیت وقایع بزرگى كه از آن‌ها گذر نموده می‌كاهد و آرام آرام از صحنه یاد و خاطره هم محو می‌گردد؛ چنان كه گویى هیچ حادثه ‏اى رخ نداده است. حتى بزرگ‏ترین وقایع نیز براى رسیدن به این نقطه در سیر تاریخى خود شاید در صورت مقاومت بتواند چند دهه بیشتر ماندگار باشد و در نهایت به صورت تاریخى حماسى كه تنها موجب غرور دسته‌ه اى از مردم گردد باقى بماند.
اما ماجراى غدیر و حدیث غدیر به رغم گذشت دوران و اعصار بر آن و با طى بیش از ۱۴۰۰ سال و با وجود تلاش‏‌هاى مستمر براى سركوبى و فراموشاندن آن و خارج كردن آن از مسیر استوار و مواضع پایدارش، به رغم آنچه پیروانش در این راه اعم از خوارى و ذلت و غربت و آوارگى به جان خود خریدند، با وجود همه این‌ها غدیر همچنان به صورت حساس‏ترین و مهم‏ترین مسئله باقى ماند و بدین صورت غدیر بیشترین تعلق و ارتباط را با آیندهی بشر و اهداف وى در دنیا و آخرت پیدا كرده است. غدیر یكى از مهم ‏ترین حوادث در تاریخ اسلام بوده كه نگاهبان دستاوردهاى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم تا برپایى قیامت است.
اسنادى كه به این حادثه و حدیث آن در حجة الوداع اشاره مى‌‏كند به قدرى زیاد است كه هر شخص منصف نگاهى به مجموعه این اسناد و مدارك بیندازد یقین پیدا مى‌‏كند كه حدیث غدیر از قطعى ‏ترین روایات اسلامى و مصداق روشنى از حدیث متواتر است كه اگر كسى در تواتر آن شك كند، باید به هیچ حدیث متواترى اعتقاد نداشته باشد.
در این خصوص همان اندازه كه پیشوایان حدیث اهل سنت و مؤلفان كتاب‏‌هاى صحاح و سنن، مورخان و سیره‏ نویسان ایشان نوشته ‏اند، كافى خواهد بود كه گروهى از ایشان نص حدیث غدیر را با اسناد معتبر و به صورت مسند نقل كرده و گروهى دیگر براى رعایت اختصار یا با توجه به شهرت حدیث، اسناد آن را حذف و حدیث را به صورت مرسل نقل نموده ‏اند.
حال براى اثبات این مهم نظرى همه‏ جانبه به حدیث غدیر مى‌افكنیم و اشخاصى را كه آن را روایت كرده و متذكر شده ‏اند و به درستى آن اعتماد نموده، معرفى مى‌‏كنیم:

 

راویان حدیث غدیر:

علامه امینى(ره) در الغدیر، ۱۱۰ نفر از صحابه و ۸۴ نفر از تابعین و نیز به اسامى، تعداد ۳۶۰ نفر از علماى اهل سنت كه از ابتداى قرن دوم تا قرن ۱۴ به این حدیث اشاره كرده ‏اند را نام مى‌‏برد{۱}

