آیا می دانید اگر جز دو نفر در زمین باقی نباشند حتماً یکی از آن ها .....

امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر مردم زمین تنها دو كس باشند یكى از آن دو امام است و فرمود: آخرین كسى كه‏ بمیرد امام است تا كسى بر خداى عز و جل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است.

أصول الكافی / ترجمه مصطفوى، جلد1، صفحه 254





 

مردم گذشته نسبت به ائمه ی زمان خودقدر نشناس بودند چرا بهای سنگین غیبت را ما باید بپردازیم؟

خلاصه ای از آنچه خواهد آمد:
سخن از علت اصلی غیبت آغاز می گردد. آنچه نه ما می دانیم و نه به کنکاش آن توصیه شده ایم! سپس اما برخی حکمتها و آثاری که برای غیبت ذکر شده را مرور می کنیم. از جمله حفظ جان آن اعلی حضرت و نیز آمادگی انسانها برای ظهور. در این بین تیغ سخن رو به من و تو برمی گردد و می پرسد: تو با امام زمانت چه کردی؟ آیا به یادش هستی و یا تو نیز چون دیگران...! ناگاه دست در دست تاریخ می نهیم و به دنبالش می دویم تا سر از پشت بام خانه ی یکی از شیعیان در می آوریم. می بینیم که خون گوسفند سربریده ای که از ناودان جاری شده و در حیاط منزل می ریزد، چه ولوله ای در دل افراد ایجاد خواهد کرد. تاریخ باز چشممان را می بندد و سالها عقب می برد. خود را در برابر تنور داغی می یابیم. مرد سرافکنده ای را می بینیم که نگاهی به تنور می اندازد و نگاهی به زمین. شرم از سر و رویش می ریزد اما زبانش جز سکوت، توانی ندارد. از کمند تاریخ که رها شویم، سخن نیز کم کم به پایان رسیده است. من و تو می مانیم و آینده ای که باید انتخابش کنیم.

پاسخ به تفصیل:
علت اصلی غیبت؟
در ابتدا باید به این نکته ی بسیار مهم اشاره کرده که علت غیبت طبق روایات معصومین علیهم السلام پس از ظهور آشکار خواهد شد و در حال حاضر از آن اطلاعی نداریم؛ اما از روایات تنها می توان به حکمت غیبت یا برخی از دلایل آن پی برد.
برخی از حکمتهای غیبت
1. از دلایل یا حکمت های غیبت این است که جان امام عصر علیه السلام حفظ شود.
2. از دلایل غیبت این است که پیروان ایشان یا شاید اکثر انسان های جهان آمادگی ظهور ایشان را ندارند. این آمادگی به معنای پذیرش دستورات و عدل امام زمان علیه السلام است. صرف نظر از غیر شیعیان، آیا خود ما که پیرو این امام هستیم کاملاً خود را آماده برای اطاعت بی چون و چرا از ایشان کرده ایم؟ یکی از نمونه های این اطاعت ترک گناهان است.
3. از دلایل غیبت این است که پیروان و دوستداران آن حضرت نسبت به گناهان بی توجه اند و از یاد حجت خدا غافل گشته اند. برای مشخص شدن این کوتاهی ، کافی است در زندگی روزمره ی خود و یا زندگی دیگر پیروان آن امام دقت کنیم و دریابیم که آیا مشکلی و کمبودی نسبت به نبود امام مهدی علیه السلام در زندگی خود احساس می کنیم یا خیر؟!
آیا نبود و غیبت ایشان برای ما فراموش نشده است و دچار اضطرار شده ایم؟ آیا عدم دسترسی مستقیم به حجت خدا بر ما و زندگی ما تاثیر گذاشته است؟...
از این رو است که خود آن امام بزرگوار در نامه هایی (توقیعاتی) به اشخاص مختلف چون شیخ مفید مکتوب فرموده اند که گناهان شما شیعیان مانع ظهور است و یا اگر به اندازه لنگه کفشی برای شما اهمیت داشتیم به دنبال ما می گشتید و ... [ برای مشاهده برخی از آنان می توانید به منابع مختلفی از جمله بحارالانوار / جلد 53 / باب 31 مراجعه نمایید ]
همه نشان دهنده ی این است که در کنار خطاهای امت های گذشته، خود ما هنوز آماده ظهور مبارکشان نگشته-ایم و چه بسا گناهان ما باشد که مانع آن شود.


