به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


خداوند؛ جانشین پیامبرش را انتخاب می کند.


انتخاب أمیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله از سوی خدا بوده است و خداوند به عنوان برگزیدگانش به علم و حکمت نافذ خود عمل می کند.در قرآن کریم خطاب به کسانی که نسبت به فرستادگان الهی، عیب جویی می کردند آمده: اَللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسَالَتَهُ  سوره انعام 124"خداوند خود می داند که رسالتش را درکجا قرار دهد و چه کسی را به این کار بگمارد همچنین خداوند در توصیف گروهی از انبیاء می فرماید:
وَ إِنهَّمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَینَ الْأَخْیَار :سوره ص 47" آنان در نزد ما از نیکان برگزیده هستند.
همین حالت در گزینش سایر اولیای الهی و اوصیای انبیاء نیز برقرار است و خداوند به علم خود کسانی را انتخاب می کند که با معیارهای الهی نیک و برگزیده اند و عظمت این وصف بسیار قابل تأمّل است و چه بسا در موردی از حدّ درک و تشخیص ما بیرون باشد.
ما البته با ملاحظه حالات اولیای برگزیده ی الهی و یا از طریق آیات و روایات، به گوشه ای از صفات این انسان های برتر پی می بریم و در می یابیم که داشتن این اوصاف با احراز مقامات الهی مرتبط هستند، ولی هرگز احاطه ی ما به عظمت مقام نبوّت و امامت و بزرگی مقام انبیاء و امامان علیهم السّلام در حدی نیست که بتوانیم بگوییم مثلا أمیرالمؤمنین علیه السّلام به دلیل علم و زهد و معرفت و ... که در او مشاهده می شود به مقام امامت رسیده است.
تنها در یک جمله که از خطبه ی غدیر برگرفته ایم از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل می کنیم که فرمود:
مَعاشِرَ النّاسِ فَضِّلوا عَلِّیاً فَأِنَّهُ أَفضَلُ النّاسِ بَعدی
ای مردم! علی را بر دیگران برتری دهید که او برترین انسان ها پس ازمن است.


در نهایت باید تأکید کرد که خداوند بندگان خود را بهتر می شناسد و با شناختی که قبل از خلقت آنان دارد بهتر می داند کدام یک شایستگی حجّت خداوند بودن را داراست، لذا خداوند تقدیر نموده تا جانشینان پیامبر خاتمش بعد از حضرت علی علیه السلام همگی از نسل حضرت زهراعلیه السلام و از صلب أمیرالمؤمنین علیه السلام باشند، تا امام زمان علیهم السلام.
پس تقدیر خداوند است که پیامبر عظیم الشأنی چون حضرت عیسی علیه السّلام فرزند مادری برگزیده و والا مقام چون حضرت مریم علیها السّلام شود و نباید پرسید چطور در این عالم بزرگ و در میان آن همه انسان، این دو انسان برتر مادر و فرزند باشند؟ البته در این مورد خاص خداوند متعال طی ماجرایی معجزه آسا عیسی علیه السّلام را در رحم آن بانوی بزرگوار نهاد، اما همین تقدیر می توانست به صورت عادی و از طریق توالد نیز صورت پذیرد.
ضمناً این که برگزیدگان خداوند در یک نسل قرار داشته باشند، در انبیای گذشته نیز سابقه دارد. خداوند در قرآن چند بار این ترکیب را به کار برده است.
«اِبرَاهِیمَ وَ اِسمَاعِیلَ وَ یَعقُوبَ وَ الاَسبَاطِ» حضرت اسماعیل علیه السّلام و حضرت یعقوب علیه السّلام فرزندان حضرت ابراهیم علیه السّلام و اسباط دوازده تن از نوادگان حضرت یعقوب که انبیای بنی اسرائیل بوده اند) اسباط یعنی نوادگان: (همچون بقره 136"خداوند به علم و حکمت نافذ خود برگزیدگانش را از میان مردم برای رسالت و امامت انتخاب می کند و جایی برای چون و چرای ما انسان ها در مقابل علم و حکمت الهی باقی نمی ماند.خدا حتی گاهی رسالت خود را به کودکی در گهواره می سپارد که او لب می گشاید و ندا در می دهد:
اِنِّی عَبدُاللهِ آتَانِیَ الکِتَابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیّاً سوره مریم آیه 30"من (عیسی علیه السّلام) بنده خدایم، مرا کتاب داده و پیامبرم قرار داده است.
در آیه فرموده مرا پیامبر قرار داده است و نفرموده پیامبر قرار خواهد داد. همچنین خداوند خطاب به جناب یحیی علیه السّلام می فرماید:
یَا یَحیَی خُذِ الکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَینَاهُ الحُکمَ صَبِیّاً :سوره مریم آیه 12" ای یحیی! کتاب (آسمانی) را با قدرت بگیر و حکم نبوّت را در خردسالی به او دادیم.
البته در مورد أمیرالمؤمنین علیه السّلام مسئله اساساً به گونه ی دیگری است. در موقع رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله حضرت علی حدود سی و پنج سال داشت که سن کمال رشد و نزدیک به سنی است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله در آن به مأموریت سنگین و طاقت شکن رسالت مبعوث گردید.
در حالی که جز حضرت علی علیه السّلام و حضرت خدیجه علیها السّلام هیچ یاور و همراهی نداشت و جزیرة العرب در مقابل او بود.
اینجا باید توجه کرد که مسئله ی کمی سن أمیرالمؤمنین علیه السّلام یکی از بهانه هایی بود که از سوی مخالفین خلافت حضرت عنوان شد و هیچ مبنای قرانی و دینی نداشت بلکه با این مبانی در تعارض بود. اینها کسانی بودند که اندکی قبل از رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نیز از شرکت در لشکری که فرمانده ی آن جوانی منصوب از سوی پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله به نام اسامه بود سرپیچی کردند و گفتند اسامه جوان است و شایسته فرماندهی سپاه نیست.
سرانجام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله کسانی را که از شرکت در این لشکر سرباز زنند نفرین فرمود، اما آن ها با ظاهری حق به جانب می گفتند: ما نگران بیماری پیامبر هستیم و نمی توانیم از ایشان دور شویم!

(شرح ماجرای سپاه اسامه در همه کتب تاریخی شیعه و اهل سنت، در حوادث ایام نزدیک به رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آمده است)