الف) راویان حدیث غدیر از اهل بیت ‏علیهم السلام
۱. امیرالمؤمنین على ‏علیه السلام
على‏ علیه‌السلام بعد از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در هر موقعیتى كه مناسب می‌دیدند به این حدیث متذكر مى‌‏شدند از جمله روز شورا{۲}، روز رحبه{۳}، جنگ جمل{۴} و....
۲. فاطمه صدیقه ‏علیها‌السلام دختر رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم{۵}
۳. امام حسن مجتبى‏ علیه السلام{۶}
۴. امام حسین ‏علیه السلام{۷}
ب) راویان حدیث از صحابه
۱. ابوبكربن ابى‏ قحافه تمیمى
۲. ام سلمه همسر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم
۳. انس‏ بن مالك انصارى خزرجى، خادم پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم
۴. براءبن عازب انصارى اوسى
۵. ثابت‏ بن ودیعه انصارى
۶. جابربن عبداللّه انصارى
۷. حذیفةبن الیمان یمنى
۸. حسان ‏بن ثابت
۹. خزیمةبن ثابت انصارى ذوالشهادتین
۱۰. زیدبن ارقم انصارى خزرجى
۱۱. سعدبن ابى وقّاص، ابواسحاق
۱۲. سلمان فارسى ابوعبداللّه
۱۳. سهل‏ بن سعد انصارى، خزرجى، ساعدى، ابوالعباس
۱۴. عایشه دختر ابى‏بكر
۱۵. عبداللّه‏ بن عباس
۱۶. عثمان‏ بن عفّان
۱۷. عمّاربن یاسر عنسى، ابوالیقظان
۱۸. عمربن خطاب{۸}
۱۹. قیس‏بن ثابت‏بن شمّاس انصارى
و...{۹}
اسامى ۱۱۰ نفر از بزرگان صحابه نقل شده كه حدیث غدیر را روایت كرده ‏اند؛ اما مى‌‏توان گفت به ‏طور حتم بیش از این افراد حدیث غدیر را روایت كرده‏ اند؛ زیرا مطابق نقل تاریخ صدهزار یا بیشتر در سرزمین خم حاضر بوده ‏اند.
حافظ سجستانى(متوفا ۴۷۷ ه.ق) در كتاب الدرایة فى حدیث الولایة نام ۱۲۰ صحابى راوى این حدیث را آورده است{۱۰}.
ج) راویان حدیث از تابعین
حدیث غدیر را ۸۴ نفر از تابعین نقل كرده‏ اند؛ امثال:
- ابوسلیمان مؤذن از بزرگان تابعین
- ابوصالح سمّان ذكوان مدنى (احمدبن حنبل او را ثقه ثقه معرفى كرده{۱۱})
- اصبغ‏بن نباته كوفى
- حكم ‏بن عتیبه كوفى، كندى، در حق او گفته شده ثقه، ثبت، فقیه
- زاذان‏بن عمر كندى، بزّار كوفى، از بزرگان تابعین
- سلیم ‏بن قیس هلالى
- طاووس ‏بن كیسان یمانى، جَنَدى
- عمربن عبدالعزیز، خلیفه اموى
- مسلم ‏بن صُبَیح همدانى، كوفى، عطار
- و دیگران.
د) راویان حدیث غدیر از قرن دوم تا قرن چهاردهم
در قرن دوم ۵۶ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- حافظ محمّدبن اسحاق مدنى (۱۵۱ه.ق)
- حافظ وكیع‏بن جراح (۱۹۶ه.ق)
در قرن سوم ۹۲ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- حافظ محمّدبن اسماعیل بخارى {۱۲}(۲۵۶ه.ق)
- حافظ احمدبن یحیى بلاذرى{۱۳}(۲۷۹ه.ق)
در قرن چهارم ۴۳ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- احمدبن شعیب نسائى در سنن و خصائص {۱۴}(۳۰۳ه.ق)
- حافظ احمدبن على موصلى، ابویعلى {۱۵}(۳۰۷ه.ق)
- ابوالقاسم طبرانى{۱۶}(۳۶۰ه.ق)
در قرن پنجم ۲۴ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- ابوبكر خطیب بغدادى {۱۷}(۴۳۶ه.ق)
- حافظ حسكانى حنفى{۱۸}(۴۹۰ه.ق)
در قرن ششم ۲۰ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- ابن عساكر دمشقى {۱۹}(۵۷۱ه.ق)
- موفق‏ بن احمد خوارزمى {۲۰}(۵۶۸ه.ق)
در قرن هفتم ۲۱ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- فخرالدین رازى شافعى {۲۱}(۶۰۶ه.ق)
- ابن اثیر جزرى {۲۲}(۶۳۰ه.ق)
- ابن ابى الحدید معتزلى{۲۳}(۶۵۵ه.ق)
در قرن هشتم ۱۸ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- شیخ الاسلام جوینى {۲۴}(۷۲۲ه.ق)
- ابن كثیر شافعى{۲۵}(۷۷۴ه.ق)
و....
در قرن نهم ۱۶ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- حافظ ابى الحسن هیثمى شافعى {۲۶}(۸۷۰ه.ق)
- ابن صباغ مالكى {۲۷}(۸۵۵ه.ق)
و....
در قرن دهم ۱۴ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- ابن حجر هیثمى شافعى{۲۸}(۹۷۴ه.ق)
- متقى هندى{۲۹}
و....
در قرن یازدهم ۱۲ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- نورالدین حلبى شافعى {۳۰}(۱۰۴۴ه.ق)
- احمدبن الفضل‏ بن محمّد‌ باكثیر المكى الشافعى (۱۰۴۷ه.ق)
و....
در قرن دوازدهم ۱۳ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- ابن حمزه حرّانى {۳۱}(۱۱۲۰ه.ق)
- ضیاءالدین مقبلى (۱۱۰۸ه.ق)
در قرن سیزدهم ۱۲ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- شهاب الدین آلوسى{۳۲}(۱۲۷۰ه.ق)
و....
در قرن چهاردهم ۱۹ نفر از علماى اهل سنت از قبیل:
- شیخ محمّد عبده مصرى {۳۳}(۱۳۲۳ه.ق)
سید عبدالحمید آلوسى (۱۳۲۴ه.ق)
و....