به دو داستان زیر که مضموناً نقل شده توجه فرمایید:
یکی از بزرگان از وضع ناگوار غیبت به ستوه آمده و به نحوی امام زمان علیه السلام را می بیند و عرض می کند که یاران شما بسیار زیادند. پس چرا ظهور محقق نمی شود؟ امام به او می فرمایند یاران در یک روزی در منزلی جمع شوید و یک قصاب و چند گوسفند نیز بیاورید.
تمام این شیعیان آن منطقه که خود را یاور مهدی موعود علیه السلام می دانستند جمع شده و منتظر می شوند تا اینکه از بام این خانه جلالی ظاهر می شود و باور همگان بر این می شود که حضرتش تشریف فرما شده اند. قصاب نیز بالای بام می رود. در ابتدا خود آن عالم صدا زده می شود و به بالای بام می رود. امام زمان علیه السلام به قصاب دستور می دهند یکی از گوسفندان را بکشد. خون گوسفند از ناودان در حیاط جاری می شود و حاضرین بسیار حیرت می کنند که او کشته شد.پس از او بهترینِ جمع به بالا فراخوانده می شود و باز گوسفندی دیگر کشته شده و داستان تکرار می شود. نهایتاً پس از بالا آمدن چند نفر و ظاهراً کشته شدن آنها، حضرت رو به آن عالم کرده، می فرمایند پایین را نگاه کن. او نگاه می کند و تمام حیاط را خالی می بیند. می فرمایند که آنها طاقت تحمل دستورات ما را ندارند.
در همین مورد باز نقل شده عده ای از خراسان نزد امام صادق علیه السلام آمده و به ایشان عرض می کنند که با توجه به تعداد ما شما قیام کنید که ما شیعیان شما هستیم و از شما حمایت خواهیم کرد. حضرت به تنور روشنی که در گوشه ی اتاق قرار داشته اشاره می کنند و بی مقدمه می فرمایند: به داخل تنور برو! آن مورد متحیر شده و بهانه جویی می کند. همان هنگام یکی از شیعیان ایشان رسیده و امام به او دستور می دهند وارد تنور شود. او بی چون و چرا و پرسش وارد می شود.
امام رو به فرد خراسانی که مبهوت مانده می فرمایند چند نفر از شما این چنین هستید؟ و او پاسخ می دهد هیچ. سپس آن شخص از تنور سالم بیرون می آید. حضرت این گونه شیعیان را نیاز داشته اند و در زمان ما نیز امام عصر علیه السلام به همین گونه.
بنابریان می توان از دلایل غیبت به مشکلات خودمان نیز در کنار امم گذشته اشاره کرد که ما نیز بی نقصیر نیستیم!
با فرض اینکه حتی ما مقصر در این غیبت نباشیم، اینکه تاوان غیبت را می دهیم کاملاً صحیح نیست. چراکه در روایات زیادی داریم که دیدن فیزیکی امام معصوم در کنار فضائل بیشمارش، تنها غایت نیست.
چه بسا شیعیانی که در زمان مثلاً امام سجاد علیه السلام در بلخ می زیسته و ابداً ایشان را ملاقات نکرده باشند. اما به فرموده-ی خود آن بزرگواران دیدار لازم نیست، بلکه ارتباط می تواند قلبی باشد.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: الْإِمَامُ دَلِیلٌ لِلْقَاصِدِینَ وَ مَنَارٌ لِلْمُهْتَدِینَ وَ سَبِیلُ السَّالِكِینَ وَ شَمْسٌ مُشْرِقَةٌ فِی قُلُوبِ الْعَارِفِین‏ (بحارالانوار / ج 25 / ص 169 )
امام در قلوب عارفین نورافشانی می کند و لزومی ندارد ارتباط تنها فیزیکی باشد، هرچند که بسیار گرانبها خواهد بود اگر این ارتباط با دیدار ظاهری نیز همراه شود.
امام هادی علیه السلام در پاسخ به نامه ای که در همین مضمون بوده فرموده اند که با من در حال غیبتم صحبت کنید، همان گونه که انگار در حضور من نشسته اید.
هم چنین درباره ی جناب اویس قرنی می دانیم که ایشان در طول حیاتشان به دیدار پیامبر صلی الله علیه وآله موفق نشد، اما پیامبر صلی الله علیه وآله مقامش را بسیار بالا ذکر کرده اند و از او به نیکی یاد فرموده اند. این نشان می دهند تنها دیدار ظاهری امام ملاک نیست و لزوماً ما که از دیدار امام زمانمان محرومیم، دچار خسران نشده ایم.
از طرفی ما اگر چه شاید بهای غیبت را می پردازیم، اما این به دلیل عقب افتادنمان از گذشتگان یا کمبودهایی از سوی خودمان نیست. چراکه با توجه به نکته ی ارتباط قلبی، بسیار در روایات داریم که شیعیان حقیقی عصر غیبت بالاترین مقام ها را دارند. با توجه اندکی به ترک گناهان و عمل به دستورات دین و صبر در این دوران و انتظار حجت موعود، ما می توانیم به مقامی صد مرتبه بالاتر از گذشتگان یا حتی خودمان در شرایط ظهور برسیم.


به روایت زیر توجه کنید:
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: یَا عَلِیُّ أَعْجَبُ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَكُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ ص وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَیَاضٍ ( وسائل الشیعه / ج 27 / ص 92 )
ای علی! با ایمان ترین مردم و با یقین ترین آنها قومی هستند که در آخرالزمان خواهند آمد و پیامبرشان را ندیده و حجتشان از آنها محجوب گشته و آنها به نوشته ایمان آورده اند.
3. در روایات به ما کاری آموخته اند که توسط آن شرایط مانند زمان حضور خواهد شد . آن انتظار است. با این کار تکلیف را انجام داده ایم و علاوه بر جبران نقص گذشتگان، از آنها بسیار پیشی گرفته ایم و این یک موقعیت بسیار عالی است که خدای متعال برای ما مقدر فرموده است.
فَإِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج ( بحارالانوار / ج50 / ص 317 )
پیامبر صلی الله علیه وآله گفتند با فضیلت ترین اعمال امت من انتظار فرج است.
به هر ترتیب امیدواریم پاسخ پرسش خود را یافته باشید.

خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه سوال جدید درباره ی این مقاله یا پرسش های دیگر، آن را با ما در میان گذاشته تا مجدداً با یکدیگر در ارتباط باشیم.