منابع:

۱- الامینى، الغدیر، ج ۱، ص ۱۴- ۱۵.
۲- ابن‏ مغازلى، المناقب، ص ۱۱۲، ح ۱۵۵؛ ذهبى ‏میزان الاعتدال، ج ۱، ص ۴۴۱، رقم ۱۶۴۳.
۳- ابن حنبل، مسند، ج ۴، ص ۳۷۰ و ج ۱، ص ۱۱۹؛ ابن الاثیر، اسدالغابه، ج ۳، ص ۳۰۷؛ ابن ابى ‏الحدید، شرح نهج ‏البلاغه، ج ۴، ص ۷۴ و....
۴- خوارزمى، المناقب، ص ۱۸۲، ح ۲۲۱؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۰۷.
۵- الامینى، الغدیر، ص ۱۲۷ به نقل از: جزرى، أسنى المطالب، ص ۴۹.
۶- قندوزى، ینابیع الموده، ج ۳، ص ۳۶۹.
۷- سلیم، كتاب سلیم، ص ۳۲۱.
۸- حدیث او را حافظ ابن مغازلى در مناقب، ص ۲۲، ح ۳۱ و ابن كثیر دمشقى در البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۸۶ و ذخائر العقبى، ص ۶۷ به نقل از مسند احمد آورده است. اینان عمر را از جمله راویان حدیث غدیر به حساب آورده ‏اند.
۹- نام همه راویان در الغدیر، جلد ۱ آمده است.
۱۰- رضوانى، غدیرشناسى و پاسخ به شبهات، ص ۹۴.
۱۱- ابن حنبل، العلل و معرفة الرجال، ج ۳، ص ۱۶۱، رقم ۴۷۲۳.
۱۲- بخارى، التاریخ الكبیر، ج ۱، ص ۳۷۵.
۱۳- بلاذرى، انساب الاشراف، ص ۱۰۸.
۱۴- نسائى، خصائص امیرالمؤمنین، ص ۱۳۲ _۱۰۴ _۱۰۳ _۱۰۱ _۱۰۰ _۹۶ _۹۳.
۱۵- ابویعلى، المسند، ج ۱۱، ص ۳۰۷.
۱۶- طبرانى، المعجم الاوسط، ج ۲، ص ۳۶۹ _۲۷۵.
۱۷- بغدادى، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۸۴.
۱۸- حسكانى حنفى، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۰۱، ح ۲۱۱.
۱۹- ابن عساكر دمشقى، ترجمة الامام على‏بن ابى‏طالب، ج ۲، ص ۷۰.
۲۰- خوارزمى، المناقب، ص ۱۵۴، ح ۱۸۲.
۲۱- فخر رازى، التفسیر الكبیر، ج ۱۲، ص ۴۹.
۲۲- ابن الاثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۳۶۴.
۲۳- ابن ابى‏الحدید، شرح نهج‏البلاغه، ج ۱، ص ۱۳.
۲۴- جویینى، فرائد السمطین، باب ۱۲.
۲۵- ابن كثیر دمشقى، البدایة و النهایة، ج ۵، ص ۲۰۹.
۲۶- هیثمى، مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۶۵.
۲۷- ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه، ج ۱ص ۲۳۵.
۲۸- ابن حجر هیثمى شافعى، الصواعق المحرقة، ص ۴۳.
۲۹- هندى، كنز العمال، ج ۱۳، ص ۱۵۸ _۱۵۷ _۱۳۸ _۱۳۱ _۱۰۵ _۱۰۴ و ۱۶۸.
۳۰- حلبى شافعى، السیرة الحلبیة، ج ۳، ص ۲۷۴.
۳۱- ابن حمزه حسینى، البیان و التعریف، ص ۵۹۳.
۳۲- الالوسى، شهاب الدین، روح المعانى، ج ۶، ص ۱۹۴.
۳۳- رشیدرضا، المنار، ج ۶، ص ۳۸۴.